eitaa logo
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاج‌الدینی
2.3هزار دنبال‌کننده
174 عکس
50 ویدیو
45 فایل
مفشو= کیسه‌ی قند یا کیسه‌ی حاوی انواع گیاهان دارویی [به لهجه‌ی کرمانی] طلبه درس خارج| دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن| مدرس دانشگاه ارتباط: @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
بخشی از دعای روز عرفه که رسول خدا به اميرالمؤمنين آموخت: "اللهمَّ إنِّي أعوذ بك من الفقر ومن وسواس الصّدر و من شتات الأمر و من عذاب النار و من عذاب القبر" "خدایا، از فقر، از وسوسه‌ی سینه، از پراکندگی کار و آشفتگی امور، از عذاب دوزخ و از عذاب قبر به تو پناه می‌برم." 📚 الصدوق، محمد بن علي بن الحسين، من لا يحضره الفقيه، ج٢، ص٥٤٢: كتاب الحج، دعاء الموقف. 🔺 در این روز مهم و عظیم، لطفا دعاگوی من نیز باشید. @Masihane
و ماجرای تلخ او، حتما باید به‌گونه‌ای در نوک پیکان حساسیت‌ها قرار بگیرد که جامعه و حاکمیت طی تلاش‌های رفت‌وبرگشتی از تکرار آن به‌قدر وسع جلوگیری و بر امنیت جامعه بیافزایند. اما در این میان، غافل نشویم از کاسب‌کارهای مصائب و موج‌سواران درد مردم. کسانی که در سطحی نازل برای بیشتر دیده شدن یا در سطحی پیچیده‌تر برای اغراض سیاسی حاضرند بدون ملاحظه‌ی حریم و حرمت‌های مرسوم و عرفی هر جامعه‌ی انسانی، کفتاروار بر سر جنازه‌ها حاضر شوند. به عناوین کانال‌ها نگاه کنید و به لینکی که رباتی افزایش دهنده ویو و ممبر است: شعر فاضل نظری و آواز استاد شجریان! چه می‌بینید جز مصرف هرچیزی برای بزرگ شدن حباب وجود مجازی. اینها که سطح نازل لاشخوری است. سطح پیچیده‌ی آن را در غول‌های رسانه‌ای و بوق‌چی‌های گنده‌تر باید جست. وضعیتی است که انگار به جای "خاک گل کوزه‌گران شدن" درحال "خوراک انگل‌ها شدن" هستیم! این را هم می‌دانم که از دید برخی این هم تقصیر جمهوری‌اسلامی است. ۱۷ خردادماه سال۴ @Masihane
درهم‌پلو یا همه‌چی‌پلو داریم؛ حاوی مقادیر قابل اعتنایی لوبیای چشم‌بلبلی. با آنکه زمان پخت‌شان طولانی شده ولی لوبیاها هنوز کمی سفتی دارند. خود آشپز، سر سفره، اولین نفری است که سفتی لوبیاها را گوشزد می‌کند، پیش‌دستانه. با این تعبیر: "سفتند، دل دارند." برایم جالب می‌شود. گویا سفتی معادل دل داشتن است. یاد "آدم‌های سِفت" می‌افتم که این‌روزها زیاد به زبانم می‌آید. آن‌ها نیز دل دارند. خیلی هم دل دارند. این "دل داشتن" اگر خوب و با لحن درستش ادا شود، هم به‌معنای شجاعت است و هم به‌معنای عطوفت و مهربانی. پس یعنی حکایت آدم‌های سفت، حکایت آدم‌های "دل‌دار"، حکایت دلیرهای دل‌رحم است. @Masihane
مناسک بیگ پروداکشن یکی از همسایه‌ها با یک کاسه‌ی آش و یکی با یک ظرف شله‌زرد می‌آمد در خانه و سهم نذری ما را می‌داد. یکی دیگر هم از چند روز قبل می‌گفت فلان‌روز قابلمه بیاورید نذری ببرید. سال‌ها این سنت اطعام و نذری درحد چند همسایه و فامیل جاری بود تا اینکه سر خیابان اصلی، یکی از هیئت‌ها ۱۱۰ دیگ بزرگ بار گذاشت. غذا آنقدر زیاد بود که تمام محله‌ی ما که هیچ، بلکه چندین محله‌ی مجاور را هم اشباع می‌کرد. سپس آرام‌آرام بساط نذری‌های خانگی جمع شد. انگار کسی یا چیزی از همسایه‌ها مسئولیت‌زدایی کرده بود. هرکس هم نذری داشت، نخودی می‌انداخت در همان ۱۱۰تا دیگ بزرگ. بار گذاشتن ۱۱۰دیگ بزرگ، شاید از دید برخی یک اجتماع عظیم به‌نظر برسد که توانسته وحدت بیافریند و اتحاد جامعه ایمانی را به رخ بکشد ولی در پس آن، حفره‌های کوچکی پدید آمد که کسی زیاد به آن توجه نکرد. حفره‌هایی شاید ریز ولی با قابلیت غرق کردن کشتی بزرگ فرهنگ مشارکت شخصی در سنت اطعام. مثلا در نذری‌های خانگی، تمام اعضای خانه درگیر بودند و همین بهانه‌ای می‌شد برای اتصال روحی با خدا و اهل‌بیت. ایفای نقش، آدمی را به محیط خدمت وارد می‌کرد و این محیط، خواه‌ناخواه اتصالی با عالم قدسی می‌ساخت و به تعبیر کلیفورد گیرتز "آنِ مقدس" پدید می‌آورد. برای هرکسی با هر میزان از باور و عمل و حتی هر قیافه و استایلی. همچنین کوچک‌ترهای خانه نیز در بطن یک کار حاضر بودند و با سپرده شدن کارهای خُرد به آنها، در یک هویت جمعی شکوهمند سهیم می‌شدند و ذیل یک حرکت دینی/معنوی احساس "بودن" می‌کردند. نذری بزرگ سرِ خیابان، از این مزایا تقریبا تهی بود. آنجا اکثر آدم‌ها صرفا مصرف کننده بودند نه شرکت کننده و نهایتا سهم خود را با کشیدن یک کارت بانکی اداء می‌کردند. اینگونه از آن روح مشارکت جمعی یا سهیم کردن کودکان خبری نبود. ولی.. ولی.. ولی آن نذری بزرگ هم مزیت مهمی داشت. مزیت تکان دادن شهر. سروصدایی راه می‌افتاد و ولوله‌ای می‌پیچید. گویی شهری که به روزمرگی افتاده بود و کرختی و سکون از سر و کولش بالا می‌رفت، حالا حس می‌کرد شوری در زیر پوستش تزریق شده. شهر واقعا نیاز داشت به این تکانه مهم که هرگز از پس نذری‌های خُرد و محترم خانگی برنمی‌آمد. این همه خاطره سرهم کردم که بگویم: نذری دادن و انجام برخی مناسک و آیین‌ها می‌تواند دو الگوی تحقق داشته باشد. یکی انسان‌مقیاس و دیگری شهرمقیاس. در اولی انسان مستقیم و به صورت شخصی درگیر می‌شود و در دومی شهر بماهو شهر تکان می‌خورد. هرکدام از این مدل‌ها مزایایی دارند و طبعا کاستی‌هایی. در زمانه‌ی فعلی که عصر فراغتی شدن دین و بازی با مناسک است و شهر در نبود ولوله‌های آیینی به خواب روزمرگی فرو می‌غلتد و انسان را به نسیان و غفلت فرامی‌خواند، ما به هر دو مدل نیازمندیم. البته با این فهم و مدیریت که یکی از دو مدل عرصه‌ی حضور و بروز دیگری را تنگ نکند. راهپیمایی ۱۰ کیلومتری غدیر خوب است به شرط آنکه بدانیم توقع ما از آن چیست و بفهمیم بنا نیست جای کارهای خُرد خانگی را پر کند. نباید از تک‌تک ما مردم مسئولیت‌زدایی شود و با حضور در یک حرکت بزرگ حا‌کمیتی، صرفا مصرف‌کننده شویم و چشیدن "آنِ مقدس" را به لذت خوردن مبادله کنیم. در روایت آمده: لذة اللئیم فی‌الطعام و لذة الكريم في‌الاطعام. انسان پست از خوردن لذت می‌برد و انسان کریم از خوراندن. بگذاریم هم شهر تکان بخورد و هم مردم لذت کریم بودن را با اطعام مزه‌مزه کنند. جمع بین این دو مدل هرچند سخت ولی شدنی است. ٢٠ خردادماه سال ۴ @Masihane
قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ (توبه/۱۴) با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب کند و رسوای‌شان نماید و شما را بر آنان پیروزی دهد و سینه‌های [پر سوز و غم] مردم مؤمن را شفا بخشد. @Masihane
در آستانه‌ی عید غدیر، ذکر لب‌های ما باید این آیات شریفه‌ی مرتبط با غدیر باشد: فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ.. هرگز از آن‌ها نترسید و از من [خدا] بترسید. الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ... به‌زودی دشمن کافر شما ناامید خواهد شد! @Masihane
هرچه از لحظات حادثه‌ی جنگی فاصله می‌گیریم، آرام‌آرام شوک اولیه فرونشست کرده و زبان‌ها به گفت‌وگو باز خواهد شد. منتظر تحلیل‌ها، طرح گمانه‌ها، غُرزدن‌ها، دل‌گرمی‌ها، گسست‌ها و پیوست‌ها، خط‌کشی‌ها و مرزبندی‌های جدید باید بود تا در زمینه‌ی افکار عمومی و موج‌های رسانه‌ای هم دچار غافلگیری و شوک نشویم. دوستان عزیزتر از جانم که درحال تلاش برای روشنگری و حفظ یکپارچگی ملی هستید، کم‌ترین توقع از من و شما مباحثه‌ی از روی حوصله‌ی بالا و سعه‌صدر است. عصبانیت و خشم و غم و حزن همه‌ی ما طبیعی است ولی نگذارید هیجانات و احساسات، افسار ما را در گفتگوی با افراد مختلف جامعه به دست بگیرد تا حرف‌های ما لج‌دربیار شود! @Masihane
هرچه زمان بیشتری می‌گذرد و هرچه اخبار تجاوز بیشتری شنیده می‌شود، یک حس قوت می‌گیرد و آن حس تحقیر است. شیطان با تمام اعوان و انصارش، روی حس تحقیر ما حساب ویژه‌ای باز کرده. حسی بس قدرتمند که می‌تواند همه چیز ما را نشانه رود، از جمله ایمان و عقلانیت‌مان تا کر و کور تصمیم بگیریم. مراقب حس تحقیر باید بود! مخصوصا حس تحقیر جمعی و ملی! پ.ن: قرآن پناه‌گاه خوبی است برای رهایی از حس تحقیر. @Masihane
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ الْقَارِعَةُ مَا الْقَارِعَةُ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ @Masihane
🔴 سوراخی برای گزیده شدن چندباره 1⃣ شاید غیر قابل باور به نظر برسد ولی هنوز گروهی از هم‌وطنان ما بر این گمانند که می‌شود میان آمریکا و اسرائیل و به تعبیری میان ترامپ و نتانیاهو فرق گذاشت و بر این باورند تنها مانع انعقاد نطفه‌ی صلح میان ایران و آمریکا، جریان تندروی اسرائیلی و نتانیاهوست. [البته نیم‌نگاهی به جریان تندرو داخلی هم دارند] من نمی‌دانم دیگر چه اتفاقی باید بیافتد تا عده‌ای به تحلیل‌ها و برداشت‌های خود شک کنند و از تئوری‌های ذهنی و انتزاعی خویش دست بردارند؟! گویی حتی جنگ و جنایت و کشتار هم کفاف نمی‌دهد. 2⃣ حالا که به وضوح روشن است طی چندماه گذشته، ترامپ و نتانیاهو با نمایش رفتارهایی سعی در فریب افکار ایرانیان داشتند و بسیاری را به صورت واهی دل‌خوش به مذاکرات کردند، باید یقین کنیم دیگر جایی برای این دست تحلیل‌ها باقی نمی‌ماند که "اگر ما حُسن‌نیت خود را به آمریکایی‌ها نشان دهیم و ترامپ دلال را متوجه منافعی در ایران کنیم، اختلافی میان اسرائیل و آمریکا خواهد افتاد و منافع ملی ما تأمین خواهد شد." باور کنیم دشمنی میان ایران با آمریکا و نوچه‌اش اسرائیل، بیخ‌دارتر از این حرف‌هاست. شاید بهتر است بگویم این نزاع، جنگی است میان دو شیوه از "بودن" در دنیا. اساسا همین نحوه‌ی "بودن" استکباری آمریکاست که او را مجاب به پشتیبانی از اسرائیل می‌کند. ۲۴ خردادماه سال ۴ @Masihane
درحالیکه چندتن از مهم‌ترین فرماندهان نظامی ما را ترور کردند، بازیابی نظم ساختاری و بیرون آمدن از شوک اولیه و سپس طراحی و اجرای عملیات وعده‌ی صادق ۳ و راه‌اندازی پدافند و سامانه‌های دفاعی، چیزی کم از معجزه ندارد. کاش فرصتی بود و می‌گفتیم روزگاری اسرائیل چطور با همین شیوه‌ی هجوم غافلگیرانه و گسترده، اتحادیه‌ی عربی با توان بالای نظامی را زمین‌گیر کرد. والله تاریخ به خود چنین حماسه‌هایی ذیل عقلانیت و تدبیر ندیده است. بعد از ماجرای دیروز، ما اگر خودمان را اینقدر سریع بازیابی می‌کردیم و صرفا یک فشنگ به اسرائیل که نه، فقط به سمت و جهت اسرائیل هم می‌زدیم باز باید بازوان مردان نظامی این کشور را می‌بوسیدیم. اما اکنون چنان قد و قواره‌ای از خودمان نشان داده‌ایم که دستیابی به موازنه نزدیک است. نه فقط آمریکا و اسرائیل که اروپا و به‌طور کلی غرب باید بداند ایران دوباره غیرقابل پیش‌بینی است. این عقلانی‌ترین شیوه‌ی دفاع است تا پایان جنگ را ما اعلام کنیم نه هیچ کس دیگر.. به‌امید تثبیت صددرصدی استقلال ملی! @Masihane
🔵 سیاست‌ورزی پرهیزکارانه از دیروز مردد هستم درباره‌ی یک بخش از جملات ترامپ در واکنش به حمله‌ی اسرائیل به ایران چیزی بگویم یا نه! اما انگار باید برای ثبت در جایی که فراموش‌مان نشود اقدامی کرد. بعد از حملات دیروز ترامپ اول از فرصتی که به ایران داده بود حرف زد و سپس درباره‌ی پاسخ ایرانی‌ها گفته بود: "برخی از تندروهای ایرانی با شجاعت سخن گفتند، اما نمی‌دانستند چه چیزی در راه است. آن‌ها اکنون همگی مُرده‌اند." سپس ترامپ باز ایران را دعوت کرد به ادامه روند مذاکراتی که کاملا شبیه است به تحمیل یک خواست زورگویانه. حالا سوال این است که چه کسانی از داخل ایران به دشمنان خارجی و بیگانه‌ی ما این پیام را سالیان درازی مخابره کردند که ایران و ایرانی مشکلی با آمریکا و درخواست‌های زورگویانه‌اش ندارد، بلکه فقط این تندروها هستند که پرچم مخالفت با استکبار آمریکایی و استعمار غربی را به دوش می‌کشند و از بدحادثه عنان کشور را همین جماعت در دست گرفته‌اند درحالیکه مردم نیز با آنها همراه نیستند؟! ما هرگز نمی‌گوییم این افراد خائن‌اند ولی بدانید که چطور کاربرد یک سری مفاهیم و برچسب مانند "تندرو" به‌منظور مصرف داخلی و رای‌آوردن به هنگام انتخابات، می‌تواند بازتاب‌های جهانی داشته و حتی امثال ترامپ را ظاهرا به این نتیجه برساند که با کشتن سلحشوران ایرانی به بهانه‌ی حذف نیروهای تندرو، می‌تواند به خواسته‌ی خود برسد. پس مراقب باشیم در وضعیتی که همیشه دشمنی مترصد فرصت داریم.. مراقب باشیم چه می‌گوییم و چگونه می‌گوییم. تقوا شاید همین باشد. @Masihane