شاید زیبا ~
یک سری ماجراهای گسسته کنندهی دیگه هم با هستی جون داشتیم که دیگه اونارو تعریف نکنم ینتسحیتثحیت
بچه ها
فقط بدونید که من و مبینا از خنده دل درد گرفته بودیم 🤣🙂
هر سه تامون کم لباس پوشیده بودیم چون هوای بعدازظهر خوب بود
ولی خب از ساعت ۷ به بعد یهو هوا تبدیل به زمستون شد .
شاید زیبا ~
هر سه تامون کم لباس پوشیده بودیم چون هوای بعدازظهر خوب بود ولی خب از ساعت ۷ به بعد یهو هوا تبدیل به
باد کاملا داشت میبرد مارو
سغمشغحغشححشغشح۵شحغشجغ
هدایت شده از -NoteBook
وضعیتمون جوری بود که از خنده زیاد هستی منو میزد و من هستی رو میزدم(:🤣
شاید زیبا ~
وضعیتمون جوری بود که از خنده زیاد هستی منو میزد و من هستی رو میزدم(:🤣
دیگه آخراش نیاز به اکسیژن داشتیم🤣🤣
فلسفه اصلی ام در زندگی اجتناب از آدم ها تا جای ممکن بود هر چه کم تر آدم میدیدم حالم بهتر بود ..