.
امروز میخوام بهترینهایی که توی ششماه ابتدایی سال خوندهم رو باهاتون به اشتراک بذارم. (حواسم به پروژهٔ برنامهریزی هم هست. اون هم ادامه میدیم انشاءالله.)
.
📚 بهترینهای ادبیات دفاع مقدس. خیلی توی این حوزه حرف دارم اما هنوز وقتش نرسیده.
@masture
.
امروز به دوستم میگفتم من حاضرم با همه قطع ارتباط کنم ولی وقتی خودم میلم میکشه از خونه بیرون برم. و همین میل ممکنه چندهفته یکبار خودی نشون بده. اما منِ خانهدوستِ جامعهگریز، اگه پای نوشتنم وسط باشه حاضرم روزی چندبار بیرون برم ولی نوشتنم رو ارتقاء بدم. که اتفاق هم افتاده ها. حالا چرا اینطوری میشه؟
دارن هاردی توی «اثر مرکب» میگه قبل شروع هدفگذاری و تقویت نیروی اراده به نیروی دلیل فکر کنید. ببینید چرا فلان هدف رو میخواید. چون اگر چرایی رو بدونید با چگونگی کنار میاید. مثلا اگه یه تختهٔ ٢٥سانتی روی زمین بذارن و بگن طولش رو راه برید تا بهتون پول بدیم، قطعا قبول میکنید. ولی اگه همین تخته رو به عنوان پل بذارن حدفاصل سقف دوتا ساختمون، بازم قبول میکنید؟ قطعا نه. اما اگه این تخته فاصلهٔ شما باشه با عزیزی توی ساختمون روبهرویی که در حال آتشسوزیه، شما دیگه برای طی کردنش تعلل نمیکنید یا دنبال پول نمیگردید. چون دلیل شما نجات عزیزتون هست. همین؟ خب من میخوام پولدار بشم. خیلی پول برام مهمه. همین کافیه؟ #نـــــــه!
@masture
چرا نه؟! چون تازه بعدِ اینکه دلیل محکمت رو پیدا کردی، هدفت باید چندتا ویژگی داشته باشه:
١. تکبعدی نباشه: یعنی فقط یک جنبه از زندگیت رو پوشش نده. بلکه کل چرخهٔ زندگیت رو به حرکت دربیاره. این عکسی که میبینید ایدهٔ شخصی بهنام «پل جی مپر» هست. ایشون بنیانگذار ایدهست و میگه برای اینکه #چرخ زندگیت بچرخه و به اهدافت برسی باید چرخهٔ زندگیت رو چک کنی. شما وقتی هدفت رو انتخاب کردی باید اول شرایطتت رو توی چرخه چک کنی و بعد بگی برای اینکه به این هدف برسم باید امتیاز هرکدوم از این جنبهها چند باشه؟
@masture
.
برای مثال:
مونا زارع توی پادکست داتس گفت که بعد از ده سال نوشتن مداوم متوجه شده دیگه نمیتونه ادامهش بده. چرا؟ چون پول و درآمد خوب براش مهم بوده و الان به نتیجه رسیده که نوشتن اون میزان درآمد رو براش نداره. چرا این اتفاق افتاده؟ چون موقع هدفگذاریش به رشد تمام ابعاد لازم توی چرخهٔ زندگیش بها نداده.
مستوره | فاطمه مرادی
یا مثال بعدی:
رضا امیرخانی توی این جلسه میگه من از یهزمانی فهمیدم که باید بین نوشتن فصلهای رمانم استراحت کنم. استراحتم باید حاوی مقادیری تجربهٔ ترسبرانگیز باشه تا هیجانم رو بیدار کنه. وگرنه با کار راکد و فرسایشیای مثل #نویسندگی افسرده میشم و تعادل قوام رو از دست میدم. عدم تعادل مساوی است با عدم خلاقیت. پس امیرخانی فهمیده بوده که چرخهٔ زندگیش باید تعادل داشته باشه.