eitaa logo
𐙚𝓣𝓱𝓮 𝓗𝓲𝓭𝓭𝓮𝓷 𝓐𝓽𝓽𝓲𝓬
37 دنبال‌کننده
247 عکس
59 ویدیو
0 فایل
- دلم‌میخواد‌برم‌توجنگل‌وهمونجا‌به‌ زندگی‌ادامه‌بدم،شاید‌اونطوری‌بتونم‌ قشنگی‌های‌مورد‌علاقم‌رو‌پیدا‌کنم🍓😭 دفترچه‌خاطرات‌ما... -چایی‌‌یادتون‌نره⭐☕ ⋆صندوق‌پستیِ‌حیاط‌پشتیمون꩜ https://harfeto.timefriend.net/17827404179993 ‹sam and violet›
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اوانجلین حالا می‌دانست این پیام قدیمی است.لوک هرگز از او نمی‌خواست به مغازه بیاید،در حالی که می‌دانست بسته شده است.اوانجلین نمی‌خواست گریه کند،فقط میخواست راهی پیدا کند تا به گذشته بازگردد؛به قبل از اگنس.به قبل از لوک.به قبل از آنکه پدر و مادرش را از دست بدهد.تنها چیزی که میخواست، فقط یک بار دیگر در آغوش گرفتن پدرش بود و حس نوازش مادرش بر روی موهایش.درد ناشی از دل انگیز لوک ، در برابر نبود پدر و مادرش ، حتی خراشی هم به حساب نمی‌امد. هنوزم دلش لوک را میخواست.اما چیزی که واقعاً میخواست،زندگی بود که از دست داده بود،و تمام عشقی که دیگر نداشت. استفانی گاربرز | روزی روزگاری دلی شکسته