eitaa logo
قـرارگـاه شـهـدا 🇮🇷🇱🇧🇵🇸
1.2هزار دنبال‌کننده
47.9هزار عکس
21.8هزار ویدیو
495 فایل
•°| بسم رب الشهدا و الصدیقین |•° روزبه‌روز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکته‌یابی و نکته‌سنجی زندگی شهدا در جامعه‌ی ما رواج پیدا کند. لینک ناشناسمون↯ https://harfeto.timefriend.net/17341777457867
مشاهده در ایتا
دانلود
🌴 پدرم همیشه با احترام مرا صدا می‌زد. به زبان مازنی مرا «مه‌مار» یعنی «مادرم» خطاب می‌کرد. با اینکه در زمان شهادتش من فقط هشت سال داشتم. او به شدت آدم‌ها و خلق‌الله را دوست داشت. طوری که از هر فرصتی و در هر زمینه‌ای برای خدمت و کمک به آن‌ها استفاده می‌کرد. خوش‌اخلاق و‌ خوش‌رو و مهربان بود و برای جوانان ارزش و اهمیت زیادی قائل می‌شد. کوچه‌ای که ما در آن زندگی می‌کردیم وسعت زیادی داشت و فضای خوبی را برای اینکه او بتواند با بچه‌های محله‌های دیگر فوتبال بازی کند به‌وجود می‌آورد؛ منتها چون شلوغ می‌شد و سر و صدای بچه‌ها بالا می‌گرفت، موجبات نارضایتی همسایه‌ها را در پی داشت. یکبار توپ یکی از این تیم‌ها در حیاط یکی از همسایه‌ها افتاد و متاسفانه او توپ را پاره کرد. پدرم وقتی متوجه این موضوع شد آن همسایه را به جلسه‌ای دعوت کرد. البته این را هم بگویم که پدرم به شدت شخصیت محبوب و‌ کاریزماتیکی داشت و آدم‌ها خیلی قبولش داشتند. در آن جلسه، او از اهمیت تفریح سالم برای جوان‌ها برای او گفته و‌ توضیح داده بود اگر بچه‌ها به تفریحات سالم‌ و‌ ورزش سرگرم نباشند چه خطراتی ممکن است در آینده آن‌ها را تهدید کند. خلاصه اینکه ماحصل آن جلسه، برپایی یک لیگ پرشور و حرارت فوتبال در محل شد که حتی پدرم لباس تیمی و دروازه و توپ هم برایشان تهیه کرد. خدا می‌داند تا قبل از چند ماه آخر زندگی پربرکتش که دیگه کمتر می‌توانست بیرون باشد و در بیمارستان بستری بود همچنان پیگیر برنامه‌های لیگ ورزشی برای بچه‌های محل بود. پدرم به شدت دلسوز بود و‌ دغدغه حل مشکلات مردم‌ را داشت. برایم تعریف می‌کرد توی روستای زادگاهش، پسر سیدی بیمار شده و روز به روز بیماری‌اش شدت پیدا کرده بود. پزشکان شهر، تشخیص یک بیماری واگیردار خطرناک داده و گفته بودند برای درمان، حتما باید به تهران منتقل شود. منتهی به‌خاطر نوع بیماری‌اش کسی قبول نمی‌کرد او را تا تهران ببرد. پدرم وقتی موضوع را شنید شبانه به‌طرف روستا حرکت کرد و خواست که او به تهران ببرد؛ با اینکه خودش جانباز بود و جراحات جنگ و زخم همواره روی قسمت‌هایی از بدنش آزارش می‌داد؛ از طرفی امکان سرایت بیماری وجود داشت و این مسئله شرایطش را سخت‌تر می‌کرد و حتی خانواده‌ی آن بنده خدا هم نگران و راضی به انجام آن کار نبودند با این حال، پدرم اصرار داشت که او را با خود ببرد و خلاصه آن مریض را تا صبح به تهران رساند و این شد که «سیدمهدی» زنده ماند و شد برکت روستای ما. 🥀 ⌝ سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid ble.ir/join/MGZkOGFmNGhttps://zil.ink/30rooz30shahid
🌴 از خاطرات دیگری که می‌توانم تعریف کنم مربوط به یکی دو ماه آخر زندگی بابرکت پدرم است. یادم می‌آید یک روز را که درد خیلی زیادی داشت و مادرم برایش چای آورده بود. من می‌دیدم پدرم چای را توی نعلبکی می‌ریخت و می‌برد طرف دهانش، ولی درد امانش نمی‌داد و همین طور ذکر «یاحسین» و‌ «یازهرا» می‌گفت. با اینکه کلی خاطرات شاد از پدرم دارم اما این صحنه هیچ‌وقت از ذهنم نمی‌رود! از زندگی و‌ منش و روحیه و کارهای پدرم خاطرات زیادی دارم حتی چیزهای عجیبی که بعد از شهادتش برایم پیش آمد و‌ نشانه‌هایی که کماکان برایم می‌فرستد. او همچنان سر بزنگاه‌های زندگی و‌ در سختی‌ها و‌ تصمیمات مهمی که می‌خواهیم بگیریم همیشه راهنمایمان است و‌ مسیر درست را نشانمان می‌دهد. 🥀 ⌝ سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid ble.ir/join/MGZkOGFmNGhttps://zil.ink/30rooz30shahid
این عکس هشت ماه قبل از شهادتش است. زمانی که از طریق پزشکان و آزمایشات متوجه شد خیلی فرصت ماندن در این دنیا را ندارد💔 و من فقط هفت سالم بود و بی‌خبر از داغ تمام‌نشدنی و حسرتی که قرار بود یک عمر با آن سر کنم..😭 دیدن دست‌های پدر شهیدم بر روی شانه‌ام حتی در عکس، برایم قوت قلب و مایه اعتبارم است. من از خدا می‌خواهم شده حتی اندازه نگین انگشتر قشنگش لیاقت داشته باشم یکبار دیگر در آن دنیا محضر پدرم را درک کنم. الهی آمین🤲🏻😭 🥀🌴 ⌝ سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid ble.ir/join/MGZkOGFmNGhttps://zil.ink/30rooz30shahid
این عکس، پنج ماه قبل از شهادتش است. وقتی که از لحاظ جسمی خیلی ضعیف شده بود. تقریبا هشت ماه آخر عمر کوتاه ولی پربرکتش را منزل نبود و بیشتر در بیمارستان بستری بود؛ منتها همین زمان‌های کوتاهی را که در منزل بود بهترین خوشحالی‌اش ما دخترانش بودیم. این عکس زمانی هست که پدرم به شدت تب داشت ولی وقتی خواهر کوچکم که دو سال و سه ماهش بود بی‌قرار شده بود و گریه می‌کرد او با آن حالش بغلش کرده و با او بازی می‌کرد. 🥀🌴 سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahidble.ir/join/MGZkOGFmNG
زمان این عکس هم مربوط به همان عکس قبلی است. من و پدرم💔👨‍👧 ⌝ سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahidble.ir/join/MGZkOGFmNG
و لبخندی که در اوج درد از صورت قشنگش محو نشد❤️😭 ⌝ سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 ⌞https://zil.ink/30rooz30shahid
🌴 گزیده‌ای از وصیت‌نامه شهید خضرالله خدیش که در جنگ تحمیلی ۸ ساله و در سن نوجوانی نوشته‌اند:📝 ...خدای را سپاس {که} در گوشه‌ای از پهنه زمین، امامی بزرگوار از سلاله حسین(علیه‌السلام) قیام کرد و بانگ بر سر طاغوتیان و فرعونیان و پیروان شیطان زمانه آورد که ای خودباختگان! ای خودپسندان و خودمحوران که در تاریکی گام برمی‌دارید محکوم به فنا هستید. او چون ابراهیم و موسی و جدش محمد (ص) بت‌های دروغین را شکست و به مستضعفان جهان نشان داد که اینان پوچ‌تر از آنند که جایگزین خداوند یکتا در زمین باشند. ...دیدیم و دیدید که بر جهان چه گذشت و چگونه مسیر تاریخ به نفع مستضعفان و مسلمین عوض شد. ورق‌هایی از تاریخ مزین به خون شهیدان شد تا پیام استقلال آزادی حکومت اسلامی را به تمامی انسانها در هر زمان و مکان برسانند... 🥀 ⌝ سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 https://eitaa.com/eitaa30rooz30shahid ble.ir/join/MGZkOGFmNGhttps://zil.ink/30rooz30shahid
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در سینه روح ایمان، بر گونه، اشک دیده بر صفحه جبینش، نور خدا دمیده بابا که جان خود را با عشق پرورانده خون دلش چکیده، تا عرش پرکشیده ✍🏻زهرا دشتیار 🎙سارا رمضانی 🎨🎞لیلا غلامی ⌝ سـے‌روزسـےشہید۱۶🌱 ⌞https://zil.ink/30rooz30shahid
☘️ موضوع: اخلاق در احسان 🌸پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: چنانچه نیازمندی درخواستی کرد، سخن او را درباره‌ی نیازش قطع نکنید تا آن را به پایان رساند. سپس نیاز او را یا با آرامش و نرمی و احترام برطرف نمایید و یا به زیبایی [بدون رفتار و کلام بد] رد کنید. خداوند [گاهی] کسانی را که نه بشر و نه جن هستند، به‌سوی شما می‌فرستد تا ببیند رفتار شما در قبال چیزی که به شما بخشیده، چگونه است؟! او از صدقات و تمام عباداتتان بی‌نیاز است. خداوند شما را به جهت نیازش به دادن صدقه و انجام طاعات، به انجام آن امر نمی‌کند بلکه او به سبب نیاز شما به ثواب آن اعمال، چنان فرمانی به شما می‌دهد و به انجام آن دعوتتان می‌کند. خداوند حلیمی است که در عقوبت شما عجله نمی‌کند و گفته‌می‌شود در عذاب کسی‌که با صدقه‌اش منّت گذاشته و آزار می‌دهد، تعجیل نمی‌نماید و اگر خداوند حلیم، حمید و علیم نبود، احسان نمی‌کرد. 📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۵۰ 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
دعای روز دوم ماه مبارک رمضان🇮🇷🤲🏻 🆔 https://zil.ink/30rooz30shahid
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا