اونجایی که به حدی از خوشحالی میرسی که دلت میخواد مثل بچگیات همه جارو رنگی ببینی و همه رو دوست داشته باشی حتی اگه دروغی بیش نباشه>>>>
اونجایی که به حدی از خوشحالی میرسی که برات مهم نیست قراره چه اتفاقی بیوفته تو میخوای که خوشحال باشی>>>>
اونجایی که میدونی دلیل خوشحالیت میتونه برای بقیه یه چیز خیلی کوچیک و مسخره باشه ولی حالتو خوب میکنه>>>>
چیه شلوغش میکنید بابا دینی فقط دوازده تا درس اولش سخته (برای انسانیا هم هجده تای اولش سخته)