eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
48هزار عکس
21.8هزار ویدیو
495 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@MaddahionlinYEKNET.IR - shoor 3 - fatemie2 1401 - eslam mirzaei.mp3
زمان: حجم: 5.5M
خدایا دلتنگ شهیدانم خدایا خجل از روی یارانم امون از این زمونه زمونه زمونه امون از این دل میره رو به تنگی امون از این ریا و از این دو رنگی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌↻قرارگاه شهدا🌷ᯓ @martyrscomp
﷽❣ ❣﷽ السَّلامُ‌عَلَيْكَ‌یا‌بقِیَّةَ اللهُ فی اَرضِه اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهُ فی اَرضِه اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْحُجَّةِ الثّانی عشر اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نورُ اللهِ فی ظُلُماتِ الْاَرضِ اَلسّلامُ عَلَیْکَ‌یا مَولایَ یاصاحِبَ‌الزَّمان اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا فارسُالْحِجاز اَلسَّلامُ‌عَلَیْکَ یاخَلیفَةَ الرَّحمَنُ‌ویاشَریکَ‌الْقُران وَیااِمامَ الْاُنسِ‌وَالْجان ♥️سلام صاحب زمانم♥️ 🌱🌹سلام بر مولای مهربانم سلام بر خورشید عالم سلام بر آیه عُظمای خداوند سلام بر وعده   ضمانت شده خداوند سلام بر باقی مانده خداوند بر روی زمین سلام بر شما و بر روزی که تمام خلق تجلّی آیات خداوند را در شما به تماشا خواهند نشست🌹🍃 🌤✋🏻 ✧════•❁❀❁•════✧ ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج ‌‌‌‌‌‌‌‌‌↻قرارگاه شهدا🌷ᯓ @martyrscomp
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نَـفْسـْ گُذَشْتَنْـ و بَـعْد از سیم خار دار دشْمَنــــْ🥀 ... ✋💔 یه سلام از راه دور به حضرت عشق...❤️ به نیابت از اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن 📿 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌↻قرارگاه شهدا🌷ᯓ @martyrscomp ‌‌‌‌‌‌‌‌‌
┄═❁๑๑🌷๑๑❁═┄ ابراهیم هیچ وقت از کلمه «من» استفاده نمی کرد. حتی برای شکستن نَفْس خودش کارهایی رو می کرد. مثلاً زمانی که قهرمان کشتی بود توی بازار، کارتون روی دوش خودش می گذاشت و جا به جا می کرد. حتی یک بار که برای وضو به دستشویی های مسجد رفت و وقتی دید چاه دستشویی گرفته، رفت داخل زیرزمین و چاه رو باز کرد. سپس دستشویی رو کامل تمیز کرد؛ شست و آماده کرد. ابراهیم از این کارها خیلی انجام می داد. همیشه خودش رو در مقابل خدا کوچیک می دید. می گفت: این کارها رو انجام میدم تا بفهمم من هیچی نیستم. . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌↻قرارگاه شهدا🌷ᯓ @martyrscomp
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عراقچی : همانطور که رهبر انقلاب گفتند مذاکره با آمریکا بن بست محض است و ایشان کاملا این حرف را دقیق گفتند 🗣 وزیر امور خارجه کشورمان در کنفرانس مطبوعاتی بعد از نشست شورای امنیت سازمان ملل : 🔹دیپلماسی به مذاکره با آمریکا محدود نیست 🔸ما تجربه خیلی بدی در مذاکره با آمریکا داشتیم 🔹بار دوم در وسط مذاکره با آمریکا آنها به ما حمله نظامی کردند ‌‌‌‌‌‌‌‌‌↻قرارگاه شهدا🌷ᯓ @martyrscomp
920.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عراقچی : همان طور که حمله نظامی شکست خورد اسنپ بک هم شکست خواهد خورد 🗣 وزیر امور خارجه کشورمان در کنفرانس مطبوعاتی بعد از نشست شورای امنیت سازمان ملل : 🔹اگر فشارهای غیرمنطقه ای جایگزین قانون شوند ما نتیجه نخواهیم گرفت 🔸ایران هیچ وقت به فشار سر خم نخواهد کرد 🔹ما همیشه نسبت به احترام واکنش متقابل نشان می‎دهیم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌↻قرارگاه شهدا🌷ᯓ @martyrscomp
📸 توییت رهبر معظم انقلاب پس از پایان جلسه شورای امنیت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌↻قرارگاه شهدا🌷ᯓ @martyrscomp
من از ترشی متنفرم! هنوز خود را خام می‌دانم و از پی جاهلی، جویای عشقی هستم که مرا در تلاطم امواج پر افت و خیزش، بسازد. از زیر بار کار‌ها فرار نمی‌کنم، چون یادگرفته‌ام که آدمی با مسئولیت‌پذیری تربیت می‌شود و باید خودش را با سنگینی بار‌هایش وفق دهد. و چه باری سنگین‌تر از انسان شدن و انسان ماندن! نزدیک دو سال است که آهسته و پیوسته میان کوچه پس کوچه‌های قم به دنبال همتای زمینی‌ام می‌گردم تا آسمانی شوم، اما هر چه جلوتر می‌روم نه زمین، خاکی و هموار است و نه آسمان، آبی و آرام. با آنکه توقعات پایینم را به زیر صفر رساندم، اما انگار همان هم زیاد است. انگار برخی‌ها سود ترشی‌سازی را بیش از انسان‌سازی می‌پندارند. دل به دریای بی‌کران آدم‌هایی زدم که لباس پیغمبر بر تن داشتند و تلاوت رزق لایحتسب‌شان هیچ‌گاه از دهان‌شان نمی‌افتد. گمان می‌کردم این بار وصلت با انسان خاکی، قطعی می‌شود و آسمان، رنگ آبی‌اش را به رویمان نشان می‌دهد، غافل از آنکه روحانیون معزز به صنعت کیمیاگری روی آورده بودند. درب هر خانه را که می‌کوفتم، سهم‌‌ام از وصلت، تنها به‌به و چه‌چه‌ای بود که مادران دو طرف به هم تحویل می‌دادند و فردای آن روز کفگیر به ته دیگ می‌خورد تا روزی نو و روزی از نو! چند جلسه‌ای نیز گذرمان به پدرانی می‌افتاد که کارد دباغی را زیر پوست طلبگی‌مان می‌انداختند تا ثابت کنند اگر طلبه‌‌ایم و می‌خواهیم بگوییم آهی "فعلا" در بساط نداریم، پس گورمان را گم کنیم که حوصله‌ای نداریم! البته بیان آنها مودبانه تر بود، چراکه بالاخره طلبه بودند و گاهی مناصبی داشتند که اقتضای فحاشی را نمی‌طلبید اما در نتیجه تفاوتی نمی‌کرد وقتی مکلا و ملبس، هر دو یک فکر در سر داشتند، و آن پول بود! می‌دانم! پدرها دختری‌اند! دغدغه‌ی خوشبختی‌شان را از زمانی که تاتی تاتی کردن‌هایشان را دیده‌اند، در دل داشته‌اند؛ ولی ما نیز از وقتی معنای لتسکنوا الیها را فهمیدیم، دغدغه‌ی زندگی کردن، سراسر وجودمان را در این عصر پاییزی هستی فرا گرفته است. خواستگاری دختران خانواده‌های طلاب که می‌رویم، همگی زبان به گلایه باز می‌کنند که چرا فساد زیاد شده و اختلاط علنی، غافل از آنکه نمی‌دانند این اختلاط اثر تولید بیش از حد ترشی‌هایی است که بویش تمام شهر و بلاد را فرا گرفته است. با آنکه پدر خانواده‌ها طلبه‌اند، اما گویی رسم طلبگی از میان‌شان رخت بسته و زیر آن لباس موقر محمدی(ص)، اندیشه‌‌‌ی مال اندوزان بنی‌امیه را در سر پرورانده‌اند! همگی از حیای دختران تعریف می‌کنند، اما این چه حیایی است که برای ساختن انسان و جامعه، قیام نمی‌کند؟! این چه حیایی است که وجودش، فساد برپا می‌کند؟! وقتی طلبگی را با میثاقی پر طمطراق آغاز کردیم، اساتید اخلاق می‌گفتند اینجا خانه‌ی امام زمان(عج) است و ایشان سربازانش را تنها نمی گذارد؛ اما هر چه پیش رفتیم فهمیدیم که حضرت گویی در جای دیگری سکنی گزیده و حوزه به بستری برای خواب‌های خرگوشی بدل شده است. همان‌ها که اخلاق را منشاء تولید فضیلت‌ها می‌خواندند، با بالا رفتن پول اجنبی و قیمت طلا، قارون را مخفیانه پرستش می‌کردند، درحالیکه بر روی منابرشان عصای موسی را فریاد می‌زدند. حقیقت نمی‌دانم چه در سرنوشتم نوشته شده است، ولی می‌خواهم به درگاه فرمانده‌ای گله کنم که سربازانش دیگر از او پیروی نمی‌کنند. می‌خواهم بگویم هرچند برایش سربار بودم و طلبگی نکردم، اما لااقل مثل سایر آنهایی که با اسمش اشک می‌ریختند و در جای دیگر کار دیگر می‌کردند، ادعایی نداشتم، چون خودم را می‌شناختم! نه بنا داشتم شهریه‌‌ی ناچیزم را بهانه‌ی سرکوفت زدن به دختران بی‌گناه قرار دهم و نه می‌خواستم درس خواندنم را سرپوشی برای تنبلی‌ام بگذارم، چراکه من تلاش می‌کنم تا زندگی کنم. من طلبگی را مساوی با مسئولیت‌پذیری به وسعت جهان می‌دانم. من طلبه‌ام، کار طلبگی می‌کنم؛ می‌خوانم، می‌گویم، می‌نویسم. اگر هم توفیقی باشد از ترس فقر، زیر میز حکم خدا نمی‌زنم، تا نگویند از رحمت خدا ناامید شده‌ام! ولی برخی جور دیگری می‌خواهند. اشکالی ندارد، اما من از ترشی متنفرم! 🖋 علی عسگری