یا رب این شمع دلافروز ز کاشانهٔ کیست؟
جانِ ما سوخت، بپرسید که جانانهٔ کیست؟
حالیا خانهبراندازِ دل و دین من است
تا در آغوشِ که میخسبد و همخانهٔ کیست؟
بادهٔ لعلِ لبش کز لبِ من دور مباد
راحِ روحِ که و پیماندهٔ پیمانهٔ کیست؟
دولتِ صحبتِ آن شمعِ سعادتپرتو
باز پرسید خدا را که به پروانهٔ کیست؟
میدهد هر کَسَش افسونی و معلوم نشد
که دلِ نازکِ او مایلِ افسانهٔ کیست!
یا رب آن شاهوَشِ ماهرخِ زهرهجبین
دُرِّ یکتایِ که و گوهر یکدانهٔ کیست؟
گفتم آه از دلِ دیوانهٔ حافظ بیتو
زیرِ لب خندهزنان گفت که دیوانهٔ کیست؟
—حافظ🪽
#یک_فنجان_شعر
هدایت شده از عکسایی که قشنگه.محدود شدیم بیاید محافظ
میخوام لیست همسایه ها جدید بچینم
درصورت تمایل لینکتون رو برای من @sarbache بفرستید و این پیام رو فور کنید چنل فرحبخشتون 💘
×من شما رو اد میکنم شما هم منو متقابلا لطفا اد کنید
×هر فور 1 ساعت میمونه
×حداکثر روزی 3 فور
×هر آماری بودید فرقی نداره❤️🔥
همسایه های قبلی سرجاشونن🎀
بندهوار آمدم به زنهارت
که ندارم سلاح پیکارت
متفق میشوم که دل ندهم
معتقد میشوم دگر بارت
مشتری را بهای روی تو نیست
من بدین مفلسی خریدارت
غیرتم هست و اقتدارم نیست
که بپوشم ز چشم اغیارت
گرچه بیطاقتم چو مورِ ضعیف
میکُشم نفْس و میکشم بارت
نه چنان در کمند پیچیدی
که مُخَلَّص شود گرفتارت
من هم اول که دیدمت گفتم
حذر از چشم مست خونخوارت
دیده شاید که بی تو برنکند
تا نبیند فراق دیدارت
تو ملولی و دوستان مشتاق
تو گریزان و ما طلبکارت
چشم سعدی به خواب بیند خواب
که ببستی به چشم سَحَّارت
تو بدین هر دو چشم خوابآلود
چه غم از چشمهای بیدارت
—سعدی🫧
#یک_فنجان_شعر