در گروه حامیان زبان پارسی چه میگذرد؟
یه نفر: من خیلی تنهام خیلی بدبختم دیگه این زندگی رو نمیخوام..
گلارا: *موافقت با طرف
آیلار: *پاچوندن کلیپ های انگیزشی به در و دیوار گروه
بیتا: *توصیه کردن به همه: برید درس بخونید
روژینا: *اکو کردن کلمه ی قدای من در 56558865 تا وویس
کوشولو: *خواستارِ بغل
نیکا: *مادری که داره جنگ و دعوای بچه هاشو تماشا میکنه و به چپشم نیست
رها: *غیب شدن در افق و هر از گاهی پروندن یه چیزی
آیدا: *گفتن حرف و نصیحت هایی که خودشم معنیشونو نمیفهمه و سوژه ی گروه میشه
رایلین و کاکائو: *فارغ از دنیا و دیر رسیدن به بحث
میا و نزهت: *اهمیت ندادن به بحث اصلیِ گروه و بحث کردن و عر زدن برای کیپاپ
کایلین و بروکلین:
همچنان کایلین و بروکلین:
کایلین و بروکلین تا قیامت:
هدایت شده از • ظرفشیشهایِپرازکاکائو-'
پاره ب توان بینهایتتتتت
اصولا اون ی نفری ک میاد میگ من بدبختم من نیستم؟
″میم.ب″
پاره ب توان بینهایتتتتت اصولا اون ی نفری ک میاد میگ من بدبختم من نیستم؟
بله اینم نکته ی خوبی بود چون در 90 درصد اوقات خودت اون یه نفری خواهرم.
″میم.ب″
بعضی وقتا ناراحتیت تبدیل میشه به قدرتی برای زندگی کردن!
این خیلی قشنگ بود خب؟
ولی تنها خوبی مدرسمون اینه که میزاره واسه امتحانا گوشی ببریم.
البته تا تو حیاط فق
ولی خب من دیروز سر امتحانمم برده بودمش و تو جیبم بود😔😂
و قسمت جذابش این بود که مامانمم بهم چیزی نگفت و در عوض بهم گفت حالا مگه ببری چی میشه؟ جیباتونو که چک نمیکنن😔😂
مرز بین امروز و فرداتون که هم امروزتونه هم فرداتون پس در دوتاش هستید و نه امروزه نه فردا مبارک. + 1