هدایت شده از ↯ژولیت
حالا باید میرفتیم کجا؟ آشپزخونه اصلی مسجد و زن عمو به شوخی گفت: اونجا جن داره بنظرم نرید
من: نه نه میریم😔
با هستی رفتیم دیدیم یا الله چقدر ترسناکه(:
هدایت شده از ↯ژولیت
هیچی دیگه اتفاق خاصی نیوفتاد بعدش چیز خاصی هم ندارم بگم😔
مامانم برات یه پتو گلبافت قرمز خوشگل کنار گذاشته گفته فقط واسه دامادمه
نمیخوایی بیای با پتوت بخوابی؟؟