eitaa logo
مأوا
156 دنبال‌کننده
338 عکس
169 ویدیو
16 فایل
@Amirezam8 جایی حوالیِ آسمان🌙 محلی برای یادداشت هام و چیزایی که دوست دارم✍️ مأوا یعنی یک جای امن، پناهگاه، جایی که در اون موندگارین🏡 مراقب چشم و گوش هاتون هستم🌱 پیام‌ناشناس👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1rj22tz&btn=برای.من.و.مأوا
مشاهده در ایتا
دانلود
تابستون که جواب اولیه اومد و منم لیست دانشگاه هام رو یکی یکی کامل میکردم، بجز مازندران(بابلسر) و گیلان که نزدیک ترین انتخاب هام بودن، بقیه جاهای دور بودن. مثلا تهران و شیراز و مشهد و اصفهان و اینا. و چون احتمال میدادم همونجاها قبول بشم و جای نزدیک نباشم، تو این مدت خیلی چیزارو تو ذهنم ساختم. حتی به خیلیا گفتم که قراره دوسالی کم پیدا بشم و اینا. همشم به فکر خوابگاه و زندگی مجردی و دانشگاهی تو یه شهر غریب بودم و کم کم از آدم ها و جاهای دوست داشتنی بابل داشتم خداحافظی میکردم این روزا. و واقعا هم کردم اینکارو تا حدی و چند تا چیز رو گذاشتم کنار بخاطر اینکه فکر میکردم دیگه اینجا نیستم. مثل کلاسم، فوتبال، مسئولیتم تو چند تا چیز رو و ...
و خب دیشب فهمیدم که دریا مارو طلبیده و واقعا نميدونستم باید چه حسی داشته باشم حسم نه خوشحالی بود نه غم. واقعا نمیدونم و هنوزم نمیدونم چیه. خب من تو دانشگاه مازندران که تو شهر بابلسره و جزو بهترین دانشگاهِ این استان و جزو بهترینای کشوره، قبول شدم.
خیلی مزایا داره، یکیش اینکه میتونم بعد کلاسای دانشگاه برگردم خونه و نیازی به موندن و تجربه سختی هایی دانشجویی تو شهر غریب رو ندارم. و اینکه خونواده و رفیقا و روستا و شهر و خیلی چیزای دیگم رو میتونم داشته باشم کنارم. و کلاسهامو میتونم ادامه بدم و شاگردام پیشم میمونن و میتونم حالا با خیال راحت به تعدادشون اضافه کنم. و و و و خب از همه مهم تر این که دانشگاهِ خوبیه واقعا.
خب، معیایب چی؟ راستش من برای اینکه یه جای دور از شهر خودم قراره دوسال زندگی کنم برنامه داشتم. و داشتم خودمو آماده میکردم. و به شیراز و تهران و مشهد و اصفهان بیشتر فکر میکردم. و خب اینکه تو یکی از این دانشگاه های بزرگ و شهر های بزرگ قراره تحصیل و زندگی کنم برام جالب بود و روی اینکه قراره تجربه جدیدی داشته باشم حساب باز کردم اما نشد دیگه.
دیشب که شام خوردم روی مبل نشستم رفتم تو سایت باز کردم نتایج رو و همچین چیزی رو مشاهده کردم
مخلص کلوم اینکه اول از همه خداروشکر دوما، یقیناً کُلهُ خَیرِ سوما، ما موندگار شدیم در مازندران✌️🏽 چهارما، برم یه برنامه ریزی جدید کنم که داستان تغییر کرد.
آخریش جا موند من دریارو خیلی دوست دارم، بیشتر از جنگل. اونقدر که میتونم ساعت ها بشینم و ببینم اون حجم زیاد آب رو که یه جا به زیبایی جمع شده و بشنوم صدای آرامش بخشی که خلق کرده خدا. و دانشگاه مازندرانی که قشنگ جفت دریاست 🤌🏼
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوره طٰهٰ (١٣٠) فَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا ۖ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست داشتم معلم املای توی بودم و دوستت دارم را املا بگویم و هی بپرسم تا کجا گفتم؟ تو بگویی، دوستت دارم.
موقعیت: وقتی خواهرت بهت گل میده :)🩵
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوره يُوسُف بالاخره، پیش پدر آمدند و گفتند: «پدرجان، آخر چه فکری می‌کنی که دربارۀ یوسف به ما اطمینان نمی‌کنی؟! ما که خیرخواه یوسفیم. فردا او را با ما راهیِ دشت‌و‌دمن کن تا بگردد و بازی کند.