تابستون که جواب اولیه اومد و منم لیست دانشگاه هام رو یکی یکی کامل میکردم،
بجز مازندران(بابلسر) و گیلان که نزدیک ترین انتخاب هام بودن، بقیه جاهای دور بودن.
مثلا تهران و شیراز و مشهد و اصفهان و اینا. و چون احتمال میدادم همونجاها قبول بشم و جای نزدیک نباشم، تو این مدت خیلی چیزارو تو ذهنم ساختم. حتی به خیلیا گفتم که قراره دوسالی کم پیدا بشم و اینا. همشم به فکر خوابگاه و زندگی مجردی و دانشگاهی تو یه شهر غریب بودم و کم کم از آدم ها و جاهای دوست داشتنی بابل داشتم خداحافظی میکردم این روزا. و واقعا هم کردم اینکارو تا حدی و چند تا چیز رو گذاشتم کنار بخاطر اینکه فکر میکردم دیگه اینجا نیستم. مثل کلاسم، فوتبال، مسئولیتم تو چند تا چیز رو و ...
و خب دیشب فهمیدم که دریا مارو طلبیده
و واقعا نميدونستم باید چه حسی داشته باشم
حسم نه خوشحالی بود نه غم. واقعا نمیدونم و هنوزم نمیدونم چیه. خب من تو دانشگاه مازندران که تو شهر بابلسره و جزو بهترین دانشگاهِ این استان و جزو بهترینای کشوره، قبول شدم.
خیلی مزایا داره، یکیش اینکه میتونم بعد کلاسای دانشگاه برگردم خونه و نیازی به موندن و تجربه سختی هایی دانشجویی تو شهر غریب رو ندارم.
و اینکه خونواده و رفیقا و روستا و شهر و خیلی چیزای دیگم رو میتونم داشته باشم کنارم.
و کلاسهامو میتونم ادامه بدم و شاگردام پیشم میمونن و میتونم حالا با خیال راحت به تعدادشون اضافه کنم. و و و
و خب از همه مهم تر این که دانشگاهِ خوبیه واقعا.
خب، معیایب چی؟
راستش من برای اینکه یه جای دور از شهر خودم قراره دوسال زندگی کنم برنامه داشتم. و داشتم خودمو آماده میکردم. و به شیراز و تهران و مشهد و اصفهان بیشتر فکر میکردم. و خب اینکه تو یکی از این دانشگاه های بزرگ و شهر های بزرگ قراره تحصیل و زندگی کنم برام جالب بود و روی اینکه قراره تجربه جدیدی داشته باشم حساب باز کردم اما نشد دیگه.
مخلص کلوم اینکه
اول از همه خداروشکر
دوما، یقیناً کُلهُ خَیرِ
سوما، ما موندگار شدیم در مازندران✌️🏽
چهارما، برم یه برنامه ریزی جدید کنم که داستان تغییر کرد.
آخریش جا موند
من دریارو خیلی دوست دارم، بیشتر از جنگل.
اونقدر که میتونم ساعت ها بشینم و ببینم اون حجم زیاد آب رو که یه جا به زیبایی جمع شده و بشنوم صدای آرامش بخشی که خلق کرده خدا.
و دانشگاه مازندرانی که قشنگ جفت دریاست 🤌🏼
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پیام
#بکرة_و_اصیلا
سوره طٰهٰ (١٣٠)
فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ
مأوا
#پیام #بکرة_و_اصیلا سوره طٰهٰ (١٣٠) فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْ
...قبل از طلوع خورشید وقبل از غروبش...🌅
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست داشتم
معلم املای توی بودم
و دوستت دارم را
املا بگویم
و هی بپرسم تا کجا گفتم؟
تو بگویی، دوستت دارم.
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پیام
#تلاوت
#صدایی_که_دوست_دارم
سوره يُوسُف
بالاخره، پیش پدر آمدند و گفتند: «پدرجان، آخر چه فکری میکنی که دربارۀ یوسف به ما اطمینان نمیکنی؟! ما که خیرخواه یوسفیم.
فردا او را با ما راهیِ دشتودمن کن تا بگردد و بازی کند.