لینک #فایل_صوتی
حجت الاسلام مجید شاکری
شب سوم دهه دوم محرم ۱۴۰۱ هق
موضوع ؛ غم و شادی در وادی ولایت امام
هیئت فاطمه الزهراء سلام الله علیها
مجمع جوانان حضرت زهرا سلام الله علیها
👇👇👇👇👇👇👇
https://t.me/majidshakeri118/2680
❇️ #خاتم_الانبیاء صلیاللهعلیهوآله آخرین پیامبر و کتاب او آخرین کتاب و رسالت او آخرین رسالت است.
📖 و #قرآن معجزهی جاویدان او تا روز قیامت است. خداوند او را با این معجزه ویژه ساخت، چون آیین جاودان در گرو دلیل جاویدان است؛ از این رو او را با کتابى فرستاد که از هیچ سویى باطل در آن راه ندارد و جنّ و انس را تا قیامت از آوردن چنین کتابى عاجز دانسته و فرمود:
✨ ﴿قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ اْلإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْض ظَهِیراً¹﴾؛ «بگو اگر انس و جنّ گرد آیند تا مانندى براى این قرآن آورند، نمى توانند مثل آن بیاورند، هرچند برخى پشتیبان بعض دیگر باشند.»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 ۱. سوره اسراء، آیه ۸۸.
📚 کتاب مقدمهی اصول دین
☑️ @MAJIDSHAKERI118
لینک #فایل_صوتی
حجت الاسلام مجید شاکری
شب چهارم دهه اول محرم ۱۴۰۱ هق
موضوع ؛ روش شیطان برای انحراف از صراط مستقیم
هیئت فاطمه الزهراء سلام الله علیها
مجمع جوانان حضرت زهرا سلام الله علیها
👇👇👇👇👇👇👇
https://t.me/majidshakeri118/2682
⁉️عواقب ریاست طلبی‼️
✅امام حسین علیهالسلام، یکی از یاران خود به نام «بریر بن حضیر» را نزد «عمر بن سعد» فرستادند تا او را نصیحت کند.
عمرسعد در پاسخ به نصایح بریر گفت:
«می دانم هر کسی که با حسین بجنگد و او را بکشد در آتش است!»
بریر پرسید:
«پس چرا می خواهی با او بجنگی؟!»
عمر سعد پاسخ داد:
«ای بریر! آیا می خواهی حکومت ری را رها کنم تا به شخص دیگری برسد؟!»
بریر نزد امام حسین برگشت و گفت:
«عمر سعد می خواهد برای رسیدن به حکومت ری، شما را بکشد!»
📚الفتوح ، جلد ۵ ، صفحه ۱۷۱
📚تاریخ الخلفا ، صفحه ۸۲
#تاریخ #امام_حسین
@MAJIDSHAKERI118
لینک #فایل_صوتی
حجت الاسلام مجید شاکری
شب چهارم دهه اول محرم ۱۴۰۱ هق
موضوع ؛ روش شیطان برای انحراف از صراط مستقیم
هیئت فاطمه الزهراء سلام الله علیها
مجمع جوانان حضرت زهرا سلام الله علیها
👇👇👇👇👇👇
https://t.me/majidshakeri118/2685
⚠️حق را شناخت ولی یاریاش نکرد⚠️
((هرثمه بن سلیم)) از یاران امامعلی علیهالسلام در جنگ صفین بود. در راه بازگشت، سپاه امیرالمومنین در ((کربلا)) توقف نمود.
آنگاه امام علی علیه السلام مُشتی از خاک کربلا را برداشت و آن را بویید و فرمود:
((ای خاک! همانا از تو، مردمی محشور می شوند که بدون حسابرسی وارد بهشت میگردند))
چندین سال گذشت و هرثمه، اینبار یکی از نیروهای سپاه ((عبیدالله بن زیاد)) در کربلا بود.
هنگامی که هرثمه به سرزمین کربلا رسید، به یاد آن سخن امیرالمومنین افتاد و به سمت امام حسین علیهالسلام رفت.
پس از عرض سلام، حدیثی که از امام علی شنیده بود را برای امامحسین بازگو کرد.
امام حسین فرمودند:
((با ما هستی یا بر ضد ما؟))
هرثمه گفت:
((نه با شما هستم و نه بر علیه شما! خانوادهام در کوفه هستند و از ابنزیاد برایشان نگرانم))
امام حسین علیه السلام در پاسخ فرمودند:
((برو! تا آن که قربانگاه ما را نبینی و صدای ما را نشنوی، زیرا اگر کسی امروز صدای ما را بشنود و به یاریما نشتابد، جایگاهش دوزخ است))
هرثمه با سرعتی هر چه تمام، پا به گریز نهاد و پنهان شد.
📚شرح نهجالبلاغه (ابن ابی الحدید) جلد ۳، صفحه ۱۶۹
📚الامالی شیخ صدوق، صفحه ۱۱۷
📚تاریخ ابن عساکر، صفحه ۲۳۵
📚موسوعة کلمات الامام الحسین، صفحه ۳۸۰
#امام_حسین #تاریخ
@MAJIDSHAAKERI118
لینک #فایل_صوتی
حجت الاسلام مجید شاکری
شب ششم دهه اول محرم ۱۴۰۱ هق
موضوع ؛
هیئت فاطمه الزهراء سلام الله علیها
مجمع جوانان حضرت زهرا سلام الله علیها
👇👇👇👇👇👇
https://t.me/majidshakeri118/2689
🏴 شفاعت امام حسين (ع) به خاطر مادر
مرحوم آقا شيخ محمدحسين قمشهای که از شاگردان سيد مرتضی کشميری بود در سن 18 سالگی در قمشه مبتلا به مرض حصبه شد، اطبا در مداوای او توفيقی نيافتند و ايشان فوت کرد. مادرش گفت :«دست به جنازه فرزندم نزنيد تا من برگردم»، قرآن را برداشت و گريهکنان به پشت بام رفت و اباعبدالله (ع) را شفيع قرار داد و گفت :«دست از شما برنمیدارم تا بچهام زنده شود». چند دقيقه نگذشت که شيخ محمدحسين زنده شد و گفت : «برويد به مادرم بگوييد که شفاعت امام حسين (ع) پذيرفته شد.» او میگويد :« وقتی مرگم نزديک شد دو نفر نورانی سفيدپوش را ديدم که گفتند :«چه باکی داری؟» گفتم :«اعضايم درد میکند». يکی از آن دو دست به پايم کشيد راحت شدم، ديدم اهل خانه گريانند ولی هرچه خواستم بگويم که راحت شدم نتوانستم تا آن که آن دو من را به حرکت درآوردند؛ در بين راه شخصی نورانی را ديدم که به آن دو فرمود :«ما سی سال عمر به او عطا کرديم» و فرمود :« او را به مادرش برگردانيد که يکباره ديدم همه گريان هستند»
اکثر علمای نجف نقل کردهاند ايشان که مدتی بعد از ساکنان نجف شدند پس از سی سال به ديار باقی شتافتند.
📚منابع: داستانهای شگفتانگيز شهيد آیت الله دستغيب. کرامات و مقامات عرفانی امام حسين (علیه السلام)
@MAJIDSHAKERI118
‼️حسین بن علی، تفرقهافکن است‼️
✅ابن زیاد در نامهای به عمربنسعد نوشت:
((اگر حسین، تسلیم شد، او را سالم نزد من بیاور. ولی اگر امتناع کرد، آنها را بکُش و بدنهایشان را قطعهقطعه کن.
هر گاه حسین، کشته شد، بر جنازهاش اسب بتازان و سینه و پشتش را زیر سُم اسبها لگدکوب کن.
زیرا حسینبنعلی، انسانی نافرمان، تفرقهافکن، قطع کننده پیمان خویشاوندی و ستمگر است!))
🏴پس از شهادت امام حسین علیهالسلام، عمربن سعد به لشکریان گفت:
((چه کسی برای اسب تاختن بر جنازه حسین داوطلب می شود؟))
ده نفر داوطلب شدند و با اسب بر پیکر حسین تاختند و استخوانهای سینه و پشتش را شکستند.
📚تاریخ طبری ، جلد ۴ ، صفحه ۳۱۴
📚اعلام الوری ، جلد ۱ ، صفحه ۴۵۳
📚مقتل خوارزمی، جلد ۲، صفحه ۳۹
#امام_حسین #تاریخ
@MAJIDSHAKERI118
✅فکر کن؛ امام حسین علیهالسلام در حالی که محاصره شده است، از کربلا، یک نامه دو خطی برای برادرشان محمد حنفیه و قبیله بنیهاشم مینویسند. نامهای که قرار است آخرین نامه امام حسین باشد؛
و فقط دو خط!
((بِسمِ اللّه ِالرَّحمنِ الرَّحيمِ، مِنَ الحُسَينِ بنِ عَلِي إلى مُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ ومَن قِبَلَهُ مِن بَني هاشِمٍ، أمّا بَعدُ، فَكَأَنَّ الدُّنيا لَم تَكُن وكَأَنَّ الآخِرَةَ لَم تَزَل، وَالسَّلامُ))
((نامه اى است از حسینبنعلى به محمد بن على، و دیگر بنى هاشم. اما بعد، دنيا چنان است كه گويى هرگز نبوده است و آخرت ، چنان است كه گويى همواره بوده است! بدرود))
📚كامل الزيارات، صفحه ۱۵۸ ،حدیث ۱۹۶
📚بحار الأنوار، جلد ۴۵ ، صفحه ۸۷، حدیث ۲۳
#امام_حسین
@MAJIDSHAKERI118
‼️چه استدلال آشنایی‼️
✅پس از شهادت امام حسینعلیهالسلام و هجوم سربازان به خیمهها، یکی از سربازهای دشمن، در حالی که گریه میکرد، لباس فاطمه، دختر امام حسین را غارت کرد.
فاطمه از او پرسید:
((چرا گریه می کنی؟!))
مرد پاسخ داد:
((آیا لباس دختر پیامبر را غارت کنم؛ اما گریه نکنم!؟))
فاطمه گفت:
((پس رها کن !))
مرد گفت:
((میترسم شخص دیگری آن را غنیمت بگیرد!))
📚ترجمه الامام حسین ، صفحه ۷۸
#تاریخ #امام_حسین
@MAJIDSHAKERI118
‼️نماز و نیایش شمربن ذی الجوشن‼️
✅ابواسحاق نقل می کند:
همراه با شمر بن ذی الجوشن نماز میخواندیم. بعد از نماز، "شمر" دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت:
«خدایا ! تو می دانی که من مردی شریف هستم!! مرا مورد بخشش قرار بده.»
به او گفتم :
«چگونه خداوند تو را ببخشد ، در حالی که در قتل فرزند رسولالله مشارکت کردهای؟!»
شمر پاسخ داد:
«مگر ما چه کردیم؟! حاکمان ما به ما دستور دادند که چنین کنیم؛ ما نیز نمیبایست با حاکمان خود مخالفت میکردیم.»
من به او گفتم:
«این عذر نادرستی است. اطاعت از حاکم، تنها در کارهای خوب است.»
📚لسان المیزان ، جلد ۳ ، صفحه ۱۵۱
📚ترجمة الامام الحسین ، صفحه ۸۸
#تاریخ #امام_حسین
@MAJIDSHAKERI118