eitaa logo
🌹📿تلاوت قرآن ومطالب اموزنده📿🌹 سرباز باشیم نه سربار امام
430 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
129 ویدیو
6 فایل
،🌹🌹مطالب دینی ومفید ومتنوع🌹🌹.، جهت تبادل و تبلیغ: @seremitunes پیشنهادات،انتقاد ها و حمايت جهت ارتقای کانال: @ashg1100
مشاهده در ایتا
دانلود
عن أبی محمد الحسن بن علی علیهماالسلام: خَصْلَتَانِ لَیْسَ فَوْقَهُمَا شَیْ‏ءٌ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَان امام حسن عسکری علیه السّلام می فرمایند: دو خصلت است بالا دست ندارد: ایمان به خدا، و نفع رساندن به برادران. [تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: ۴۸۹] و شاید بتوان گفت ،تمام دین در این دو جمله جمع شده است: خدامحوری و انسان دوستی داستانک: محمدباقر قالیباف، در وبلاگ خود نوشته است: [روزی] رفته بودم خدمت [آیت‌الله‌العظمی فاضل لنکرانی] . آن موقع در ناجا بودم. [ایشان] گفتند: “من ۵۰ سال است دارم اسلام می‌خوانم. بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم. واجباتت را انجام بده. به‌جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس. کار مردم را راه بیانداز.” بعد هم گفتند “اگر قیامت کسی ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود. http://eitaa.com/mtalbdine/289 با ماهمراه باشید در کانال قصه های دینی
🔰«به خدا اعتماد كن» ‌ در سالى كه قحطى بيداد كرده بود و مردم همه زانوى غم بغل گرفته بودند، مرد عارفى از كوچه‌اى مى‌گذشت. غلامى را ديد كه بسيار شادمان و خوشحال است. به او گفت: «چطور در چنين وضعى مى‌خندى و شادى مى‌كنى؟!» ‌ او جواب داد: «من غلام اربابى هستم كه چندين گلّه و رَمه دارد و تا وقتى براى او كار مى‌كنم، روزى مرا مى‌دهد. پس چرا بايد غمگين باشم در حالى كه به او اعتماد دارم؟» ‌ آن مرد كه از عرفاى بزرگ بود مى‌گويد: «از خودم شرم كردم كه يك غلام به اربابى با چند گوسفند توكل كرده و غم به دل راه نمى‌دهد، در حالى كه من خدايى دارم كه مالك تمام دنياست و نگران روزى خود هستم...!» ‌ "كسى كه به خدا توكل مى‌كند، آرامش واقعى را از آن خود كرده است." ‌ 📚برگرفته از كتاب «من و ما! 🌺🍃🌸🌷🌸🍃🌺 http://eitaa.com/mtalbdine/289 با ما همراه باشید در ایتا با مطالب متنوع ودینی
🌺📵📵🌺منكرات استفاده از موبايل🌺📵📵🌺 موبايل، ضمن اين كه استفاده‌هاى فراوانى دارد، ولى مجموعه‌اى از منكرات و حرام‌ها را نيز دارد. و در اكثر جرائم، به نحو مستقيم و غيرمستقيم استفاده از موبايل مطرح است. به چند نمونه از منكرات موبايل اشاره مى‌شود: ١. ارتباط‍‌ نامشروع با نامحرمان. ٢. مزاحمت و اذيت ديگران. ٣. استفاده از موسيقى‌ها و آهنگ‌هاى حرام. ٤. بلوتوث و mms تصاوير و متن‌هاى حرام. ٥. گفتگوهاى حرام همچون سخن چينى، غيبت، ناسزا و... يا گوش دادن به غيبتى كه ديگران از طريق تلفن و موبايل مى‌كنند و به طور كلى تمام گناهانى كه مربوط‍‌ به زبان است، همچون دروغ، تهمت، فحش و... در مكالمات تلفنى نيز مطرح است.١ ٦. تجسس در اطلاعات موبايل ديگران. ٧. عكس‌بردارى از زنان نامحرم كه پوشش و حجاب مناسب ندارند و نيز عكس‌بردارى از مجالس خصوصى، اماكن و اسناد ممنوعه و... ٨. جوك‌هاى مستهجن و ضد اخلاقى. ٩. ايجاد اختلاف و فتنه از راه دور و نزديك. ١٠. پخش شايعه به وسيلۀ تلفن و موبايل.شايعه، خبرى است كه در ميان مردم پخش شده و مردم به عنوان يك خبر با آن برخورد مى‌كنند، و احتمال صدق در آن مى‌دهند، ولى درستى و نادرستى آن معلوم نيست. قرآن دربارۀ شايعه‌پراكنى مى‌فرمايد: إِنَّ‌ الَّذِينَ‌ يُحِبُّونَ‌ أَنْ‌ تَشِيعَ‌ الْفاحِشَةُ‌ فِي الَّذِينَ‌ آمَنُوا لَهُمْ‌ عَذابٌ‌ أَلِيمٌ‌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ‌ كسانى‌كه دوست دارند زشتى‌ها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است. امام على عليه السلام فرمود: لَا تُحَدِّثِ‌ النَّاسَ‌ بِكُلِّ‌ مَا سَمِعْتَ‌ بِهِ‌ فَكَفَى بِذَلِكَ‌ كَذِبا هر چه شنيدى بازگو مكن، كه همين مقدار براى دروغ بودن كلام كافى است. ١١. فرستادن پيامك‌هاى توهين آميز به ارزش‌هاى دينى، افراد، اقوام و... به گونه‌هاى مختلف. ١٢. اشاعۀ فحشا حرام است خواه با بلوتوث و پيامك باشد و خواه با فيلم و سى دى. ١٣. رد و بدل كردن سخنان محرّك از طريق تلفن، موبايل، بلوتوث، اينترنت و... به هر انگيزه‌اى حرام است.٣١٤. دستكارى و تقلب در تلفن و موبايل براى كم كردن هزينۀ تماس، جايز نيست.١ ١٥. تقلب در امتحان از طريق تماس با موبايل و پيامك حرام است. ١٦. تماس با موبايل در حين رانندگى از نظر قانون رانندگى ممنوع است، به ويژه آنجا كه زمينۀ خطر باشد. ١٧. نسبت‌هاى ناموسى (قذف) به ديگران به وسيلۀ موبايل، تلفن و پيامك حرام است. ١٨. بازى با پاسور و وسايل ديگر قمار به وسيلۀ موبايل و ديگر رسانه‌ها حرام است. ١٩. افشاى خبرهاى محرمانه و رازهاى ديگران از راه شنود يا ضبط‍‌ مكالمه. ٢٠. كلاه بردارى از طريق پيامك‌هاى فريبنده تبليغاتى. ٢١. انتشار و اشاعۀ اخبار دروغ به‌قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومى يا تخريب چهرۀ شخصيت‌ها يا تضعيف باورهاى دينى. ٢٢. پخش كليپ‌هاى (فيلم‌هاى كوتاه) غير اخلاقى. ٢٣. گوش كردن به مكالمۀ ديگران. ٢٤. استفاده از تِم‌ها و تصاوير مبتذل براى زمينۀ موبايل. ٢٥. ترويج فرقه‌هاى باطل، كتب ضاله و... ٢٦. دعوت به گناه در چت.٢٧. پخش فيلم‌هاى محرمانۀ مردم. ٢٨. پخش فيلم‌هاى مستهجن. ٢٩. توهين به مقدسات. ٣٠. سوء استفاده‌هاى مالى و فريب ديگران. ٣١. نگهدارى برنامه‌ها و عكس‌ها و فيلم‌هاى مبتذل در موبايل. ٣٢. نصب فيلترشكن براى ورود به سايت‌هاى نامناسب. ٣٣. نصب برنامه‌هاى مبتذل روى گوشکى موبايل ديگران. يكى از نكاتى كه در رابطه با منكرات موبايل و تمام رسانه‌ها مطرح است، زمينه‌سازى‌هاى اين‌گونه منكرات توسط‍‌ برنامه‌ريزان و بانيان اين گناهان است كه خود شريك تمام اين گناهان هستند. 🌸🍃🌺🍃🌺🍃🌺احکام موبایل و رسانه‌ها، صفحه 17🌺🍃🌺🍃🌸🍃🌺http://eitaa.com/mtalbdine/289
🌹🌷🌹🌷جسد سالم شیخ صدوق 🌹🌷🌹🌷 قبر صدوق رحمه الله در باغ مستوفی بود که بر اثر سیل، جسدی که در سرداب قرار داشت، ظاهر شد. ناصر الدین شاه، میرزا ابوالحسن جلوه و آیة الله ملا محمد رستم آبادی و حاج سید محمود مرعشی (پدر آیة الله مرعشی) را انتخاب کرد که برای شناسایی جسد وارد سرداب شوند. این افراد جسد را سالم یافتند؛ به گونه‌ای که جز محاسن شریفش که به سینه ریخته بود، هیچ یک از اعضای او تغییر نکرده بود. سید محمود مرعشی نقل نموده که دست جنازه لطیف و نرم بود و ناخن یکی از دستها گرفته و دست دیگر گرفته نشده بود گویا شیخ برای عمل به استحباب، ناخن یکی از دستها را در روز پنج شنبه گرفته و گرفتن ناخن دست دیگر را به روز جمعه موکول کرده بود که اجل او را مهلت نمی‌دهد 🌷🍃🌷.http://eitaa.com/mtalbdine/289🌷🍃🌷
 [ترجمه کتاب نفیس (القطره): قطره ای از دریای فضایل اهل بیت علیهم السلام - 🔰 سزاي جسارت به صحيفهٔ سجّاديّه نقل شده: در شهر بصره در نزد سخنور بليغى سخن از «صحيفه سجاديه» به ميان آمد، وى (با جسارت) گفت: چيزى از آن مگوييد تا من همانند آن را براى شما املاء كنم. آنگاه قلم به دست گرفت و به جهت نوشتن سر به پايين انداخت، او سر بلند نكرد تا اين كه روح از بدنش خارج گشت و مرد! نويسنده رحمه الله گويد: جاى هيچ گونه شگفتى نيست، چرا كه اين صحفيه شريف، حاوى دوره كاملى از اُصول انسانى، دنيوى و اخروى است. قطره اى از اقيانوس بى كران دانش الهى و جويبارى از درياى كلام نبوى است. چگونه چنين نباشد؟! حال آن كه اين صحيفه، پرتوى از نور چراغ رسالت و نسيمى از بوى خوش باغ امامت است. در اين زمينه يكى از عارفان گويد: اين صحيفه، در مجراى كتاب هاى آسمانى جارى مى شود و در مسير نوشته‌ها و صحف لوحى و عرشى روان است، چرا كه آن، شامل انوار حقايق شناخت و معرفت و داراى ميوه هاى باغهاى حكمت است. دانشمندان برگزيده و نكته سنجان و نقّادان آگاه پيشينان كه از شايستگان علما بودند آن را «زبور آل محمّد عليهم السلام» و «انجيل اهل بيت عليهم السلام» لقب داده اند. در بلاغت بيانش، ساحران سخن پرداز سر به سجده گذاشته و بزرگان از دانشمندان به ناتوانى خويش اعتراف نموده اند و آنان اذعان كرده اند كه پيامبرى غير از كاهنى است، و هرگز حقّ و باطل در يك مقام و منزلت نيست. و هر كس بخواهد پيرامون آسمان آن با فكر تاريك و پست خود دور بزند، قطعاً با شهاب ثاقب مورد هدف تيرهاى تيراندازان قرار خواهد گرفت. 🌺🍃🌺🍃🌺http://eitaa.com/mtalbdine/289🌺🍃🌺🍃🌺
امشب رضا ز سوز جگر گریه مى‏کند مانند سیل ز ابر بصر گریه مى‏کند تنها پسر نه، دختر چشم انتظار هم از داغ جانگداز پدر گریه مى ‏کند
🔰زندگی برای خدمت: نمازش را همیشه می خواند و حتی مستحبات را نیز به جا می آورد، اما چون بدبختی و مشكلات فراوانی داشت به هر كسی می رسید و هر جا كه می نشست می گفت ((از همان اولین روزی كه از مادر زاده شده ام روی پیشانی ام نوشته بودند كه باید بدبخت باشم )). از بس هر جا نشسته بود و از مشكلاتش حرف زده بود هم خودش و هم بقیه خسته شده بودند. آخر سر یكی به او گفت : مرد حسابی ، برای یك بار هم كه شده ، پیش دانای شهر برو و با او مشورت كن و این قدر هم خودت و هم ما را اذیت نكن ، این طور كه نمی شود. شاید همین حرف ها بود كه او را به خانه آن دانشمند فرزانه كشاند. هنگامی كه به در خانه اش رسید و در زد و وارد شد. خیلی ساده و صمیمی بود، مثل خانه اش ، مثل كوچه های شهرش . سفره دلش را باز كرد و همه چیز را گفت ، دست آخر گفت : ای كاش خدا مرگم را می رساند، به خدا قسم از این همه بدبختی خسته شده ام . منتظر بود تا او هم حرف هایش را تاءیید كند، اما امام پس از یك نگاه طولانی به چهره سبزه مرد گفت : بین خود و خدایت رابطه عمیقی ایجاد كرده ای كه حمایتت كند؟ نه . آیا كارهای خوبی كه از كارهای زشتت بیشتر باشد جلوتر از خود برای زندگی در آن جهان فرستاده ای . نه . دوست من ، به جای این كه از خدا مرگت را بخواهی از او عمر پر بركت بخواه تا به حال بقیه مفید باشی ، نه این كه با مرگ از زیر بار مشكلات شانه خالی كنی ؛ حال كه با خدا رابطه محكمی نداری و توشه ای هم برای آن طرف نفرستاده ای درخواست مرگ برایت مثل درخواست هلاكت ابدی است . مرد از تعجب مدتی به چهره امام كاظم خیره ماند، گویی در نگاه امام دریای آرامی را می دید كه او را به ساحل نجات هدایت می كرد و طلوع خورشیدی كه او را به زندگی امیدوار می ساخت .
🔰مبارزه با 🔺داستانی عجیب از مبارزه با نفسِ حکیم الهی و عالم ربانی مرحوم ملا هادی سبزواری 🔹 بنده به خاطر دارم كه در مدرسه مَدرسی بود كه زيلو و حصير داشت و ايشان [ ] عصرهای جلسه‌ای داشتند كه ده، بيست نفر و چند ، مِن‌جمله شهيد و افرادی از اين قبيل می‌آمدند و ايشان بسيار مؤثری می‌فرمودند؛ مواعظ‌شان خيلی مؤثر بود، به‌طوری‌که در ما كه آن موقع بوديم خیلی اثر می‌گذاشت. مرحوم شهيد مطهری هم در آن هنگام يك جوانی با سن و سال ما بود که ايشان هم می‌آمدند و مجموعاً شايد سی نفر هم نمی‌شدند، ولی ايشان مطالب بسيار خوبی ذكر می‌فرمودند. مثلاً يكی از مسائلی كه می‌فرمودند اين بود: وقتی وارد در دينی می‌شود از خواست‌های او اين است كه: خب، حالا ديگر ما يک يا يك بنويسيم يا يک پخش كنيم يا از اين قبيل، در صورتی‌كه اگر خوب كند خواهد ديد كه اين خواست، خواستی نفسانی است، و می‌خواهد به اين وسيله خودش را مطرح کند!. اين حرف‌ها برای ما خيلی عميق بود و آن زمان مان خوب نمی‌رسید كه چگونه می‌شود انسان وارد يا طلبگی بشود يا مثل شما وارد و ها و از اين قبيل مراکز بشود و وقتی هوسش گرفت که چيزی بنويسيم و پخش کنيم؛ خواست نفسانی باشد!، دقت زيادی لازم دارد تا متوجه شويم که آيا اين خواست و موقعيت واقعاً به‌جا و به‌صلاح است يا این‌که هنوز زود است؟ آدمی كه ده پانزده سال در يا در فرهنگ بوده و کرده، نفسش همان نفسِ و بچگی اوست، خواست‌هایش هم همان خواست‌های کودکی است که به رنگ جديد در می‌آید؛ به رنگ و و شدن و كردن و از اين قبيل چيزها در می‌آید، اگر كسی خوب در اين مسائل دقت كند، می‌بیند كه نه؛ هنوز برای اين شخص وقت اين حرف‌ها نشده چون او اين را نكرده است. مرحوم علامه معنی اين ورزش را برای ما این‌گونه نقل می‌فرمودند: مرحوم ملا هادی اعلی‌الله‌مقامه در ، حوزه‌ی علميه داشت و روزها در يا در يک جايی درس می‌گفتند. يک روز چند طلبه‌ی كرمانی که می‌خواستند به مقدس مشرَّف شوند، می‌گویند برويم به سبزوار و با ملا هادی سبزواری ديداری داشته باشيم. وقتی آمدند و نشستند، دائم به هم نگاه می‌کردند و با تعجب اشاره می‌کردند و مثل این‌که يک چيز عجيبی دیده‌اند، برای سايرين سؤال پيش آمد که چرا این‌ها این‌گونه حرکات را انجام می‌دهند؟! بعد از درس که همه متفرق شدند، از آن جوان‌ها پرسيدند: چه مسئله‌ای بود كه شما در بين درس دائم با هم صحبت می‌کردید؟ گفتند: ما يک مطلب عجيب ديديم. پرسيدند آن مطلب عجيب چه بود؟ گفتند: ما طلاب مدرسه‌ای در هستيم، يک روز جوانی به مدرسه ما آمد و چون جايی نداشت، می‌خواست که در مدرسه بماند، ولی اجازه‌ی نبود كه او برود در حجره و مهمان طلاب شود، فلذا رفت داخل اتاق و خادم هم که ديد او تازه وارد و غريبه است، از او پذيرائی كرد، او هم فرصت نداد كه كسی به او حرفی بزند، خودش دست‌ها را بالا زد و به خادم گفت که اگر کاری داری به من بگو و خودش شروع به کار کرد و مثلاً جاروب را برداشت و حياط را جارو کرد و رفت برای طلاب ماست و نان خريد و خلاصه از اين کارها انجام داد. اين خادم هم که ديد جوانی آمده و کمک می‌کند، خيلی خوشش آمد و او را نگه داشت، او چند شب همان‌جا بود و واقعاً مثل بازويی برای آن خادم شد و او را خيلی کمک می‌کرد. بعد هم که خادم ديد او واقعاً جوان بسيار خوبی است، دختر خود را برای به او پيشنهاد کرد و او را خود نمود. حالا ما آمديم که حاجی سبزواری را ببينيم و به مشهد برويم؛ می‌بینیم که حاجی سبزواری همان جوان است که حدود يک سال به ما خدمت کرد و برای ما ماست و نان خريد و حياط را جارو كرد، ولی ما نفهميديم كه او طلبه است و درس خوانده! اما حالا كه نگاه كرديم، شناختيم که ايشان همان شخص هستند. اين جريان را مرحوم علامه نقل می‌کردند و می‌فرمودند: بعضی از دوستان ما گفتند که ما فرزندان آن دوشيزه‌ی كرمانی را كه دختر خادم و همسر ملا هادی سبزواری بود را هم ديديم. منظور اين است که اين‌جور ورزش‌ها و این‌گونه ها برای همه‌ی مخصوصاً در اين دوره لازم است. ۸۵٫۱۱٫۳۰ ✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
🔰پیامبر این چنین بود خلاصی از پادرد پیامبر صلی الله علیه و آله در جمع اصحاب و انصار نشسته بودند و پای مبارکشان خسته شده بود؛ ولی با توجه به حیا و ادب بسیار بالایی که داشتند، پای مبارک را دراز نمی‌کردند. پس از گذشت لحظاتی، یک پایشان را دراز کردند و از حاضران پرسیدند: «این پای من، به چه چیزی شبیه می‌باشد؟» هر یک از حضّار، به مقتضای ذوق و سلیقه خود، تشبیهاتی کردند و پیامبر هیچ یک را نپذیرفت. گفتند: «یا رسول اللّه! خودتان بفرمایید که پای مبارکتان شبیه به چیست؟» حضرت، تبسمی کرده و پای دیگرشان را نیز دراز نموده و فرمودند: «آن پای من، به این پای من شبیه می‌باشد.‌» ) (1) ( 1-. مردان علم در میدان عمل، ج3، ص364. 🌺🌺http://eitaa.com/mtalbdine/🌺🍃🌺
اگر تو پدری... منصور دوانقی به زیاد بن عبداللَّه مبلغی داد تا آن را در میان افراد نابینا و یتیم تقسیم نماید. ابو زیاد تمیمی که انسان طمعکاری بود، گفت: نام مرا در میان نابینایان بنویس! زیاد بن عبدالملک گفت: باشد می‌نویسم؛ چرا که خداوند می‌فرماید: «‌‌فَانَّها لاتَعْمی الاَبصارُ وَلکِنْ تَعْمی الْقُلوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ‌»؛ ) (1) ( «‌‌به درستی که چشمهای ظاهر نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه هاست کور می‌شود.»‌‌ سپس ابو زیاد درخواست کرد که نام فرزندش نیز در دفتر نام ایتام نوشته شود. زیاد بن عبداللَّه گفت آن را هم می‌نویسم. هر که را تو پدری، یتیم است. 1-. حج /46.