اگه داری اینو میخونی ،
میشه ازت بخوام لبخند رو لب پدر یا مادرت یا هرکی که پناهِ توعه بیاری ،
با یه پیام کوتاه و یادآوری سبز و بوسیدنی بودن حظورش واست ؟
فقط یه دقیقه وقتتو میگیره ها :))
ارغوان،
شاخهِ همخونِ جدا ماندهِ من .
آسمان تو چه رنگ است امروز ؟
آفتابیست هو ا؟
یا گرفتهاست هنوز ؟
مَن دَر این گوشه که اَز دنیا بیرون است ؛
آفتابی به سَرَم نیست .
از بهآران خَبَرَم نیست .
ره چنآن بسته که پرواز نِگَه ،
در همین یِک قدمی میماند .
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانیست ...
نفسم میگیرد .
آنچه میبینم دیوار است .
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است ،
که چو بَر میکِشَم از سینه نَفَس
نَفَسم را بَر میگردانَد .
باد رَنگینی در خآطرِمن
گِریه می انگیزد
ارغَوانم انجاست
ارغَوانم تنهاست
ارغوانم...دارد میگرید !