eitaa logo
مفشوی یک انسان چندمنظوره
795 دنبال‌کننده
141 عکس
24 ویدیو
41 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] انسان چندمنظوره= انسانی که چند کاربری مختلف داشته و انسانی که از هرچیزی که می‌گوید، چندین منظور دارد.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔵 طراح شدن، خوانش کردن | بخش دوم ▪️خداوند متعال در آغاز فروفرستادن وحی بر رسول خویش می‌فرماید: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ» . قرائت کن... خوانش کن... مبتنی بر نام پروردگارت که آفرید. اگر تاکنون جهان و هستی را مبتنی بر دیگر اسامی خوانش می‌کردید، اکنون موعد آن رسیده تا با «اسم ربّ» به خوانش بپردازید. همان ربّی که آفریدگار است. ▪️کنار هم قرار دادن موضوع «خلق» و «قرائت» معنادار می‌شود، آنگاه که بدانیم خلاقیت ما نیز در گرو خوانش کردن است و این خوانش صحیح جز ذیل اسم «ربّ» میسر نخواهد بود. ▪️برای گشودن گره‌های این پاره‌سطرها، خوب است از توضیحی درباره «خوانش» شروع کنیم. درباره خوانش در مباحث مرتبط با رشته‌هایی همچون ارتباطات و مطالعات فرهنگی و ... بسیار سخن رفته؛ گاه به صواب و گاه به گزاف. اما برای دوری از اطاله‌ی کلام که باری جز ملالت خواننده ندارد، مختار نگارنده از خوانش در یک جمله یعنی خواندن متن و هرچیزی که امکان خواندن دارد(مانند شهر، رفتار مردم و...) به شکل مسئله‌مند. ▪️مسئله‌مندی یعنی خواندن نه برای تفنن و تفریح و پر کردن اوقات فراغت. یعنی خواندن نه برای خواندن که از سنخ لذت‌های طبقه متوسط و روشنفکران کافه‌ای است. بلکه خواندن برای شفاف‌تر شدن مسئله‌ای یا یافتن و کشف پاسخی برای یک مسئله‌ی از پیش مهیا. ▪️البته ضرورتا چنین خوانشی زمانی اتفاق می‌افتد که متن توان و ظرفیت خوانش داشته باشد. متن‌های ضعیف و نحیفی که از فرآیند پویایی جا مانده‌اند و صلب و سفت قابلیت هرگونه مانوری را از بین می‌برند، اصطلاحا غیرقابل خوانش‌اند. تلاش برای مواجهه‌ی مسئله‌مند با چنین متونی، همان زور اضافی است که فقط اهالی مطایبه و بذله‌گویی (اگر نگویم مبتذل‌نویسان) در باب آن می‌توانند صدمن مثنوی بنویسند. ▪️می‌شود ماجرا را از لنز دیگر آیات هم نگریست. مثلا طراحی یا همان خلاقیت که از یک جنبه همان «احداث» است و آفریدن، از ویژگی‌های مهم رسول است که خداوند در توصیف او فرمود: «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» (و اما به واسطه نعمتی که خداوند به تو ارزانی داشته، ایجاد و احداث کن). یعنی رسول به واسطه‌ی نعمت ربّ خویش، می‌تواند نظریه بدهد و تئوری بسازد آن در هم مواردی که تاکنون پای چوبین عقل بشر نرفته است. احداث آن ساختنی است که تاکنون نبوده و اکنون حادث و ایجاد شده است. از این رو «حدیث» را باید متمایز از «قول» دید که اولی در خود «نو» بودن را دارد و حال آنکه دومی می‌تواند تقلیدی و تقریری باشد از دیگران. ▪️درنتیجه طراح و خلاق و حداث، باید همچون رسول مبعوث شود، هرچند در ساحتی بس دنیوی‌تر؛ و این بعثت در گرو «قرائت» است که خداوند با رسول خویش اینگونه آغاز کرد: «إقرأ». اینجاست که گام اول طراح شدن را می‌توان در یک کلمه دوباره تکرار کرد: توانایی خوانش! @Masihane
و مطالبه‌ی چه چیز؟ ما داریم سرد می‌شویم. بعد از شهید سلیمانی، متعدد کشتند و ما داغ و پرحرارت یک چیز خواستیم: انتقام! اما انگار هربار تصمیم‌گیران اصلی، ما مردم را کم‌محلی کردند. حالا در سوگ یک سرباز دیگر، گویی همگی می‌دانیم انتقامی هرگز در کار نیست. برای همین بی‌سروصدا فقط غصه‌ی یارِ رفته را می‌خوریم و مرثیه "آن سفر کرده" را می‌خوانیم. بی‌خیال حماسه‌ای که فکر می‌کردیم سوخت موشکش را فریادهای "انتقام انتقام" ما فراهم می‌کند. این چهار خط بالا، خلاصه‌ی حرف‌های گفته و نگفته‌ی دوستانی است که اکنون در سرخورده‌ترین حال ممکن، غریبانه و دلسوزانه، هم شاکی‌اند و هم نمی‌دانند به کجا شکایت بَرَند!! من غم را، خشم را و حالا زمهریر دلسردی را خوب درک می‌کنم. اما گمان می‌کنم اصل معادله را هنوز نتوانسته‌ایم خوب شفاف کنیم. ما برای تحلیل وضعیت موجود نیازمند اخبار پشت‌پرده و محرمانه نیستیم. کافیست نگاهی بیندازیم به وضع رقت‌بار اسرائیل که همچون چارپایی در گِل مانده... البته دور از جان چارپایان! عزیزان! اگر اسرائیل در ماجرای شهید فخری‌زاده اقدام کننده بود و اصطلاحا ابتکار عمل را در دست داشت؛ اگر آنجا و چندجای پیش از آن، زده بود و نشسته بود کنجی به تماشای سر رفتن حوصله‌ی ایرانِ اسلامی و عمل شتاب‌زده‌ی ما و برای تمام احتمالات، برنامه چیده بود؛ اکنون وضعیت فرق دارد. این‌بار ما هستیم که اقدام می‌کنیم و چندسویه خنجر می‌زنیم و برای احتمالات مختلف، سناریو داریم. ما مثل پسربچه‌ای که از لات محله پس‌گردنی خورده، نباید حقد و کینه به دل بگیریم تا سر موعد مناسب، سنگی حواله‌ی شیشه‌ی خانه‌ی آن لات کنیم و با دلی خنک همه‌جا درگوشی بگوییم: زدم! و این بشود انتقام. ما همانند بزرگ محله‌ایم، که درحال اصلاح معضلات و بحران‌های تک‌تک کوچه‌پس‌کوچه‌هاست و با فراغت بال نشسته برای تک‌تک اتفاقات، برنامه‌ریزی کرده و حتی پیش‌بینی حوادث غیرمترقبه را هم نموده و با محاسبه‌ی کلی هزینه-فایده، دارد عملیات می‌کند و این اسرائیل است که گیج و منگ از ضربه‌های مختلف جبهه مقاومت، چاره را در انتقام‌های موضعی دیده! اصلا بیایید به این سوال فکر کنیم: خود شهید والامقام سیدرضی در سوریه درحال سامان دادن به چه جبهه‌ی مهمی بوده که اینطور دشمن را وادار به رفتار دستپاچه و شتاب‌زده‌ی حمله‌ی مستقیم کرده؟ خود سیدرضی و شهادتش یعنی ما درحال اقدامیم و اسرائیل در موضع انتقام‌های تشفی‌بخش! نه بعکس! @Masihane
مصاحبه‌ی ریچارد کاتم با امام خمینی و یک پرسش و پاسخ به غایت مهم! @Masihane
قالی کرمون، استعاره‌ی ماست! اگر "بچه‌های قالی‌باف‌خانه‌ی مرادی کرمانی" را خوانده باشید، خوب می‌دانید پشت کارِ آن گل‌های تراویده روی قالی، داری وجود دارد با انبوهی اندوه. رنگش عیان و رنجش نهان. انگار بچه‌های قالی‌باف‌خانه دوست دارند شمای مهمان، شمای زائر، قالی را ببینید ولی رنج‌های کوفته لای ریس‌ها را، نه! برای همین از دیروز، بچه‌های قالی‌باف‌خانه برگشته‌اند پشت دار و پای کار! موکب‌ها به راهند و بچه‌ها دارند پودها را می‌تنند به جان تارها. ولی این تنیدن بر تار، نواختن با تار نیست. صدایش اکنون که نه، فردا هم درنمی‌آید! بی‌صداست. تعمدا. مثل خودشان. چون "کرمونی‌جماعت" یاد گرفته شُل حرف بزند، سفت کار بکند. گواه؟ حاج‌قاسم! کم‌صدا و پُرنما. یک تخته قالی. از آن‌هایی که هرچقدر پا بخورد، تازه‌تر می‌شود. ۱۴دی‌ماه ۱۴۰۲، ماه ترور! @Masihane
مفشوی یک انسان چندمنظوره
قالی کرمون، استعاره‌ی ماست! اگر "بچه‌های قالی‌باف‌خانه‌ی مرادی کرمانی" را خوانده باشید، خوب می‌دانید
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «بنده در طول سالها اُنس با کرمان و کرمانی‌ها، نقاط درخشانی را در این استان و در مردم این استان، بالعیان مشاهده کرده‌ام؛ شنیدنی نیست، دیدنی است، حس‌کردنی است. اگر بخواهیم در چند جمله از مهم‌ترینِ این ویژگی‌ها اسم بیاوریم، من باید عرض کنم که اوّلاً هویّت عمیق فرهنگی کرمان، ثانیاً نخبه‌پروری کرمان... نجابت اخلاقی و ایمان صادقانه‌ی مردم کرمان، و پیشگامی مردم کرمان در پیوستن به نهضت اسلامی و انقلابی... زمینه‌ی بُروز شخصیّت بزرگی مثل حاج قاسم سلیمانی اینها است... بله، یک قاسم سلیمانی کافی است که نه فقط استان کرمان، بلکه ملّت ایران به او افتخار کند و مباهات کند؛ این درست، امّا مطلب مهمّ دیگر در کنار این، آن است که آن زمینه‌ی فرهنگی‌ای که قاسم سلیمانی را تربیت میکند چیست؟! به این زمینه‌ی فرهنگی باید تکیه کرد. آن ایمان صادقانه، آن گذشتها، آن سلامت فکری و هدایت الهی‌ای که خدای متعال به مردمی عنایت میکند، زمینه‌های فرهنگی است. البتّه این زمینه‌ها همیشه هست، منتها وقتی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی نیست، این ظرفیّتها بُروز پیدا نمیکند؛ وقتی جمهوری اسلامی به وجود می‌آید، آن‌وقت این شخصیّت‌ها یکی‌یکی ظهور میکنند، بُروز پیدا می‌کنند.» ۱۴۰۲/۱۰/۰۲ @Masihane