eitaa logo
برای‌چای‌‍های‌عصرِ‌جمعه🇵🇸
57 دنبال‌کننده
563 عکس
5 ویدیو
0 فایل
در اندیشه ببستم قلم وهم شکستم که تو زیباتر از آنی که کنم وصف و بیانت:) . . . . [داخل این لینک جواب داده میشه] [ https://daigo.ir/secret/5202072 ] در صورتِ بروز مشکل در سایت بالا؛ [https://harfeto.timefriend.net/16973108107240] اینجا در خدمتم🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
قندِ روز های تلخم؟ کتاب:)
متی ترانا و نراك؟((((:
بيا و آخرين شبِ نيمه شعبانِ نبودنت باشد... ((((:🌱🤍 عَيْدُ ميلادٍ سَعيد [یا صاحب‌الزمان…]
[ تو باشی، سردترین زمستان ها هم طعم تابستان می دهند ]
سارای و آیدین:))
برای‌چای‌‍های‌عصرِ‌جمعه🇵🇸
سارای و آیدین:))
به خان چوپان بگویید؛ دیگر به مغان باز نگردد! سارای او را سیل ربود و برد… آن گل عُذارِ رعنا را…
مناظره شُعَرا(:🌱 -سیب-
تو به من خندیدی و نمی­دانستی؛ من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛ باغبان از پی من تند دوید؛ سیب را دست تو دید؛ غضب­آلود به من کرد نگاه؛ سیب دندان­زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز؛ سال­هاست که در گوش من آرام آرام؛ خش­خش گام تو تکرار­کنان می­دهد آزارم؛ و من اندیشه­‌کنان غرق در این پندارم؛ که چرا باغچۀ کوچک ما سیب نداشت! - حمید مصدق -
برای‌چای‌‍های‌عصرِ‌جمعه🇵🇸
تو به من خندیدی و نمی­دانستی؛ من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛ باغبان از پی من تند دوی
من به تو خندیدم؛ چون که می­دانستم؛ تو به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدی؛ پدرم از پی تو تند دوید؛ و نمی­دانستی باغبان باغچۀ همسایه؛ پدر پیر من است؛ من به تو خندیدم؛ تا که با خندۀ خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم؛ بغض چشمان تو لیک؛ لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک؛ دل من گفت: برو! چون نمی­خواست به خاطر بسپارد؛ گریۀ تلخ تو را؛ و من رفتم و هنوز؛ سال­هاست که در ذهن من آرام آرام؛ حیرت و بغض تو تکرار کنان؛ می­دهد آزارم؛ و من اندیشه­‌کنان غرق در این پندارم؛ که چه می­شد اگر باغچۀ خانه ما سیب نداشت - فروغ فرخزاد -