ولی جدی
ممبرای کانال خودم رو خیلی خیلی
دوست دارم:)
جدی وقتی نیستم
دلم واستون تنگ میشه واقعا میگم،
و این شکلیم احساس نزدیکی میکنم
عزیزدلای ننجون🤍🌟
شـاید نویسنده:)
وقتی پس از سالها دوباره چشمانمان به چشمان هم افتاد؛ درخواست نکرد که با او بمانم اما گفت: هنوز هم ق
باز نمیگردیم؛
تو به من
و من به خودم:)
شـاید نویسنده:)
با مربیم و چند تا از دوستام نشستیم روی چمن زمین فوتبال و خاطره میگیم و
همه داریم زمین رو چنگ میزنیم
از شدت خنده..
جمله های مختلف اضافه میکنم به خاطره و خندمون بی وقفه تر میشه،
جمعمون رو دوست دارم،
مربیم و فوتبال رو خیلی بیشتر،
دارم فکر میکنم ای کاش هیچوقت این لحظه هام تموم نشه،
کاش های مختلف میاد تو ذهنم،
خوشحالم از اینکه این لحظه رو دارم تجربه میکنم..
شانزدهمین روز از ۱۷ روز مونده به ۱۷ سالگی.
هدف: نامه به منِ ۱۸ ساله✅️
اگه قرار باشه با یکی صمیمی بشم
اولین سوالی که ازش میپرسم اینه:
[تولدت کیه؟]
شـاید نویسنده:)
هرچقدر با بقیه از ته دل بخندم، هیچوقت خنده های باتو رو که یادم نمیره:)
فراموشت میکنم جانکم؛
با اولین برفِ قرمز مرداد ماه در جنوب،
زمانی که گل نرگس در بهار درآمد،
زمانی که من دگر دوستت ندارم..