eitaa logo
ᴹᵃˣᵒʳ
96 دنبال‌کننده
68 عکس
13 ویدیو
0 فایل
- دهه هشتادی - علاقه‌مند به هنر - اینجا میبینید بخشی از من رو... بفرمائید : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1644jc7&btn=Maxor
مشاهده در ایتا
دانلود
خستگی بعد از سفر... سفر یه حس خوبه ولی زود گذر. بالاخره همه سفر ها تموم میشه و تا ابد ادامه دار نیست. زندگی هم یه سفره، بالاخره تموم میشه. ما باید تشکر کنیم از همه اونایی که توی طول این سفر بهمون کمک میکنن. کمک میکنن که راه اشتباه رو نریم. کمک میکنن که گمراه نشیم و خودمون رو گم نکنیم. گم نکردن خودمون یعنی اینکه توی شب های جنگل دچار توهم های مختلف نشیم. باید ممنون باشیم از همه اونایی که زحمت میکشن تا توی سفر ها بهمون خوش بگذره. از همه اونایی که کل بار سفر رو به دوش میکشن، از هماهنگ کردن چیزای کوچیک تا بزرگ ترین مسئله ها. ازتون ممنونم. بابت تمام از خود گذشتگی هاتون. بابت تمام زحماتی که قبل از سفر میکشید. و بابت همه‌ی کار هایی که ما میبینیم و نمیبینیم ولی انجام میشن.
توی تاریکی مطلق حتی یه لامپ کوچیک هم غنیمته. اینو وقتی میفهمیم که توی جنگل باشیم. آلودگی نوری شهر یا روستا تا کنار دریاچه نیاد و اگه آتیش نداشته باشیم حتی یک قدم جلوتر رو هم نتونیم ببینیم. شاید حیوانات وحشی بیان به سمتمون چون اونا ما رو میبینن و بوی ما رو حس میکنن ولی ما نه. از شدت ترس شاید صدای حرکت کردن هاشون رو هم نشنویم. ترس چیز عجیبیه در کنار این که باید وجود داشته باشه، وجودش خیلی ترسناکه. ترس از تاریکی، فضای بسته، گمراهی، حیوانات، جهنم و ... چه خوب که از بعضی چیزا میترسیم. اصلا چه خوب که یه حسی داریم به نام ترس. درسته از خیلی وقت پیش بهمون گفتن که همون چیزی که توی روز میبینیم توی شب هم میبینیم، ولی آخرش بعضی چیزا توی شب خطرناک تر و ترسناک ترن. مثلا گرگ هایی که توی زمستون از ارتفاعات اومدن پایین برای شکار. گرگ هایی که دسته جمعی حمله و شکار میکنن. گرگ هایی که با دیدن خرناس کشیدن و نشون دادن دندون هاشون اگر خییییلی نترس باشیم یه لحظه مو به بدنمون سیخ میشه، حالا بماند که به احتمال زیاد فرار میکنیم. نور چیز عجیبیه؛ حیوانات رو دور نگه میداره اگه از آتیش بیاد. زمین رو گرم و روشن میکنه اگه از خورشید بیاد. شب ها رو روشن میکنه اگه از لامپ بیاد. جلوی تصادف رو میگیره اگه از چراغ راهنمایی بیاد. آدما رو جذب میکنه اگه از موبایل بیاد. مشتری میاره اگه از تابلو بالای مغازه ها بیاد. راه درست رو نشون میده اگه توی راه تاریک و غلط باشی. نمای زیبایی میسازه اگه از چراغ قوه موبایل های توی جشن بیاد.
ᴹᵃˣᵒʳ
غروب شد نیامدی...
یوقتایی لازمه وسط کار ۵ دقیقه برای خودت باشی. ۵ دقیقه درد و دل کنی. ۵ دقیقه به یاد عزیزات باشی. ۵ دقیقه یاد اونایی باشی که دوس داشتن جای تو ایستاده باشن. ۵ دقیقه یاد اونایی باشی که دیگه توی جسمشون نیستن. ۵ دقیقه یاد اونایی باشی که به یاد تو نیستن و تو رو فراموش کردن. ۵ دقیقه به یاد زمانی که دیگه نمیتونی از این ۵ دقیقه ها داشته باشی.
جمع: بیش از دو نفر؛ یعنی آدمایی که با هم حال خوب و بد رو تجربه میکنن. هر کسی توی جمع یه نقشی داره. هر کسی توی جمع یه سری عادت ها داره. هر کسی توی جمع یه سری اخلاق های خاص داره. همه این تفاوت هاست که جمع رو میسازه. من این جمع رو دوس دارم، واقعا دوس دارم. دارم یاد میگیرم که چه انتظاراتی از هر نفر توی این جمع داشته باشم. دوس دارم برای هر کدوم از اعضای این جمع یه رفیق باشم، واقعا دوس دارم. میخوام باگ هایی که جلوی رفیق بودنم رو میگیره از بین ببرم، واقعا میخوام. گروه ما از یه جایی به بعد تبدیل به جمع شده. میخوام این جمع رو در غالب خانواده ببینم، نه فقط در کلمات.
فیلم قسطنطنیه بشدت افتضاح و بی محتوا. در حالی که این فیلم ها تنها کارشون خندوندن مخاطبه، حتی خنده دار هم نبود. اکثر جوک ها و شوخی ها جنسی بود. از لحاظ تکنیک هم ضعیف بود.
بعضی اوقات تنها بودن لازمه...
باید به خود جرات داد... وقتی اول جیگر باشی و بعد دست و پا در بیاری نتیجه میشه شهید حسن باقری.