۱۸ سال زندگی کردم...
به جز اون چند سال اول؛
خوب یا بد، گذشت.
با دو روز تاخیر، از خودشون خواستم تا توی نوزدهاُمین سال از زندگیم اتفاقات خوبی برام رقم بخوره؛
حال معنوی خوب
موفقیت ها
پیشرفت ها
کار ها
تحصیلات
خانواده
ادامه راه توی خانواده آوینا
جنبه پول داشتن
پول داشتن، پول زیاد داشتن
هر چیزی که به صلاحمونه و یادمون میره که بخوایم
هر چیزی که به صلاحمون نیست و خیلی میخوایم
چیزی که آخر از همه میگم ولی اول از همه میخوایم، ظهور آقا
به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقیست...
۶ روز بود ولی انگار ۶ ساعت گذشت.
۶۰ سال عمر هم همون لحظهای که اشهد میخونیم مثل همین حرفه برامون.
دو ساله که خدا رو شکر تولدم رو پیش امام رضا بودم.
من این رو رزق میدونم.
معنی زیارت وداع با حضرت خیلی قشنگ بود:
خدایا این زیارت من را آخرین زیارت فرزند پیامبرت و حجّت بر بندگانت قرار مده...
هیتلر میگفت پَستترین انسانها کسانی هستند؛
که در تصرف کشورهایشان با من که بیگانه بودم همکاری کردند، چون وطن مادر است، و آنها کمک کردند تا من بر مادرشان مسلط شوم...
واقعا بالا سری دونه دونه انتخاب میکنه
تو واقعا خوب کار کردی؛
تو بیا
تو یک عمر زحمت کشیدی؛
تو بیا
تو برا خلق من خیلی خوب بودی؛
تو بیا
تو یار واقعی امام زمانت بودی؛
تو بیا
انگار تیم کشی توی آسمونه نه زمین
خدایا حواست بهمون باشه ها...