می گویند
پشت سر مسافر اگر
آب بریزید برمی گردد...
اشک من...
از آب زلال تر است،
چرا مسافر من بر نمی گردد...
#مادر_شهید
🌱|@martyr_314
یک شخصیتی کاملا معمولی داشت
و به گونهای نبود که از جمع کنارهگیری کند
ایشان روحیهای شاد داشت
و با همه در ارتباط بود
مانند خیلی از افراد دیگر موسیقی گوش میداد
و اهل موسیقی مجاز بود
عروسی ما اما مولودی بود!
آقا مهدی بسیار اهل فست فود و عاشق
پیتزا بود و همیشه میگفت
اگر روزی شهید شدم به همه بگو:
شهید عاشق پیتزا بود :)
همسر#شهیدمهدیبختیاری
🌱|@martyr_314
بازی اسم فامیل بود...
اسم با [شین] رو نوشته بود
#شهیده
کلی بهش خندیدیم!
بعدنا که شهید شد فهمیدیم
چه قدر عاشق بوده... :)🍃
🌱|@martyr_314
از تمام خواهران مسلمانم میخواهم كه
موقعیت حساس خود را درک كنند و حدود
و احكام الهی را بشناسند
از معصیت خدا دوری نموده و در صدد
كسب رضایت خداوند باشند!
خود را به علم و عمل مصلح كنند و بدانند
كه وظیفهی بزرگ ساختن اجتماع و تربیت
انسانها بر عهدهی آنهاست؛
و بهشت زیر پای مادرانیست كه از
عهده این وظیفه سنگین برآیند!
#شهیدداوودقاسمی
🌱|@martyr_314
#عاشقانه_شهدا🙃🍃
دیپلمم را تازه گرفته بودم؛
که آمدند خواستگاری.
شرط ها و معیار هایمان را گفتیم
اما هر کدام با یک محور اصلی
شرط اصلی ام
ماندنش در سپاه بود
و شرط حاجی
اعتقاد به حضرت امام(ره)
و اطاعت بی چون و چرا از رهبری
همسر#شهیدحسینبهمنی
🌱|@martyr_314
طرف داشت غیبت میکرد، بهش گفت: شونه هاتو دیدی؟!
گفت: مگه چی شده؟!
گفت: یه کوله باری از گناهانِ اون بنده خدا رو شونه های توعه...!!
#شهیدمحمدرضادهقانامیری
🌱|@martyr_314
#عاشقانه_شهدا🙃🍃
ابراهیم از بس پشت موتور توی ســرما نشسته بود، سینوزیت گرفتـه بود و سرش درد مۍگرفت. برای آرامش سر دردش گاهۍ سیگار مۍڪشید.
وقتۍ ڪه رفتیم خواستگـاری، بعد از اتمام شـرط و شـروط، مادرم گفت: یڪ شرط دیگر هم اینڪه ابراهیم قول بدهد ڪه دیگر سیگار نمۍڪشد.
همسرش با شنیدن این شـرط گفت: مجاهد فۍ سبیـل الله ڪه نباید سیگـار بڪشد. دور از شــأن و منزلت شماست ڪه سیگار بڪشید.
در راه برگشت ابراهیم ناراحت بود. گفت: مگر شما نمۍدانید ڪه من فقط برای سر درد سیگـار مۍڪشم؟
مادرم گفت: لازم بود ڪه همه چیز را دربارهات بداننــد.
وقتۍ رسیدیم خانه، ابراهیم همه سیگارهایش را از جیبش در آورد و زیر پا له ڪرد و گفت: بعد از این ڪسۍ دست من سیگار نخواهد دید.
#شهیدمحمدابراهیمهمت
🌱|@martyr_314