دیشب خیلی بهت فکر کردم.
از اوّل داستان و خاطرات بهت فکر کردم.
البته هر وقت کم میارم تو این دنیا از اول ناراحت میشم و تو اول من بودی...!
دیدم خب نمیشه به زور چیزیو درست کرد ؛ نمیشد به زور برت گردونم.
یه جایی باید قبولش کنی...
اگه نکنی ، میبازی..!
گاهی باخت خوده برنده شدنه!
ولی مطمئنم اون باختی که در مقابل تو دادم ؛ بُرد نبود!
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه چی عوض شده...
دیگه مجنون و مشهوره شهر نیستم...
#my_Edit
شدی داستان نیمه تموم کسی که پایان دهنده تمام افکارش خودش بود!
شدی سر واژه شعر های کسی که شاعرش دیگری بود!
شدی بندهای که از خدا خواستمش و بهت نرسیدم
شدی کسی که خواستمشو نتونستم بهت برسم... :)