خدای من. این دیگه عجب خواب کوفتی ای بود.
رسما با هق هق بیدار شدم و قلبم هنوز داره میاد توی دهنم
از مراحل اولیه ی فجیع ترین مرگی که میتونه جلوی چشمتون اتفاق بیوفته در نظر بگیرید تا مراسم ختم در همونجا و روزای بعدش.
اونم برای کسی که اینجا کنارم آروم خوابیده و سالم سالمه (و با خروپفاش سرم رو برده)
هشدار میدم این یه اسپویل گنده ی گنده از سریال وقتی زندگی بهت پرتقال میده هست.