eitaa logo
مصیر | مرتضی توکلی
219 دنبال‌کننده
277 عکس
174 ویدیو
0 فایل
مرتضی توکلی @talabezanjani مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی #صراط_زنجان @serat_ir1
مشاهده در ایتا
دانلود
28.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از دانشمند هسته ای سوال میکنه هیچ وقت خواستید که رهبری رو متقاعد کنید تو فتواش نسبت به حرمت ساخت بمب اتم تجدید نظر کنه؟! جوابشو ببینید... .
اذعان آمریکا به نقض فاحش NPTمعاون ترامپ: سلاح هسته‌ای بخش مهمی از امنیت ملی آمریکاست «ونس» سلاح‌ هسته‌ای را «بخش مهمی از امنیت ملی آمریکا» خواند و گفت آن‌ها باید آزمایش شوند. این سخنان درحالی گفته شد که ترامپ دستور ازسرگیری فوری آزمایش‌های هسته‌ای را به وزارت جنگ ابلاغ کرده است. ونس افزود: «اظهارات رئیس‌جمهور خودبه‌خود گویاست. اطمینان از عملکرد صحیح این زرادخانه هسته‌ای که در اختیار داریم، بخش مهمی از امنیت ملی آمریکاست و این بخشی از رژیم آزمایش‌هاست.» ➕امروز دقیقا وقت جنگ دیپلماتیکه @masir110
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون موقع که بهش میخندیدیم از نظم نوین جهانی و تثبیت نرخ ارز میگف یادتونه این کلیپو؟😁
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه جور کارشناسی هستید که این جمله صریح امام حسین در برابر استاندار یزید را نشنیده یا نادیده گرفته اید؟ إنا اهل بيت النبوة ومعدن الرسالة و مختلف الملائكة و بنا فتح الله و بنا ختم الله ويزيد رجل فاسق، شارب الخمر، قاتل النفس المُحرّمة، مُعلنُ بالفسق و «مِثْلِى لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ» @masir110
مراقب باشیم که : 📌کوتاهی‌های ما، 📌یک جا دهن‌لقّی‌مان، 📌 یک جا کمک نکردنمان، 📌 یک جا اعتراض کردن بیخودی‌مان، 📌 یک جا صبر نکردنمان، 📌یک جا تحلیل غلطی که از اوضاع می کنیم، گاهی تأثیر می گذارد ، تأثیرات تاریخی یعنی این‌جور مسیر را عوض می کند؛ لذا خیلی باید مراقبت کرد. ۱۴۰۴/۰۲/۰۴ امام خامنه ای
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا میگیم ایران مرکز توجه استعمار است..
هدایت شده از سید یاسر جبرائیلی
‌در جهان آشفته امروز، هر مکتبی که بتواند امکان بدیل بودن را از دیگری سلب کند، پیروز میدان است؛ حتی اگر شکست‌خورده تاریخ باشد. و این همان کاری است که لیبرال‌ها در ایران پیش گرفته‌اند. آنان می‌کوشند میدان را چنان تصویر کنند که گویی جهان تنها دو قطب دارد: سرمایه‌داری و کمونیسم. و هر نیروی عدالت‌خواهی که بخواهد از حصار سرمایه‌سالاری عبور کند، باید حتماً در جرگه کمونیسم تعریف شود. این همان دوگانه‌سازی ساختگی است که به مدد آن، اسلام ــ اسلام عدالت، اسلام انسان، اسلام علی ــ در سکوت عامدانه لیبرال‌ها از فهرست «آلترناتیوهای ممکن سرمایه‌داری» حذف می‌شود. نئولیبرال‌های سر به سجود آیه‌خان ایرانی، غافل‌اند که در این بازی، بیش از آنکه کمونیسم را نفی کنند، اسلام را نفی می‌کنند؛ اسلامی را که در دستگاه ذهنی‌شان هرگز آلترناتیو نبوده و نیست. چرا؟ زیرا آنان در ژرفای اندیشه خویش، اسلام را نه مکتبی مستقل، بلکه سنتی تزئینی بر پیکر نظم بازار می‌دانند، نه نیرویی بنیان‌کن بر ضد آن: خدا همان دست نامرئی بازار است! میان زبان و باطن‌شان شکافی عظیم است: زبان‌شان الکن است که بگویند «اسلام می‌تواند بدیل باشد»؛ اما باطن‌شان با قاطعیتی بی‌صدا می‌گوید: «نه؛ اسلام نمی‌تواند.» به همین دلیل است که هر جا اسلام عدالت‌خواه قد برمی‌افرازد، بی‌درنگ سایه کمونیسم را بر آن می‌افکنند تا مبادا سخن از بدیلی فراتر از نظام سرمایه‌داری به میان آید. اما حقیقت این است: اسلام، درست در نقطه‌ای می‌ایستد که لیبرالیسم و کمونیسم، هر دو، از دیدنش عاجزند. کمونیسم انسان را در چنگ دولت می‌خواهد، و لیبرالیسم در پنجه سرمایه؛ اما اسلام، انسان را از هر دو اسارت می‌رهاند. در اندیشه علی، عدالت نه محصول دولت است و نه نتیجه بازار؛ عدالت، جایگاه وجودی انسان است؛ رهایی او از هر سلطه‌ای که کرامتش را تهدید کند، چه سلطه سرمایه و چه سلطه قدرت. لیبرال‌ها وقتی این افق را می‌بینند، ناگهان وحشت سراسر وجودشان را فرا می‌گیرد. زیرا اگر اسلام بتواند بدیل باشد، اگر مکتب علوی بتواند نظامی نو بنا کند، پس دیگر نمی‌توان انسان ایرانی را زندانی دوگانه قلابی «یا بازار یا دولت» نگه داشت. دیگر سرمایه‌داری «تقدیر طبیعی» نمی‌شود، و کمونیسم «ترس مقدس» نمی‌ماند. و دقیقا همین را نمی‌خواهند. پس چاره چیست؟ اسلام را از ساحت امکان حذف می‌کنند! نه با استدلال‌های فلسفی، نه با نقدهای نظری؛ بلکه با یک ترفند ساده: هر صدای عدالت‌خواهی را به کمونیسم تقلیل می‌دهند، تا اسلام عدالت، اسلامِ آزادگی، اسلام علی، اصلا مجال ظهور در مقام یک نظام بدیل پیدا نکند. اما حقیقت همچنان پابرجاست: اسلامی که عدالت را از علی می‌آموزد، با شمشیر برّان خود بیش از هر مکتب دیگری با سرمایه‌سالاری تعارض دارد؛ و برای این مبارزه، نیازی به دست بردن در متون غریبه ندارد. آنان که عدالت‌خواهان مسلمان را «کمونیست» می‌خوانند، نمی‌دانند که ما پیش از آنکه نامی از کمونیسم به گوش دنیا برسد، نهج‌البلاغه داشتیم؛ کلماتی که در آنها، امام عدالت، با سوزی آسمانی، به کارگزار خویش می‌نویسد: «هرگز نمى‌پنداشتم كه تو دعوت مردمى را اجابت كنى كه بينوايان را از در مى‌رانند و توانگران را بر سفره مى‌نشانند». اسلام، نه وامدار شرق است و نه بنده غرب. این مکتب، خود افقی است مستقل؛ افقی که اگر جدی گرفته شود، نه فقط سرمایه‌داری که همه بت‌های زمانه را به لرزه می‌اندازد. اینان از همین استقلال می‌ترسند. از همین «بدیل بودن» اسلام. از اینکه انسان ایرانی بفهمد میان بازار بی‌رحم و دولت آهنین، راه سومی هست: راه انسان، راه عدالت، راه علی. @syjebraily
24.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨داستان این شهید.. برق از سرت میپرونه😔 شادی روح شهدا صلوات @masir110
  🖤 🌹 {سالگرد‌خادم‌الحسین‌ع‌کربلایی‌مرتضی‌عباسی} فیض منبر:     بانوای:   زمان : دوشنبه ۳ آذر ۱۴۰۴ شروع مراسم همزمان با اقامه نمازظهر و عصر از ساعت ۱۲ ظهر ✅همراه با سفره احسان نهار مکان : اسلام آباد، خیابان شهید اشرفی اصفهانی(قوملو خیابان)، روبروی پارک شهید رجایی ، علامت تابلو ، زینبیه کهف الحسن(علیه السلام) @kahfalhasan
🪴شمارا نمی‌دانم، اما سکوت این شبهای طولانی من‌را عجیب به‌فکر می‌برد. یاد مرگ از آن فکرهایی‌ست که مشغولم می‌کند. مرگی که نمی‌توانم از او بگریزم. و متأسفانه هیچ شناختی هم درباره‌اش ندارم. با این‌که در نزدیکی‌ام احساسش می‌کنم، اما آنقدر نزدیکم نمی‌شود که با او رفیق شوم و سوالاتم را از او بپرسم! سوالات فراوانی دارم. آیا قبل آمدنش من‌را باخبر می‌کند؟ اگر خانه‌ی قلبم به‌هم ریخته باشد، چه؟ خجالت نمی‌کشم؟ مرگ که رفیق من بود، اصلا به‌خانه‌ی من می‌‌‌آید؟ منی که پای هر غریبه‌ای را به خانه باز کرده‌ام، چگونه محل رفت‌وآمد رفیقم بشود؟ چه می‌گویم؟ چرا خزعبلات می‌بافم؟ مرگ خاکی‌ست، هرکجا دلش بخواهد می‌نشیند. اصلا قبل آمدنش خبر نمی‌دهد. همیشه می‌خواهد آدم را سوپرایز کند. ولی من هیچ‌وقت آماده‌ی مهمان سر زده نیستم. بروم، بروم مقداری خانه را تمیز کنم، شاید امشب بخواهد سوپرایزم کند‌... . امیرحسن‌ اوصالی 🆔 @paragraph_osali
هدایت شده از وحید یامین پور
مدتی است به این فکر می‌کنم که امثال ما چند سال است از مخاطبان تازه وارد فاصله گرفته‌ایم و این اشتباه بود. ما تدریس و فعالیت علمی و فرهنگی‌مان را بر اساس سیر مطالعات‌ خودمان پیش گرفتیم و آن جوانانی را که هر سال به‌تازگی به وادی مطالعات و فعالیت‌های فرهنگی وارد می‌شدند، رها کردیم. ما باید همواره به سرچشمه‌ها سر می‌زدیم. دوباره "اولین"‌ها را با تازه‌‌نفس‌ها بازخوانی می‌کردیم. "اولین" کتابها، "اولین" دغدغه‌ها و پرسش‌ها و "اولین" معلم‌ها را. تصمیم‌دارم چنین کنم... اگر خدا بخواهد.