در همهمه عاشقان، وقتی نام «حسین» رو فریاد میزنم، صدای خودم رو از همیشه زیباتر میشنوم.
چقد نام تو زیباست ابا عبدالله
هدایت شده از معلم روزهای آبی
بسوز. اما این سوختن را خاموش نکن. بگذار شعله شود، بگذار راه بیفتد، بگذار تو را از جا بکند. همین غم، همین عطش، آغاز رسیدن است.
الامور مرهون باوقاتها؛
هرچیزی رهین وقت خود است.
هنگامی که وقتش برسد، خودش به سراغ انسان میآید.
حوادث این ایام را با نگاه آیت الله حائری شیرازی ببینید:
این قانون خداست، قانون خلقت است: «يَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَ يَضَعُ الْمُسْتَكْبِرِينَ». «متکبر» باید زمین بخورد و «مستضعف»، رفعت پیدا کند.
اما مستکبر، یک دورۀ بالا رفتن دارد تا بعداً خدا او را زمین بزند. بالا رفتن او یعنی این که مثلاً قدرتِ زدنِ شهرها و امثال اینها را داشته باشد و دیگران هم قدرت دفاع نداشته باشند تا او بیشتر جرأت پیدا کند که بالا برود.
این بالا رفتن بهخاطر اینست که زمین خوردنش در عالَم صداا کند! وگرنه اگر پایین بود و زمین میخورد، صدای خفیفی داشت، نشان نمیداد که بت بود و بت شکست. خدا اجازه میدهد که اینها بت بشوند بعد شکسته بشوند و اهل عالَم این معنا را ببینند.