eitaa logo
مأوا
156 دنبال‌کننده
338 عکس
169 ویدیو
16 فایل
@Amirezam8 جایی حوالیِ آسمان🌙 محلی برای یادداشت هام و چیزایی که دوست دارم✍️ مأوا یعنی یک جای امن، پناهگاه، جایی که در اون موندگارین🏡 مراقب چشم و گوش هاتون هستم🌱 پیام‌ناشناس👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1rj22tz&btn=برای.من.و.مأوا
مشاهده در ایتا
دانلود
مأوا
و کسی که به خاطر خدا بخشندگی کند، هرگز خسته نمیشود و او را به دلیل همین بخشش دائمی اش جواد نامیدند💚
و شهر کاظمین که برای من، آروم ترین و حال خوب کن ترین نقطه ای هست که تو این ۲۳ سال توش نفس کشیدم، به خاطر حرم این امام عزیز و پدربزرگ ایشون، امام موسی. شاید این آرامشی که حس میکنم هم، به دلیل آرامش، بخشندگی، و کنترل نفس و همیشه با لطف با مردم ارتباط داشتنِ این دو امامِ زیبای ماست🤍
برش هایی از کتابِ وسعت آفتاب زندگی و زمانه امام جواد(ع) 👇
مأوا
برش هایی از کتابِ وسعت آفتاب زندگی و زمانه امام جواد(ع) 👇
مشــــغول خوردن غــــذا بود کــــه امام رســــید. گفت: «تــــوی بیابان که هســــتی غذا را فقط از تــــوی ظرفش و ســــفره بخور و آن چیــــزی را که اطرافش می ریزد برندار؛ حتی اگر ران گوســــفند باشــــد. توی خانه که غذا می خوری ســــعی کن غذای ریختــــه در اطراف ســــفره را هم جمع کنی و بخوری که رضایت خدا در آن اســــت و ســــبب زیاد شدن روزی می شود و درمان و شفای دردهاست.» از آن به بعد موقع غذا خوردن همان کاری را میکرد که امام گفته بود 📗کتاب وسعت آفتاب
مأوا
برش هایی از کتابِ وسعت آفتاب زندگی و زمانه امام جواد(ع) 👇
دانشــــمندان آمدند مدینه. خانۀ امام کاظم(ع) عبدالله بن موســــی نشســــته بود روی منبر و ادعای امامت می کرد. هرچه سؤال کردند، اشتباه جواب داد. خسته شدند. بلند شدند که بروند. امام جواد(ع) آمد توی اتاق. دوباره نشستند و همان سؤال ها را پرسیدند و جواب درست شنیدند. گفتند: «این سؤال ها را از عبدالله بن موسی کردیم، نتوانست جواب بدهد.» امام گفت: «ای عمو، شما در پیشگاه خدا مسئولید. بازخواستتان می‌کند. چرا نسبت به چیزی که نمی‌دانید به مردم فتوا می‌دهید؟ داناتر از شما که هست 📗کتاب وسعت آفتاب
مأوا
برش هایی از کتابِ وسعت آفتاب زندگی و زمانه امام جواد(ع) 👇
تا دید امام با خلیفه نشســــت و برخاســــت می کند، با خودش گفت: «با این مقامی که امام این جا دارد، دیگر به مدینه برنمی گردد.» امام ســــرش را بلند کرد و به او نگاه کرد. صورتش زرد زرد شده بود. گفت: «نــــان جو با نمك، در حرم پیامبر، از چیــــزی که این جا می بینی، پیش من با ارزشتر است.» 📗کتاب وسعت آفتاب
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی می‌رسد که هر جماعتی را به‌همراه پیشوایشان احضار می‌کنیم: آنانی که کارنامه‌شان را با احترام تقدیمشان می‌کنند، آن را با خوشحالی می‌خوانند و به‌اندازۀ سرِ مویی به آنان ستم نمی‌شود. قرآنِ عزیز سوره الْإِسْرَآء(٧١)
موقع نماز، اســــتخوان های ســــینه و کتفش می لرزید. رنگ صورتش عوض می شد از شدت خشوع. پرسیدیم: «این چه حالتی است مولای ما؟» فرمــــود: «موقــــع ادای امانــــت الهــــی اســــت. امانتی کــــه خداوند بر آســــمان ها و زمیــــن و کوه هــــا عرضه کــــرد. آن ها همــــه از پذیرش آن خــــودداری کردند؛ اما انســــان پذیرفــــت. نمی دانم آیا بــــه خوبی و به بهترین وجه آن را ادا می کنم یا خیر؟» کتاب آفتاب در محراب📙
بعد از ۲۳ سال، به لطف خدا دارم میرم سراغ این اثر بزرگ و یخ شکن امیرالمؤمنین. از نهج البلاغه خوندم قبلا و گوش دادم و ... ولی اینکه بشینم از اول تا آخر این کتاب رو تو یک مدت مشخص و منظم بخونم هنوز نشد.
بفرمایید گفت‌وگوی کوتاه با چای🫖 تو هر کدوم از لینکا بفرستین همونجا پاسخ داده میشه ان شاءالله.☕️ 🍫پیام ناشناس کاکائویی: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1rj22tz&btn=برای.من.و.مأوا 🍪پیام ناشناس شیرینی‌ای: https://abzarek.ir/service-p/msg/4282381
(خدا) تنها و یکتاست زیرا هرگز او را یار و همدمی نبوده که فقدانش موجب تشویش گردد. 📗 📖خطبه اول: آغازآفرینش آسمان و زمین و آفرینش آدم