مأوا
حالا آیه بعد رو ببینین: اما هماکنون خدا به شما تخفیف داد و فهمید که ایمان و روحیهتان ضعیف شده است
منظور از «ضَعف» در آيه، ضعف در ايمان و روحيّهست، چون سپاه اسلام از نظر عِدّه و عُدّه، كم نشده بود.
✔️تو اين آيه و آيهی قبل، به سه مسألهی روحی كه عامل پيروزیه و نبودنش زمينهساز شكسته، اشاره شده: صبر، ايمان و آگاهی. البتّه نقش اصلی در پيروزی، اذن و ارادهی خداست وگرنه تو جنگ حُنين، با اون همه جمعيّت، مسلمونا شكست خورده و فرار کردن: أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ ... ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ [توبه، ۲۵.]
✔️احكام متفاوت اين آيه و آيهی قبل، در ارتباط با دو گروه مختلف و در شرايط متفاوته، نه اينكه حكم اوّل نسخ و باطل شده باشه.
✔️ضعف اراده، گاهی توان رزمی و روحی ده برابر رو به دو برابر كاهش میده! به همین دلیل خدا وقتی دید ارادشون کم شده در جهاد بهشون تخفیف داد. با اینحال بازم اگر نصف کافران باشن واجب کرده بود خدا جنگیدن رو براشون
مأوا
بارون بهاری🌧
دیشب با یکی از بچه های مأوا صحبت میکردم. هر دو از اینکه شمالیم و اثرات جنگ تو اینجا مثل شهر های تهران و اصفهان و کلی شهر دیگه نیست اذیت بودیم. اینکه اونها شب هاشون بمبارونه و ما تو آرامشیم اذیتمون میکرد. میگفتیم به هم که حداقل کارمون حضور تو خیابونا و دعا و ارسال کمک های مادی و ... میتونه باشه از اینجا بهشون.
تو مأوا از همه جای ایران هستن تقریبا و فکر میکنم نیمی از اونها فقط شمالی ان. بعضیاشون رو هم که در ارتباطم باهاشون میدونم تو شهر هایی هستن که الان آسمونش پر سرو صداست و زیر بمبارونن. و این سر و صداها قلب ما که دورتریم از فضای جنگ رو هم به درد میاره چه برسه قلب شماها رو. هر چند همین هارو که دارم مینویسم پنجره هامون به شدت میلرزه و گهگاهی تو شمال هم اصابت هایی داریم اما این لرزش در برابر شرایط اونجا که هر روزش سخته یه شوخیه. دعای بچه های اینجا پشتتونه رفقای عزیزم و از هیچ کمکی دریغ نمیکنیم. که شاعر میگه:
از هر کرانه تیرِ دعا کردهام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود