″میم.ب″
This is my answer..
جالبه که این پسر تو اوج پنیکای من این آهنگو داد بیرون و حدس بزنید چی؟ قراره با این آهنگ تا سال دیگه از گوشام خون بیاد👍🏻
واو استرسی که دارم باور نکردنیه
الان جوری همه ی اطرافیانم بهم استرس میدن که شب امتحان فیزیکمم همچین استرسی رو تجربه نکرده بودم
اون روزی که مامان دفترچه های خاطراتشو آتیش زد گفتم وا چقد کار مسخره ای چجوری میتونه خاطراتشو آتیش بزنه؟
ولی الان به این نتیجه رسیدم همون بهتر که خاطراتمو آتیش بزنم و وانمود کنم فراموش کردم.
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
[دلم میخوادها ولی انگار نمیتونم به چیزی جز تو فکر کنم.]
متنفرم از اینکه چیزایی که الان میخوام روی دلم بمونن و وقتی زمانشون گذشت بهشون برسم که دیگه نه ذوقی براش باشه نه لذتی
زندگیم اینجوریه که از چاله درمیام میوفتم تو چاه بعد از چاهم درمیام میوفتم تو چاه بزرگتر👍🏻
حقیقتا باید بگم ممنون که تعطیلات تموم شد اینجوری حداقل میتونم برای مدرسه رفتن اعصابمو به هم بریزم نه برای چیزای مزخرف و رو اعصاب دیگه