بعد از هفت سال انتظار باورم نمیشد که دیشب بالاخره اتفاق افتاد🥲
-برای اینکه یادم بمونه-
هدایت شده از ناناسِ بروکلی
چون امشب دیر وقت ناشناس گذاشتم اگه خواستید فردا ادامه ی چالشه رو توی این چنل جواب بدید
درسته روز خاصی نبود ولی من دلم میخواست باز تو کلاس مینشستیم و با هم حرف میزدیم و باز همکلاسیای مزخرفمون رو مخمون میرفتن و ما بازم اهمیت نمیدادیم و چرت و پرت میگفتیم و میخندیدیم.
اسفند خیلی ماه ثهثخصسمس ایه
بابا بسه تموم شو دیگه مسخره کردی مارو
فقط همین هفته به اندازه ی پنج هفته داره میگذره
آره ما خیلی خانواده ی آرومی داریم.
انقد آرومه که هیچوقت هیچکس نمیفهمه چه صحنه هایی تو خونه داریم تجربه میکنیم.