واقعا عجیبه...
هروقت ک میرم انشامو میخونم معلممون فقط ی سر تکون میده و میگه خوب بود و بعد میرم سر جام میشینم...حالا وقتی ک انشاهامو میدم ب دوستام تا برن بخونن از هر ی خط اون انشایی ک میخونن تعریف و تمجید میکنه و کلی تشویقشون میکنه و من فقط لبخند میزنم🗿🤦🏻♀
هدایت شده از _سایه.
نوجوانی هم دورهی عجیبیست!
نه آنقدر بزرگ شده ای که بتوانی مشکلاتت را به تنهایی حل کنی
و نه آتقدر کوچک که از دیگران بخواهی مشکلاتت را حل کنند.
از خیلی کارها بخاطر بزرگ شدن منع میشوی
و از خیلی کار ها برای اینکه هنوز بچه ای.
دغدغه هایت ، برای دیگران کوچک و بی اهمیت
و برای خودت کوهی از درد و مشکلات.
بیشترین چیزی که از دیگران میشنوی خلاصه میشه تو "عجله نکن ، الان هیچ چیز مهم تر از نمره نیست".
عجله نکردن چجوری است؟
باید صبر کنیم مشکلات خودشان یک روزی حل شوند؟
هدف هایمان خود به خود جلوی پایمان قرار میگیرند؟
موفقیت خودش به سراغِ ما پرواز میکند؟
منظور شما آدم بزرگ ها از عجله نکردن چیست؟
درس خواندن و به _آینده_ فکر نکردن ؟چیزی که تمام امیدِ ماست؟
منظورتان چیست؟
هدایت شده از حـنین
در دیده ب جای خواب، آب است مرا
زیرا ک ب دیدنت شتاب است مرا
گویند بخواب تا ب خوابش بینی
ای بی خبران چ جای خواب است مرا؟!.. :)