eitaa logo
دانلود
کاش روابطم مثل خوابایی که میبینم بود .
کلاس آخری استاد ازم پرسید چه ورزشی کار میکنی ؟ گفتم هیچی ، میگفت خب بعدش . گفتم بخدا هیچی بعد شماره بهم داد که برم کلاس ورزشی خارج از اینجا :)))) بعدم گفت استایلت شبیه بچه‌های تربیت بدنیه و کلییی تعریف کرد :)))) هر کدوم از همکلاسیامم توو سالن اینجوری دیدن برگاشون ریخت و من بودم و ذوق و لبخند✨✨✨✨✨✨✨ .
- دورود . . برای چهارمین بار از پشت این قاب چند اینچی تولدت رو تبریك میگم . بالاخره تاریخی که منتظرش بودیم فرا رسید و وارد جمع بزرگ‌ها شدی 😌 . یه بچه‌ی 14 ، 15 ساله‌ی بیسیک تحویل گرفتیم که الان واسه خودش یه‌پا مرد شده . ممنونم از تو و از خودم که بعد از این‌همه فراز و نشیب‌های پیاپی توو یک‌سال اخیر ، همچنان کنار همیم و میتونم با روی گشوده تولدت رو تبریك بگم . . - تولدت مبارکمون باشه مهدی‌جانم .
برید ماه‌ رو ببینید ، خیلی خیلی خوشگله :))))
هدایت شده از کمددیواریِ‌اتاقِ124.
اگه برای دیدن عکسام ذوق نداشته باشی احتمالا ما هیچ وقت بخش مهمی از زندگی همدیگه نخواهیم بود .
واقعا انگیزه‌ی یسری رو میبینم لبخندی میشم . یه خانومه باهامون بود که کارمند بود ، بچه‌ام داشت ، منتهی تصمیم گرفته بود دوباره کنکور بده ، الانم داشت میومد کارای ثبت‌نامش رو انجام بده :)))))))) توو سال کنکورش پدرش رو از دست داده بود اما با این‌ وجود صدش رو گذاشته بود :)))
هدایت شده از کمددیواریِ‌اتاقِ124.
امروز دوباره یکی دیگه از هم‌اتاقیام اومده میگه فائزه باز کراش زدن روت ، اول که فضولیمون گل کرد چی شنیده ، میگفت بهم گفتن هم‌اتاقیت هستا لباسش بنفشه فلانه و بهمانه :)))))✨✨✨✨ چند شب پیش سر همین چیزا یکی رفت برام سه طبقه رو پایین اب‌جوش آورد 😏 .
بغداد دید شجاع نیست گفت نه ممنون نمیام
دعا کنید چیزی که شنیدم واقعی باشه ، خیلی چیزا جبران میشه باهاش :))))
هدایت شده از کمددیواریِ‌اتاقِ124.
من دوسِت نداشتم ؟ من راجبت با مامانم صحبت میکردم.