eitaa logo
~مَروای‌ ِ دل~
25 دنبال‌کننده
82 عکس
9 ویدیو
0 فایل
♡﷽♡ ☆a littel about my world☆ . . . . اینجاجایی‌ست‌که‌کمی‌با‌دنیای‌من‌آشنا‌می‌شوید. طلبه‌ درحال یادگیری دل‌که‌به‌آسمان‌وصل‌باشه، زمین‌جنگ‌هم‌محرابه‌براش. ارتباط با من: ✏✉ @marvadel
مشاهده در ایتا
دانلود
آدمی اگر یقین پیدا کند، جانش را میدهد برای همان یقینش!
موضوع بر سر امید بود ، چیزی مقدس تر از زندگی 🫀
مشتِ دستِ سالمش را گره کرده بود.
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
ای به قربان خودت و فرمانِ حیدریت ای رهبر آزاده ما تا آخرین نفس پشتت هستیم @sharaboabrisham
. امشب خیس شدیمم ، ولی طوری نیست ! ما برای ایرانمون با خونمون هم غسل میکنیم😎🌊🩸 +++ _____________________________ ❲➛@fostatalmahdiy313🌱⃟🌤❳
ما به سمت انقطاع کامل پیش می‌ریم. به سمت انقطاع ما رو می‌برند... و به سمت جمهوریت... مردم مردم مردم مردمی که رهبر از دست دادند... سرداران‌شون رو از دست دادند... دانشمندان‌شون رو از دست دادند.... مردم باید یاد بگیرند که از نو بسازند از نو روابط رو تعریف کنند از نو همت و باکری و زین‌الدین خودشون رو پیدا کنند.. این تمرین ماست برای ظهور... امشب در خیابان حاضریم... زیرا ... جان ما فدای انقلاب اسلامی فدای ایران عزیز فدای ولی ما سید مجتبی خامنه‌ای... @rozhaye_khob
امشب بازهم فرصتی است برای نصرت دین خدا امشب بازهم همه می آییم با مشتانی گره کرده✊️🇮🇷 سلام بر یاران آخرالزمانی امام زمان
هدایت شده از معلم روزهای آبی
سی دستای غریب شیما.. وقتی یه طفل می‌خواست از ظلمتِ رَحِم بیاد به نورِ دنیا، اولین چیزی که لمس می‌کرد، گرمایِ همین دستایِ شیما بود. این دست، مقامِ مادری داشت واسه تمامِ زنانِ این اقلیم. ببین، شجاعتِ شیما توی اون فریادهایِ خیابون نبود؛ شجاعتِ اصلیش توی اون لحظه‌ای بود که فهمید همون دستایی که تولد رو تقدیمِ مادران می‌کنه، حالا باید شهادت رو واسه خودش رقم بزنه. او نترسید از اینکه دستایِ سپیدِ پرستاریش، به خونِ سرخِ خودش خضاب بشه. این دستِ افتاده بر خاک، فراتر از یه حادثه‌ست. این یه آیه است. انگار داره می‌گه: من که پاسدارِ نَفَس‌هایِ نوزادان بودم، حالا نَفَسِ خودم رو دادم تا نَفَسِ این خاک نگیره. این دست نیفتاده... این دست، لنگرِ این سرزمینه که توی طوفانِ بلا، ایمان مارو نگه داشته. شیما با همین دستایِ خونی، داره تاریخ رو ورق می‌زنه. او از روزمرگیِ بیمارستان و بخشِ زایمان، هجرت کرد به ابدیتِ تاریخ. مظلومیتش، عینِ اقتداره. کی می‌تونه بگه این دستِ ضعیفه؟ این دست، ستونِ غیرتِ یه ملته. وقتی یه زن، با اون لطافتِ زنانه‌ش، این‌جور صلب و استوار پایِ باورش می‌مونه و دستش از ذکرِ حق جدا نمی‌شه، یعنی مرگ رو شکست داده. شیما جان، دخترِ آفتاب... دستایِ تو حالا دیگه بویِ الکل و بیمارستان نمی‌ده؛ بویِ حیاتِ طیبه می‌ده. تو نوزادِ آزادی و غیرت رو با همین دستایِ خاکی به دنیا آوردی و خودت، مامایِ تاریخِ جدیدِ این سرزمین شدی. بخواب... که زمین، تشنه‌ی لمسِ دستایِ مقدسی مِثل دستایِ تو بود. معلم روزهای آبی
راهپیمایی امشب همزمان با تشییع شهیده شیما غالبی 📷 از نگاه دوربین من