11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهدا را با خواندن زیارتنامه شان زیارت کنید .
🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ
🌷 اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ
🌷اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ
🌷 اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ
🌷 اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ
🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسآءِ العالَمینَ
🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ
🌷اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ
🌷بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم
🌷وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم
وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا
🌷فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکم
📎
«سلام. من عالَمه خُدِیش هستم. فرزند شهید والامقام خضرالله خُدیش از شهر بابل. ممنون میشم هرطور صلاح میدونید پدر شهیدم رو تو کانالتون یاد کنید!»...
اینها اولین جملاتی بود که چندی پیش، بین من و عالَمه جان، ردّ و بدل شد.
نازدانه شهید خدیش، با کلی ذوق و حال خوب، پدر جانباز شهیدش را معرفی میکرد. از عالَم پدر و دختریشان میگفت و عکسهایشان را نشانم میداد.
عجیب بود که بدون هیچ برنامهریزی قبلی کارهای نویسندگی داستان و گویندگی این شهید عزیز، سپرده شد به رفقایی که از جنس عالمه جان بودند.
یقین دارم همه اینها صلاح خدای شهیدزادهای بود که یقینا حرفهای دلش را باید کسانی روایت کنند که خود داغ تلخ فراق پدر چشیدهاند...
⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱
https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid
ble.ir/join/MGZkOGFmNG
⌞https://zil.ink/30rooz30shahid
🌴
نام و نام خانوادگی شهید: خضرالله خُدِیش
تولد: ۱۳۴۴/۴/۱۰، روستای زعفرانکلا، بابل، مازندران.
مجروحیت: ۱۳۶۱
شهادت: ۱۳۷۲/۵/۲، بابل.
گلزار شهید: گلزار شهدای روستای زعفرانکلا.
🥀
#سی_روز_سی_شهید_۱۶
#شهید_خضرالله_خدیش
#جانباز_شهید
#شهدای_استان_مازندران
#روز_۲
⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱
https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid
ble.ir/join/MGZkOGFmNG
⌞https://zil.ink/30rooz30shahid
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍🏻به قلم: سوده سلامت
🎙گوینده: هانیهسادات عباسی
💻طراح: مطهرهسادات میرکاظمی
🎞تدوین: زهرا فرحپور
🖌🎨طرح جلد: الهام رسولی، فرزانه رسولی.
⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱
لینک ایتا
لینک بله
#شهید_خضرالله_خدیش ⌞
🌴
🔖مهربانتر از بابا
بابا! بابای خوبم، بابای مهربونم! قربون
صورتقشنگت برم! قربون تن تبدارت برم! قربون نگاه پردردت برم... دفتر مشقم رو میبندم و کنار دیوار میگذارم. زانوهام رو بغل میگیرم. نگاهش میکنم و همینطور توی دلم باهاش حرف میزنم. نمیخوام با درددلهام خسته بشه. نمیخوام غصه بخوره. آخه این چند ماه همش بیمارستان جانبازان بستریه! گاهی که چند روز میاد، با اینکه میدونم حالش خوب نیست، بازم اون لبخند همیشگی رو لبشه. چقدر دلم براش تنگ میشه. کاش همیشه توی بغلش بودم؛ دست گرمش روی سرم بود؛ کاش پیشمون میموند. بابا روی ملحفه سفیدی به بالش تکیه داده. چشمهای خستهش رو باز میکنه و به چشمهام نگاه میکنه. معلومه نگرانه که یکوقت غصه نخورم! من رو مِمار (مادرم) صدا میزنه! حالا که من مامانِ بابام هستم، پس منم مثل مامانها لبخند میزنم تا خیالش راحت باشه. بلند میشم میرم کنار بابام سرم رو به بازوش تکیه میدم.... صدای گریه میاد. خواهر کوچکمه که بهانه میگیره و مادرم نمیتونه آرومش کنه! بابای خوبم به زحمت بغلش میگیره و باهاش بازی میکنه. لبخند تبدارش پر از محبته. فقط خدا میدونه چقدر دخترهاش رو دوست داره! بابای مهربونم که ما رو به خدا سپرد، میدونست که خدا از همه مهربونتره! ✍🏻به قلم: سوده سلامت ۱۴۰۴/۱۱/۱۵ 🥀 #شهید_خضرالله_خدیش ⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid ble.ir/join/MGZkOGFmNG
🌴
شهید «خضرالله خُدِیش» متولد دهم تیرماه ۴۴
در روستای زعفرانکلا از توابع بابل استان مازندران بود.
سال ۶۰ با عنوان بسیجی در سن ۱۶ سالگی برای اولین بار به جبهه رفت. او که از دلاوران جنگهای نامنظم و همرزم شهید چمران بود در سال ۱۳۶۲، پس از ۳ بار اعزام، در جبهههای حق علیه کفر، از ناحیه شکم و نخاع مجروح، و جانباز ۷۰ درصد شد.
سرانجام پس از تحمل یک دهه سختی و رنج ناشی از جراحات وارده در دوم مرداد ماه سال ۷۲ بر اثر جراحات جنگ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
گفتنی است با توجه به اینکه ایشان اولین جانباز شهرستان بابل میباشد تمثال مبارکش، در میدان باغ فردوس این شهر نصب گردیده است.
🥀
#شهید_خضرالله_خدیش
⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱
https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid
ble.ir/join/MGZkOGFmNG
🌴
«خضرالله خُدِیش» در بین دوستان و اقوام و آشنایان به خوشرویی، مردمدوستی، شجاعت و سرزندگی معروف بود. حتی با وجود جراحاتی که داشت از پا نمینشست و در هر زمینهای فعال و پویا بود.
با همه صلابت پدرانهاش، به زندگیاش عشق میورزید و همسر و سه دخترش را عاشقانه دوست داشت و برای شاد کردن آنها از هر تلاشی مضایقه نمیکرد. افسوس که دست زمانه، او را از عزیزانش جدا کرد و برای همیشه آنها را در حسرت تنها یک نگاه پدرانهاش باقی گذاشت.
🥀
#شهید_خضرالله_خدیش
⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱
https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid
ble.ir/join/MGZkOGFmNG
⌞https://zil.ink/30rooz30shahid
#شهید_خضرالله_خدیش
⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱
⌞https://zil.ink/30rooz30shahid
🌴
«عالَمه خدیش» فرزند ارشد آن شهید والامقام در گفتوگو با سیروز سیشهید میگوید:🎤
سیرت زیبای پدرم در صورت نورانیاش کاملا پیدا بود. متأسفانه با اینکه ما فرصت زیادی برای زندگی کردن کنار پدرم را نداشتیم اما همواره در این سی و دو سال زندگی در ظاهر بدون حضور پدر، دعای خیرش بدرقه راه ما بوده و نام و یاد و خاطرات زیادی که از او بین دوستان و نزدیکانمان به یادگار مانده، همیشه باعث افتخار و اعتبار ما بوده و هست.
پدرم همیشه به زیباترین شکل ممکن با ما رفتار میکرد. بسیار با صلابت و صد البته نسبت به ما مهربان بود. با کلام زیبایش ما دختراش را صدا میکرد.
من «عالَمه» و خواهرانم «عادله» و «عاطفه» به ترتیب هشت، هفت و سه ساله بودیم که پدرمان شهید شد.
یکماه قبل از شهادتش، وصیتنامه پدرانهای برای ما به یادگار گذاشت که برایتان میفرستم.
پدرمان با همه جوانیاش آنقدر در این دنیا سبب خیر بود که فقط خدا میداند. نسبت به مردم روستا و شهرمان بسیار احساس مسئولیت میکرد و در کارهای عامالمنفعه مشارکت جدی داشت.
این دنیا برای روح بزرگش واقعا کم و کوچک بود و ظرفیت وجود او را نداشت. آخر او لایق شهادت و روزی گرفتن نزد خدا بود.
به قول سردار شهیدمان حاج قاسم عزیز، او قبل از اینکه شهید شود شهید زندگی کرد.
پدرم حتی بعد از شهادتش مراقب ماست و آنقدر از حضورش کنارمان دلیل و نشانه برایمان میفرستد تا همچنان به داشتنش و نظرکرده خدا بودنش افتخار کنیم.
🥀
#شهید_خضرالله_خدیش
⌝ سـےروزسـےشہید۱۶🌱
https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid
ble.ir/join/MGZkOGFmNG
⌞https://zil.ink/30rooz30shahid