eitaa logo
هزارتو:)🇮🇷
119 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
2.8هزار ویدیو
12 فایل
جایی برای حوصله های در رفته...! خوش اومدین💚🌿 ناشناس: https://harfeto.timefriend.net/16876261647676
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از TwilightTears
هزارتو:)🇮🇷
دائم از غصه می‌زنم بر سر زندگی مشکل است بی دلبر دوستانم پدر شدند ولی بنده هستم هنوز بی همسر پیرمرد
دوش رفتم به سوی خانه وی زنگشان را فشار دادم هی عوض گل رسید بوته خار جای او در گشود مادر وی گفتم: ای نازنین قبولم کن به غلامی، که عمر من شد طی گفت: هستی نجیب؟ گفتم: هان گفت: مؤمن چطور؟ گفتم: اِی ی ی گفت: کار تو چیست؟ گفتم: هیچ گفت: سرمایۀ تو؟ گفتم: هی ی ی گفت: پس بیش از این مکن اصرار گفت: پس بعد از این مشو پاپی گفتم: ای بر سرت بلا بارد صبر بر این بلا کنم تا کی؟ همه را شکل یار می‌بینم پیرزن را نگار می‌بینم «درد عشقی کشیده‌ام که مپرس زهر هجری چشیده‌ام که مپرس» بارها از دهان مادر او فحش‌هایی شنیده‌ام که مپرس پدرش چون دویده دنبالم تا بدانجا دویده‌ام که مپرس هر کجا گفته‌اند: مادر زن طوری از جا پریده‌ام که مپرس حال از درد عشق افتاده مرضی در دو دیده‌ام که مپرس همه را شکل یار می‌بینم پیرزن را نگار می‌بینم چون به تن می‌کنند جامه تنگ شده چادر برای زن‌ها ننگ در خیابان لباس‌ها دارند با بدن‌ها نبرد تنگاتنگ تا بگویی که این چه ترکیبی است می‌شوی بی‌کلاس و بی فرهنگ در چنین دوره‌ای که هر ده ما شده مانند شهرهای فرنگ تا زمانی که پیر صد ساله صورتش خوشگل است و رنگارنگ همه را شکل یار می‌بینم پیرزن را نگار می‌بینم حشمت آید به چشم من نسرین قدرت آید به چشم من پروین بشنو اکنون حکایتی جالب گر نداری به حرف بنده یقین می‌گذشتم ز کوچه‌ای دیدم برگی از یک مجله روی زمین روی آن عکسی از دو دختر بود چهرۀ هر دو عین حورالعین نیم ساعت به دیدۀ حیرت خیره بودم بر آن ورق همچین زنی آمد که چیست این؟ گفتم: چه بگویم خودت بیا و ببین روی زیبای حوریان بهشت کرده است این مجله را تزئین گفت یارو: خدا شفا دهدت باشی از این به بعد بهتر از این این که عکس فرشته می‌بینی هست عکس لنین و استالین گفتم: امروز چون تو می‌بینم همه را ای نگار ماه‌جبین گفت: بس کن نگار سیری چند؟ شده‌ای پاک خل منم افشین همه را شکل یار می‌بینم پیرزن را نگار می‌بینم _ محمد نظری ندوشن🪻
🌱
هدایت شده از TwilightTears
ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی چو امکان‌خلود ای‌دل در این فیروزه‌ایوان نیست مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی طریق کام‌بخشی چیست ترک کام خود کردن کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی -حافظ🕊️