«به خدا ســــوگند، هیچ وقت فاطمه را به اکراه وادار به کاری نکردم. او را ناراحت نکردم و از دســــتم خشمگین نشــــد تا خداوند او را برد نزد خودش. او هم هیچ وقت مرا ناراحت و خشــــمگین نکرد و از دستور من ســــرپیچی نکرد. هر وقت به او نگاه می کــــردم. همۀ ناراحتی ها و اندوه ها و غم هایم را از یاد می بردم.» امام علی(ع) به ما هم می فرمود: «مبادا بــــه زنانتان ظلم کنید و آنان را از حقشــــان محــــروم کنید که هرکس به اندازۀ یک درهم گوشــــت برای خانواده اش خریداری کند، مانند کسی است که برده ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است.» اینها را روزگاری می گفت که مردان گاهی اسب و شترشان را بیشتر از زنانشان دوست داشتند.
📕از کتاب آفتاب در محراب
معمــــولاً قرآن می خواندند. اهل خضوع و خشــــوع و عبــــادت بودند. در عمــــل بــــه ظواهــــر دیــــن ســــختگیر بودنــــد. خشــــن بودنــــد؛ اما خوش صحبت. خودشــــان به قرآن عمل نمی کردند؛ اما دیگران را به قرآن دعوت می کردند. پیشانیشان از زیادی عبادت پینه بسته بود. شعارهایشان دینی، احساساتی و پرهیجان بود.
جوانانی که به دنبال اســــتقال بودند با کارهای بنی امیه مخالف، از کارهای ماجراجویانه و شعارهای فریبندۀ خوارج خوششان می آمد. امیرالمؤمنین اما همچنان با خوارج مدارا می کرد.
📕از کتاب آفتاب در محراب
هدایت شده از خبرگزاری فارس
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تاریخ این صحنه را فراموش نخواهد کرد
🔸حماسه بانوی تهرانی در روز قدس که معنای «الله اکبر» را به زبان انگلیسی برای مخاطب بینالمللی توضیح و نشان داد.
#ارسالی_مخاطبان
@Farsna
بسمالله الرحمن الرحیم
«من و علی نوری بودیم در برابر خدای تعالی، چهارده هزار سال پیش از آنکه آدم آفریده شود. وقتی خدای تعالی آدم را آفرید، آن نور را دو نیم کرد. نیمه ای از آن منم و نیمۀ دیگر علی است.» این را رسول خدا میفرمود. علامه امینی در الغدیر، ج7، ص743 هم آن را آورده.
میبینید؟ او قبل از به دنیا آمدنش هم خاص بود.
دنیا آمدنش نیز. کعبه باز میشود و فاطمه بنت اسد که رحمت خدا بر او باد، داخل و بعد از سه روز که با طعام بهشتی پذیرایی میشود از خانه کعبه خارج میشود.
و در کنار چه کسی رشد میکند؟ برترینِ تمام دوران: محمد(ص).
پسرعمویش محمد که میشود پیامآور خدا نیز او از اولین ایمان آوردنده هاست، کنار خدیجه(ع).
و عقدش با جانِ محمد(ص) یعنی حضرت فاطمه را در آسمان ها میبندد خدا.
پیامبر می گفت: «اگر علی خلق نمی شد، همسانی برای فاطمه نبود.»
جانشینی اش را پیامبر در غدیر اعلام میکند. برکه ای که میان صحراست و اطرافش سرسبز. هر مرد و زنی که آنجا بودند میآمدند و با علی بیعت میکردند. علی، همانکه جبرئیل لقب امیرالمؤمنین را برایش هدیه آورد و حقا که فقط خودش برازنده آن است.
از علی که اندکی از زیبایی هایش را حالا گفتم، فضیلت های فراوانی روی کاغذ نوشتند از او در طی سالها. یاد یکی از کاربرهای بهخوان افتادم که ذکر علی را شعر خود میداند و با آن عشق میکند :)
این کتاب ۱۰۰ برش از زندگی امیرالمؤمنین است که هر برش فقط یک صفحه است. کتابِ آفتاب در محراب یکی از جلد های مجموعه "چهارده خورشید، یک آفتاب" است. مجموعه ای که در هر جلد از یکی از چهارده معصومِ بچه شیعه ها میگوید. آفتاب در محراب از قبل ولادت تا بعد شهادت امام علی را شامل میشود. از کودکی و نوجوانی اش و اطاعت از پسرعمویش محمد(ص)، دلاوری هایش که دل مسلمان هارا شاد و سینه های دشمنان را میلرزاند؛ علم و حکمتش، رابطه اش با همسر و فرزندان، غصب خلافتش توسط پدر نشناس ها و اذیت شدن مادرمان حضرت فاطمه توسط همان از دین برگشته ها، عدالت ورزی اش و کوتاه کردن دست هایی که به سمت بیت المال میرفت، و رنج هایی که در این سالها میکشید و ... . در این کتاب ۱۰۰ برش از روزگار او نوشته شده.
پ.ن.
زمستان امسال نهجالبلاغه را شروع کردم. نمیدانم چطور بگویم از احساسی که بعد از خواندنش داشتم. فقط میتوانم بگویم این روزها گذاشتمش کنار. چون سخت بود. درد داشت. هیچوقت نمیدانستم نهجالبلاغه خواندن آنقدر دردناک است. به وضوح میتوان از خواندن خطبه ها خستگی امام علی را از دست مردم، حتی یارانش! حس کرد. حتما شما در دلتان کسی را دوست دارید. فرض کنید حالا از زبان محبوبتان قرار است، رنج هایش را بشنوید. قطعا روحتان درد میگیرد. نهجالبلاغه برای من همین بود. داشتم از امیرالمؤمنین، که محبتش را خدا به لطف پدر و مادر در قلبم قرار داد میخواندم که لحظه لحظه قلبم را فشرده تر میکرد و این بود که بعد از خواندن صد صفحه آن را فعلا کنار گذاشته ام. مخصوصا حالا که وطنمان محبوب هایش را از دست داده. خواندنِ آفتاب در محراب به علت کوتاه تر بودن نسبت به نهجالبلاغه و عدم روایت صرفا اول شخص از امام علی راحت تر بود. شب شهادتش، که میشد ۲۱ رمضان شروع کردم و دیشب که ۲۴ رمضان بود تمام شد. میخواهم بگویم که او که از برترین آفریده های خدا بود هم نتوانست برخی را که گوش ها و چشمهایشان را به روی حقیقت بسته اند نجات دهد. و از آنها خسته بود. ما که از شیعیان او هستیم هم باید از مکتب او بیاموزیم. نهجالبلاغه اش را که مانند جزوه ای است از قرآن بخوانیم و سعی کنیم در این روزهای سخت مانند او برخورد کنیم. نه جلوتر، نه عقب تر.
و سلام بر تو ای امين خدا بر روی زمينش، و حجّت او بر بندگانش، سلام بر تو ای امير مؤمنان. و لعنت خدا بر قاتلانت و آنها که باعث شدند خطبه هایت را با دلی رنج کشیده به گوش مایی که میدانیم دوستمان داری برسانی.