eitaa logo
مشقِ عشق | برای_او 🇵🇸
3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1.6هزار ویدیو
443 فایل
اندیشه ای که در قالب هنر نیاید ماندنی نیست.. اینجام👇 @a_samanbari ناشناس👇 https://daigo.ir/secret/61315548457 فروشگاهمون👇 @mashgheeshgh310 نوایِ جان👇 @navayejan تک تیر👇 @tak_tir
مشاهده در ایتا
دانلود
همین چندی پیش بود که رفیق برادرش به خواستگاری‌اش آمده بود. رفت و آمدهايي شکل گرفت تا در نهایت «بله» را از او گرفتند و عقد کردند. آنها که تازه با خجالت دست یکدیگر را در دست گرفته بودند، قدم‌زدن‌های دو نفره، سر گذاشتن‌ها بر شانه‌ی یکدیگر، کافه‌نشینی‌ها و ابراز عشق آغاز شده بود. با دل‌های شاد و امیدوار، برای زندگی ساده‌ای آماده شدند. خانه و زندگی‌شان را با عشق و شور چیدند و قرار شد چند روز دیگر مراسم عروسی برگزار شود. داماد می‌خواست تا از آرایشگاه، عروسش را در لباس سفید به خانه‌ی بخت ببرد و صبح روز بعد راهی ماه عسلی شیرین و رؤیایی شوند. تازه شروع خوشی‌هایشان بود. که ناگهان، با صدای هولناک انفجاری همه چیز در هم کوبیده شد. اسرائیل بمب انداخته بود. اکنون، تازه عروس، به جای لباس سفید عروسی، رخت سیاه بر تن کرده و در میان آوای گریه و زاری، بالای سر دو تابوت نشسته است. با یک دست برادرش و با دست دیگر همسرش را در آغوش گرفته، و به یاد شوهرش که اکنون از او تنها تکه‌های سوخته‌ای باقی مانده عشق می‌ورزد، سر به آسمان بلند می‌کند. حالا، عروس به استقبال مردش آمده تا او را بدرقه کند به بهشت. در گوشه‌ای از معراج، آخرین قرار دو نفره‌شان را گذاشته‌اند. آخرین عاشقانه‌ها را در گوش همسرش نجوا می‌کند و همسرش با نگاهی آرام و عاشقانه، به او می‌نگرد. لحظات پایانی عشق‌شان، زنده و جاری در دل‌هایشان، یادآور آن زندگی شیرین و ساده بود که با هم آغاز کرده بودند. سرنوشت، اما سرنوشتی دیگر برای آن دو رقم زده بود و آن چیزی جز شهادت نبود... mashghe_eshgh
خواب نمیبَرد مرا ؛ یار نمیخَرد مرا مرگ نمیدَرد مرا ؛ آه چه بی بَها شدم
یادتان می کنم و با غم دل می گویم حیف و صد حیف کز این قافله من جا ماندم..
. در جنان خرم و خندان و به من می خندید خنده دارم که در این ظلمت دنیا ماندم..💔 .
هان به عباس بگوئید قبولم سازد که من از جمع شما ز عالم بالا ماندم...
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟ به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟ -سعدی
اعتبارات دنیا، نوعاً وفا نمی‌کند و اگر هم وفا کند تا دم قبر است و بعد از آن ماییم و ابد ما! ما ابد در پیش داریم. هستیم که هستیم... علامه طباطبایی
چرا امشب مقام معظم رهبری در مراسم عزاداری بیت شرکت نکردند؟ حجت‌الاسلام سیدکمیل باقرزاده نوشت: بعد از رحلت حضرت استاد، مرحوم آیت‌الله هاشمی شاهرودی (رضوان الله علیه) فرزند ایشان مصاحبه‌ای با خبرگزاری حوزه کرده بودند و اونجا فرمودند که حضرت آقا دو‌سال قبل از فوت آیت‌الله هاشمی شاهرودی به عیادت ایشون که مریض بودند رفته بودند و به ایشون فرموده بودند: «من همیشه حرف دو گروه رو حتماً و بدون چون و چرا گوش می‌کنم؛ یکی محافظان و دیگری پزشکان. اگر محافظان بگویند فلان جا نباید بروید، من حرفشان را گوش می‌کنم؛ همچنین پزشکان اگر توصیه‌ای کنند یا دارویی تجویز کنند عمل می‌کنم.» بعد، حضرت آقا به آقای هاشمی شاهرودی توصیه کرده بودند که شما هم حتماً به حرف دکترها گوش کنید. (ظاهرا پزشکان توصیه به عمل کرده بودند و ایشان بنا به نظر بعضی اصحاب طب سنتی زیر بار حرف پزشکان نمی‌رفتند). بعد هم آقازاده آیت‌الله هاشمی شاهرودی اظهار تأسف می‌کردند که پدر بزرگوارشان به توصیه حضرت آقا عمل نکردند و همین سبب توسعه بیماری شد، و نهایتا وقتی عمل کردند که دیگر دیر شده بود متأسفانه. لذا عدم حضور آقا در مراسم، یک اتفاق نادر و بی‌سابقه و عجیب نیست؛ در واقع التزام ایشان به سیره و سنت همیشگی‌شان است که نظر کارشناسی تیم حفاظت را بر علاقمندی‌های شخصی خودشان مقدم میدارند؛ و درست و حکیمانه هم همین است. تفاوت فقط اینجاست که این‌بار ما هم در این مصداق مشخص باخبر شدیم که آقا بنا به نظر کارشناسی حفاظت از شرکت در یک مراسم یا حضور در یک جای خاص خودداری فرمودند؛ وگرنه اصل این سیره و سنت همیشگی و ثابت بوده و در موارد متعدد ایشان همواره چنین میکرده‌اند. ــــــــــــــــــــــــ لينک ویدیوی سخنان فرزند آیت‌الله هاشمی شاهرودی: www.aparat.com/v/h691vta ــــــــــــــــــــــــ mashghe_eshgh
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگفت؛ اگر عاشق رنگی از معشوق نگیرد، درعشق خود صادق نیستـــ.... بشنوید از عشقبازی سعید کربلایی و حضرت علی اکبر سلام الله علیهــ mashghe_eshgh
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد باباطاهر