بسم الله الرحمن الرحیم
سخنرانی که خدا روزیمون کرد تو این دهه محرم آقا اسماعیل جان رمضانی بود. به قول #حاج_رضا عزیزم مست فیض بودیم. یکی از سخنرانی هاشون تو این شبهارو ارسال میکنم الان ان شاءالله بعد از نوشتنی هام. خدا حفظشون کنه. موضوع اصلی منبر ایشون #اخلاص بود. چند شبی هم بخاطر شرایط، سیاسی حرف زدن و صحبت یکی از شب هاشون باعث شد این چند خط رو چند شب قبل بنویسم تو مأوا.
مأوا
بسم الله الرحمن الرحیم سخنرانی که خدا روزیمون کرد تو این دهه محرم آقا اسماعیل جان رمضانی بود. به
تو این شبها بهمون خوب تذکر هایی رو داد. یادمون آورد که اخلاص اگر نداشته باشیم اعمالمون قبول نیست. قرآن میفرماد «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ» خدا برا ماها دوتا قلب که قرار نده. یعنی آقاجون، تو یک دل، دو تا دوستى جمع نمىشه. یا دنیارو دوست داری یا خدا. نداریم بینش و از این وسط مسط بازیا. اخلاص همینه. اینکه فقط خدارو ببینی و بس. اگر لحظه ای فکر کردی به دیگری و اون دیگری روی عمل تو تاثیر گذاشت، اونوقت داری دیگری رو اندازه خدا بزرگ و خدا رو به اندازه دیگری کوچک میکنی... مثال آقای رمضانی یه لیوان آب بود. فرمودن اگر به منِ سخنران که میخوام بیام پا منبر، قبلش بگن آقای سخنران، امشب آب نداریم بهتون بدیم موقع سخنرانی، حالا هیچ تاثیری روی من اگر نذاره این آب نبودن، یعنی اخلاص دارم. اگر روضه خون بودی سالها و یه شب هیچکس نیومد پا روضت بشینه، برات هیچ فرقی نکنه. چرا؟ چون تو فقط از خدا تاثیر میگیری و بس. نگاهِ دیگران چه باشند و چه نباشند تو کارت رو انجام میدی. اگر اینطور نباشه این یعنی تو چشمِ امام حسین و مادرشون رو کافی نمیدونی. تو که میدونی اونها میبینن. تو که میدونی امام زمانت داره میبینتت. اگر یک شنونده به تویِ سخنران نگاه نکنه نگی: ای بابا، اینا چرا نگاهم نمیکنن. اونوقت داری نگاهِ دیگری رو مؤثر قرار میدی. در حالیکه فقط نگاهِ خدا باید روی تو تاثیر بذاره. حالا این مثال آقای رمضانی رو تعمیم بدین. بگین مثلا مهم نیست اگر متنی رو که ۴ ساعت وقت گذاشتم نوشتم رو چقدر بقیه ازش خوششون میاد یا اصلا میشینن میخونن! نه! اگر اینطوری بگی ردی ها! نگی انقدر وقت گذاشتم کسی اصلا نگاهشم نکرد. اخلاص یعنی هیچِ هیچ بشه تاثیر دیگران روی تو، و فقط نگاه خدارو ببینی.
امشب که شب آخر بود، آقا اسماعیلِ عزیز گفتن که ببین رفیق، اون نمازی که حواست اصلا به هزار جا بود، اون مجلس اهل بیتی که توش حضور داشتی و اشک ریختی اما قبلش شراب خوردی، اون عملی که توش اخلاص نداشتی و ... درسته که از تو قبول نمیشه، اما ثوابش رو به تو میدن... به هر حال نمازخونی که خوب نمازش رو نخونده از بی نماز بهتره که... خدا که بی تشکر نمیذاره چیزی رو... نمازش درسته که به خاطر مثلا لقمهی حرامی که خورده قبلش قبول نمیشه، اما خدا ثوابش رو که بهش میده لااقل... به هر حال اون دستور خدارو که میفرماد نماز بخوانید رو بهش عمل کرد، تو روضه ابا عبدالله که شرکت کرد، و خب همین ثواب ها باعث میشه بره بهشت. اما چه بهشتی؟ بهشتی که اعمال تو قبول نشده در اون و فقط ثوابش بهت داده شد بخاطر انجامش... این بهشت بهشتی نیست که تو بری پیش حسین(ع)... چون تو دیگه رفیق حسین جان نیستی... و چه دردی از این بیشتر که تو رفیق حسین نباشی و نتونی کنار امام حسین باشی ...
شمارو وارد یک خونه بزرگی میکنن، ولی فقط بهتون میگن تو حیاط میتونی باشی. یه میوه ای از درخت، یه آبی به صورت از حوض، تماشای پرنده ای در حیاط. اما وقتی میخوای از حیاط عبور کنی و به درون خانه و کنار صاحبخانه بری، بهت میگن شرمنده داداش، صاحبخونه فقط رفیق میپذیره... بهشتی که حیاطش رو فقط مجازی توش باشی چه بهشت حداقلیایه... عملی که قبول نشه و فقط ثوابش بهتون داده بشه، شمارو شاید وارد بهشت کنه در نهایت، اما وارد بهشتی که در کنار حسینی نه! و چه تلخه بهشتِ بدون حسین. بهشتِ بدون حسین یعنی بهشتی که از خدا دور تری... و چه کسی از بهشت لذت میبره وقتی خدا اونطور که باید ازش راضی نیست زیاد. باید اخلاص داشت تا عمل قبول بشه و بتونی بری پیش حسین، آقاجون. اخلاص نیازه تا بشی والسابقون والسابقون، اولئک المقربونی که خدا تو سوره واقعه میفرماد در توصیف برترینِ بهشتیان.
چرا که بهشت مقصد نیست. و فقط به بهشت راضی نباید شد.
خلاصه کلام، به حداقل های کم صفا راضی نشین... حسین امامِ همهست و به همه راه میده تا بیان و شرکت کنن تو مجلس روضهش. اما شما به این راضی نشین. بشین اونی که وقتی وارد مجلسش میشه خوشحال بشه و بگه منتظرت بودم. کنارِ حسین بودن کجا و جای دیگر بودن کجا...
برای کنار حسین بودن باید اعمالتون قبول بشه. باید پاک باشین. چیزی که خیلی اما مهمه و حتی اگر همه چیز رو رعایت کنین ممکنه از دستتون در بره اخلاصه... من لینک کانالِ حاج رضا رو اینجا میذارم، اگر خواستین سخنرانی های ده شبِ آقای رمضانی رو گوش بدین در مورد اخلاص.
https://eitaa.com/beytozahra_ir
مهمه رفقا از اخلاص شنیدن و خوندن. ان شاءالله بزودی کتابی هم میخونم در این راستا. صوتِ شبِ اولِ شیخ اسماعیل 👇
هدایت شده از Beytozahra.ir
شیخ اسماعیل رمضانی560_112038090642922.mp3
زمان:
حجم:
49.6M
سخنرانی
حجت الاسلام شیخ اسماعیل رمضانی
📆مَراسِمِ عَزاداریِ دَهِه اوَّلِ
مُحَــــرَمُ الْحَــــرامِ ۱۴۴۸ (شب اول)
۱۴۰۵/۰۳/۲۵
🏳️روابط عمومی
#هیئت_یافاطمه_الزهرا_س_بابل
@beytozahra_ir
کار جدیدِ حسن آقای روح الامین رو دیدین؟
نام اثر آهن و مهتابه که به حضرت ام البنین تقدیم کردن.
یک خط روضه: علم از دست، دست از تن جدا شد💔
950.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدا به انسان مؤمن میگوید: «ای جانِ بهآرامشرسیده، (٢٧)
پیش صاحباختیارت برگرد: تو از او راضی هستی و او هم از تو راضی است. (٢٨)
واردِ جمع بندگان مخصوصم شو (٢٩)
و به بهشتم قدم بگذار.» (٣٠)
سوره فجر
#پیام #تلاوت #صدایی_که_دوست_دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
عالم همه در طواف عشق است و دایرهدار این طواف، حسین است. اینجا در کربلا، در سرچشمه جاذبهای که عالم را بر محور عشق نظام داده است، شیطان اکنون درگیر و دار آخرین نبرد خویش با سپاه عشق است و امروز در کربلاست که شمشیر شیطان از خون شکست میخورد؛ از خون عاشق، خون شهید.»
از متن کتاب👆
«فتح خون» یا روایت محرم، اولین کتابی بود که از آسِد مرتضا آوینیِ شهید میخوندم. شروع کتاب برام سخت بود ارتباط گرفتن باهاش. اونقدر که ۲۰ صفحه ابتدایی رو دوبار خوندم. ولی کم کم به نوع روایت و قلم نویسنده عادت کردم و شد زبانم باز به «به به و ای جان آ سید»
فتح خون ده فصل داره، نویسنده این فصل هارو طبق وقایع دهه اول محرم ۶۱ نوشته. یعنی فصل اول روز اول و فصل دهم که روز دهمه و عاشورا. فصل ها صفحاتشون متفاوته اما میانگینشون حدودا ۱۰ صفحهست هر فصل.
این سیدِ شهید، کتاب رو به دو شکل نوشت. یعنی هر فصل به دو بخش نقسیم میشه: قسمتی از تاریخ اون ده روز میگه؛ که چه اتفاقاتی افتاد در اون سال و ... و قسمتِ دیگهی اون هم از زبان یک راوی ماجرا رو میخونیم، یک راویِ معاصر. که زبان شاعرانه ای هم داره و وقایع عاشورا رو تأویل میکنه؛ یعنی به معنای حقیقی اون میرسه. پس با خوندن فتح خون شما در عین حال که تاریخِ مختصری(مثل یک مقتل) رو میخونین در این ۱۱۰ صفحه، به باطن وقایع هم سری میزنین به همراه راوی. مثلا این قسمت از راوی رو بخونین: دستان عباس بن علی قطع شده بود که آن ملعون توانست گرز بر سر او بکوبد. اما تا دستان ظاهر بریده نشود، بال های بهشتی نخواهد رُست. اگر آسمان دنیا بهشت است، آسمان بهشت کجاست که عباس بن علی پرنده آن آسمان باشد؟
کتابی نیست که یکبار بخونین و بذارین کنار. میشه بارها خوند. و چقدر آدم رو به فکر فرو میبره و تلنگر میزنه. قلم نویسنده زیاد دوست داشتنی بود برام و یکی از دلایلی که میخوام بازم بخونمش ان شاءالله تو سالهای بعد همین قلمِ زیباست. کتاب با این جمله تموم میشه:
هیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت میدهد که نامی این چنین بر او نهادهاند؟
پ.ن.
لباسی که پشتِ کتابه برای دوران نوجوونیمه. روزهایی که میپوشیدم و میرفتم تو مجالس اهل بیت. و تو دسته روی ها زنجیرهام متبرکش میکردن. دوستش دارم و گذاشتم یه گوشه ای از خونه بمونه، چون بوی امام حسین رو میده برام :)