پیر من و مراد من درد من و دوای من
فاش بگفتم این سخن شمس من و خدای من
از تو بحق رسیده ام ای حق حقگزار من
شکرترا ستاده ام شمس من و خدای من
: بهتر است بس بکنم، دم عمیقی بکشم
بهتر است بر دست خود بی ترس تیغی بکشم
درد در آینه بود وقتی که نگاهش کردم
باید در آینه من، دید جدیدی بکشم