نیاز دارم برای سه سال از خونمون بزنم بیرون و برم یه جایی که دیگه خانوادمو نبینم ولی متاسفانه اون یه جایی وجود خارجی نداره و اینکه جمعه بسته ای که منتظرشم قراره بیاد پس ان شاء الله از شنبه.
من خیلی برنامه ریزی برای زندگیم دارم
مثلا الان که داداشم شماره داره به اسم «اسکل ۱» ذخیرش کردم که وقتی چند سال بعد اون یکی داداشمو خواستم سیو کنم بشه «اسکل ۲»👍🏻
خیلی دلم میخواست ازینایی باشم که مامانشونو دوست دارن و روش حساسن ولی متاسفانه همیشه کاری میکنه که تنفر جلوی چشممو میگیره و باعث میشه عشقمو بهش فراموش کنم
هدایت شده از نرگس خانوم
دوستام داشتن در مورد ابزار آلاتی که باهاش شبا بیدار میمونن (قهوه و قرص کافئین و فلان و بیسار) صحبت میکردن یهو در اومدم گفتم وا من هیچی نمیخورم😐
ازون روز معروف شدم به زامبی که نیاز به خواب نداره😂 ای بابا. روزگاری شده
″میم.ب″
دوستام داشتن در مورد ابزار آلاتی که باهاش شبا بیدار میمونن (قهوه و قرص کافئین و فلان و بیسار) صحبت م
چه ربطی داره خب منم چیزی نمیخورم😂😭