بيا تا جهان را به بد نسپريم
به کوشش همه دست نيکي بريم
نباشد همي نيک و بد پايدار
همان به که نيکي بود يادگار
همان گنج دينار و کاخ بلند
نخواهد بدن مر تو را سودمند
سخن ماند از تو همي يادگار
سخن را چنين خوار مايه مدار
فريدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و ز انبر سرشته نبود
به داد و دهش يافت آن نيکويي
تو داد و دهش کن فريدون تويي
جهانا چه بد مهر و بد گوهري
که خود پروراني و خود بشکري
نگه کن کجا آفريدون گرد
که از پير ضحاک شاهي ببرد
ببد در جهان پانصد سال شاه
به آخر شد و ماند از او جايگاه
جهانِ جهان، ديگري را سپرد
به جز درد و اندوه چيزي نبرد
چنينيم يکسر کِهُ مِه همه
تو خواهي شبان باش و خواهي رَمه
—فردوسی❤️🔥
#یک_فنجان_شعر