هدایت شده از ܢܚߊیܢ̣ߊܝ̇ߺـ|𝓢𝓪𝔂𝓮𝓫𝓪𝓷
کلاس چهارم_پنجم ابتدایی،ی همکلاسی داشتم ک همسایمونم بود،اسمش کوثر بود
این دختر صورتش سبزه تر از ما بود و انگار کند ذهن بود،هیچ کسی هم باهاش دوست نمیشد
چون بابام بهم گفته بودن ک نباید از روی ظاهر آدما قضاوتشون کنیم،من همش دنبال ی نکته مثبت تو شخصیتش میگشتم،آخه ن درسش خوب بود،ن روابط عمومی بالا،ن هوش بسیار عالی
تا اینکه محرم شروع شد،معلممون گفت ک بچه ها یکی یکی بیان مداحی بخونن،ببینم چ جور میخونن
همه رفتن،کوثر هم رفت
بهتون بگم،وقتی شروع کرد ب خوندن،دهن همه ی ما وا مونده بود،عجب صدایی،همه ما از تعجب فقط گوش میدادیم
بعد از اون ماجرا بچه ها ازش چندبار خواستن بخونن،خیلی دختر مهربونی بود
اینا رو گفتم،ک بدونیم نباید هیچ وقت و در هیچ شرایطی،کسی رو از ظاهرش تشخیص بدیم...
✨🌱
هدایت شده از آشغالایِ رنگی !-
_
#139
↠ @delbarnadashtam°•
خب کتاب هر دو در نهایت میمیرند واقعا خیلی کتاب جذابیه...و موضوع از اونجا شروع میشه ک قاصد مرگ به متیو زنگ میزنه تا بهش بگه ک در ۲۴ ساعت آینده قراره ک بمیره...متیو بخاطر گذشته ای ک داشته نتونسته اون آدمی ک میخواسته باشه و حالا اون سعی میکنه ک توی این زمان کم واقعا اونجوری ک دوس داره زندگی کنه:))))
اگه از این تیپ کتابا ک انگیزشی هستن(البته این زیاد انگیزه شی نیست بیشتر درباره ی تغییر و تحوله!) خوشتون میاد حتما بخونیدش🙂🌿