هدایت شده از معلم روزهای آبی
سخت است که نامت در لیستِ پرواز نباشد، اما سختتر از آن، این است که بدانی بال نداری. من اسیرِ زمینی هستم که برای دیگران فقط یک معبر بود، اما برای من شد قفس. آنها سبکبار رفتند چون چیزی برای از دست دادن نداشتند، و من ماندم چون سنگینیِ تعلقاتم، پاهایم را به خاک دوخته بود.
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ارغوان این چه رازی است که هربار بهار
با عزای دل ما می آید
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می افزاید
ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این دره غم می بارند؟
ارغوان خوشه خون
بامدادن که کبوترها
بر لب پنجره ی باز سحرغلغله می آوازند
جان گلرنگ مرا بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه... بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقان مرا
برزبان داشته باش
تو بخوان نغمه نا خوانده من
ارغوان شاخه هم خون جدا مانده من
مرحوم هوشنگ ابتهاج/
مىدانيد ...
زندهترين روزهاى زندگى يك مرد آن روزهايى است كه در مبارزه مىگذراند و زندگى در تقابل با مرگ است كه خودش را نشان مىدهد ..
شهید سید مرتضی آوینی