فک کنم تو عمرم انقد یه موضوع انرژیمو نگرفته بود که امروز
واقعا تف به این زندگی
Left the life*
تا میام خودم و جمع و جور کنم و سبک زندگی ای که میخوامو برای خودم درست کنم یه چیز جدید و مزخرف میندازن تو دامنم
بابا زندگیم چقد درامااا دارههه خدای من
الان فقط چندتا درامای هفته ای که گذشتو براتون تعریف کنم کرکاتون میریزه بچه ها
میخواستن ازم اخاذی کنن که نتونستن🎀 نمیدونستن ما مردم عادی رو هم با دوستامون تحلیل میکنیم چه برسه به موارد مشکوک
دلم میخواد یمدت برم توی طبیعت زندگی کنم تا انرژیشو جذب کنم و یاد بگیرم متعادل باشم
غما و شادیامو توی مغزم تقسیم کنم و در هر حالتی بهترین فکر و حس و رفتار رو انتخاب کنم
نمیدونم چطور بگم اما در مورد هر موضوعی با هر کسی حرف میزنم میبینم که فقط از دیدگاه خودش باهام حرف میزنه
در صورتی که من سعی میکنم همه ی موضوعات رو از زوایای مختلف بفهمم و بتونم بهترین درکو ازشون داشته باشم
به خاطر همینه که خیلی از افراد دورم توی مسائل جدی و حتی شاید غیر جدی نمیتونن مشورت خوبی بهم بدن و در نهایت معمولا افکار خودم بیشتر میتونن بهم کمک کنن
میتونید بهم لقب خودخواه و مغرور رو بدید و تا حدودی هم قبول دارم اما این موضوع فرق میکنه. واقعا راهی که خودم میرم حتی اگه خوب نباشه، بین راه های موجود تقریبا بهترینه!