eitaa logo
تحصیل اجتهاد محور
719 دنبال‌کننده
155 عکس
41 ویدیو
126 فایل
🔷 این کانال جهت ارائه دروس مجتبی دیانت و برخی مطالب دیگر مرتبط با روش تحصیل اجتهادی تاسیس شده است 🔹ارتباط : @mojtabadianat
مشاهده در ایتا
دانلود
💢 دوره بایدها و نبایدهای تحصیل در علوم عقلی اسلامی ✅ با دعوت از اساتید تراز اول حکمت و معرفت اسلامی 💠 مزایای شرکت در دوره: 1. برگزاری آنلاین و رایگان؛ 2. صدور گواهی پایان دوره؛ 3. راهیابی به دوره های پیشرفتۀ بعدی؛ 4. امکان طرح پرسش در فضای مجازی از اساتید. 🗓 مهلت ثبت نام تا 18 بهمن ✏️ ثبت نام از طریق: 🆔 @Imam_110 (أدمین) 📱 ۰۹۹۱۹۵۳۸۹۴۹ 🌐@Imam_Ali_11 ⏱ زمان برگزاری: از 19 بهمن تا 25 اسفند (پنج شنبه ها و جمعه ها، هر روز 60 دقیقه) 👈 جهت دریافت اطلاعات بیشتر به کانال موسّسه مراجعه فرمایید: @Imam_Ali_11 https://eitaa.com/mdianat
متأسفانه روش تعلیم و تعلم فلسفه در زمان حاضر به این صورت استقرار یافته است که ابتدا بدایه و بعد نهایه و بعد منظومه را می‌خوانند و در نهایت سر سفره اسفار می‌نشینند. این روش بویژه در سال‌های نخست تحصیل فلسفه برای محصلین رشته فلسفه مشکلاتی به بار آورده و می‌آورد. زیرا بدایه و نهایه و منظومه تقریباً چکیده اسفارند و اسفار هم – همان‌طور که واضح است – حکمت متعالیه است و کسی که می‌خواهد فلسفه بخواند، نباید آن را با حکمت متعالی که عالی‌ترین و ناب‌ترین و دقیق‌ترین افکار فلسفی را در خود جای داده است، شروع کند؛ زیرا آن طور که لازم است، قدرت تلقی ندارد و نیز کسی که می‌خواهد به عنوان استاد آن را تفهیم کند، نمی‌تواند آن را برای یک مبتدی آن‌طور که باید القا کند. مباحثی که در ابتدای بدایه آمده است، مانند: اصالت وجود، تشکیک وجود، بساطت وجود، وجود ذهنی، اشکالات آن و … مباحث عمیقی است که ریشه در عرفان دارد و صحیح نیست که آن‌ها را در ابتدا برای کسی که هیچ سابقه‌ای در فلسفه ندارد و هنوز با مباحث فلسفی عرفانی آشنا نیست، مطرح کرد. [پیامدهای منفی آغاز با حکمت متعالیه] این رویه چند پیامد منفی دارد: نخست آنکه بسیاری از مبتدیان، مباحثی را که بدان‌ها اشاره شد، به خوبی درک نمی‌کنند و این خود سبب می‌شود که افراد کم کم دلسرد شده و فلسفه خواندن را رها کنند و عطایش را به لقایش ببخشند. دوم آنکه افراد مبتدی آن‌طور که باید نسبت به این‌گونه مباحث احساس نیاز نمی‌کنند؛ در نتیجه از خواندن فلسفه لذت نمی‌برند؛ چون با خود می‌گویند: وجود نه خدای من است، نه پیغمبر من است و نه دردی از دردهای من دوا می‌کند و نه مشکلی از مشکلات دینی جامعه را حل می‌کند. اصالت وجود به چه درد من می‌خورد؟ چرا باید وقت من صرف این‌گونه مباحث شود؟ و این برخلاف صورتی است که یک مبتدی، فلسفه را از حکمت متعارف شروع کند؛ مثلاً در کتاب اشارات، قسمت الهیات، مطلب با این بحث شروع می‌شود که «کل محسوس موجود» آیا عکس این قضیه یعنی «کل موجود محسوس» نیز صادق است؟ یا اینکه خیر، عکس موجبه کلیه، موجبه‌ جزئیه است؛ یعنی «بعض الموجود محسوس». طلبه مبتدی این مسأله را به راحتی می‌فهمد و نیاز به آن را آن‌طور که باید احساس می‌کند و از خواندن فلسفه، لذت لازم را می‌برد. سوم آنکه رویه یاد شده موجب می‌شود که در بسیاری موارد برای افراد، برداشت‌های دور از واقعیت پیش آید که چه بسا تا پایان در ذهنشان باقی بماند و یا دست‌کم مدت مدیدی ذهن و فکرشان را به خود مشغول کند و پس از سالیانی بفهمند که در طول این مدت کله‌ بی‌صاحب می‌تراشیده‌اند، به شکلی که هم خود از تلقی صحیح بازمانده‌اند و هم دیگران را به اشتباه انداخته‌اند. [روش صحیح تحصیل فلسفه] برای اینکه ما با این مشکلات روبه‌رو نشویم، باید فلسفه را با خواندن یک دوره حکمت متعارف مشائی - که با فهم و استعداد افراد مبتدی مناسب است - شروع کنیم و بعد از آن به فراگیری حکمت اشراق، که ناظر به حکمت مشاء است، بلکه نقدی است بر آن حکمت، بپردازیم و در کنار این‌ها باید مباحث کلامی را نیز پیگیری کنیم. بعد از همه این‌ها لازم است یک دوره عرفان نظری را در حد کتاب «تمهید القواعد» و مقدمه‌ قیصری بر فصوص فرا بگیریم، آن‌گاه نوبت به حکمت متعالیه می‌رسد که از عناصر اربعه‌ یعنی: حکمت مشا، حکمت اشراق، کلام و عرفان تشکیل شده است. بی‌تردید کسی که با این عناصر آشنا نیست و خصوصاً در مباحث عرفانی تخصص لازم را ندارد، نمی‌تواند به عمق سخنان آخوند در مباحث اصالت وجود و اعتباریت ماهیت و نظایر آن برسد. ترتیب پیشنهادی ابتدا منطق مظفر را بخوانید و با اصطلاحات منطقی آشنا شوید. بعد منطق اشارات را بخوانید که مهم این است و سپس برهان شفا را بخوانید که جان منطق آنجاست و به داد انسان می‌رسد. حضرت علامه طباطبایی به استاد علامه حسن زاده و برخی دیگر از شاگردان ویژه خود مانند آیت الله جوادی فرموده بودند من شما را در منطق قوی نمی‌بینم باید برهان شفا را بخوانید و خود ایشان برهان شفا را به این بزرگواران تدریس فرمود. پس از اینها یک دوره حکمت مشاء خوانده شود یعنی حکمت اشارات و الهیات شفا پس از این، یک دوره حکمت اشراق بخوانید و در کنار اینها کلام بخوانید مانند کشف المراد علامه پس از اینها یک دوره عرفان نظری در حد تمهید القواعد و شرح قیصری بر فصوص خصوصا مقدمه شرح قیصری که یک دوره عرفان نظری هست، بخوانید و بعد شروع کند به آثار آخوند ملا صدرا مانند شواهد الربوبیه و یا اسفار اربعه این برنامه را داشته باشید تا ان شاء الله در طول پانزده سال یک حکیم عارف در بعد نظر و ان شاء الله - در کنار آن با عمل و سیر و سلوک - در بعد عمل خواهید شد. (استاد رمضانی) https://eitaa.com/mdianat
اعلم أيدنا اللَّه أن لله خليفة يخرج و قد امتلأت الأرض جورا و ظلما فيملؤها قسطا و عدلا لو لم يبق من الدنيا إلا يوم واحد طول اللَّه ذلك اليوم حتى يلي هذا الخليفة من عترة رسول اللَّه ص من ولد فاطمة يواطئ اسمه اسم رسول اللَّه ص جده الحسين بن علي بن أبي طالب يبايع بين الركن و المقام يشبه رسول اللَّه (ص) في خَلقه و ينزل عنه في الخُلق لأنه لا يكون أحد مثل رسول اللَّه (ص) في أخلاقه و اللَّه يقول فيه وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيم‏ بدان که برای خداوند، خليفه ای است که ظاهر میشود در حالی که زمین از ظلم و ستم، آکنده شده پس زمین را از عدل و داد پر میکند. اگر حتی یک روز از عمر دنیا باقی نمانده باشد خداوند آن را به قدری طولانی میکند تا این خلیفه ظاهر گردد. او از عترت رسول اللَّه (ص) از نسل فاطمه (س)است، همنام پیامبر و جدش حسين بن علي بن أبي طالب (ع) است. میان رکن و مقام با او بیعت میشود. در خلقت شبیه رسول اللَّه (ص) است و در اخلاق به منزله پیامبر (ص) است زیرا در خلق و خو، هیچکس مانند رسول اللَّه (ص) نیست و حق تعالی در مورد پیامبر میفرماید: إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيم‏ الفتوحات المكية، ج‏۳، ص: ۳۲۸ https://eitaa.com/mdianat
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙آیت الله العظمی جوادی آملی: «حضرت (سلام الله علیه) که ظهور کرد _ که ما انتظارش را می ‌کشیم _ به ما گفت این قرآن را ببر در فلان منطقه غرب یا فلان منطقه شرق، خب ما هم باید قرآن را خوب بدانیم هم حرف کانت و دکارت و هایدگر و اینها را بدانیم... 🔹 حضرت آمد ما چه انتظاری داریم؟ انتظار داریم به ما بگوید در همین قم باش و را اداره کن یا دستور می ‌فرمایند که برویم جایی کنیم؟ حالا برای تبلیغ رفتیم به غرب، گفتیم ما حرف ‌های کانت را نمی‌ فهمیم، مکتب دکارت را نمی ‌فهمیم، حرف‌ های هایدگر را نمی‌ فهمیم، خب برای چه چیزی به آنجا برویم؟!...» درس تفسیر ٩٨/٩/٢٧ 👈🏻کانال رسمی دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی https://eitaa.com/mdianat
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی درباره نقش معقول در فهم اخبار اهل بیت علیهم السلام 30 دی ماه1401 https://eitaa.com/mdianat
14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 تماشا کنید و لذت ببرید... حضرت آقای حسن زاده حَفَظَهُ الله [در دیوان اشعارش] می‌فرماید: ماه رمضان آمد نور دل و جان آمد گفت: عزیزم دارد می‌آید، دوستم دارد می‌آید. اینها چرا اینجورند؟ امّا وقتی بعضی می‌شنوند که ماه مبارک رمضان دارد می‌آید، غصّه می‌خورند! خیلی‌ها را می‌بینم دستپاچه می‌شوند که ماه مبارک رمضان دارد می‌آید! این آقای حسن زاده! چقدر آن قصیده اش بلند است! مثل اینکه انسان یک برادر اسیر و آزاده ای در زمان جنگ دارد که چندین سال اسیر بود؛ حالا به او بشارت بدهند که این دارد می‌آید؛ چقدر خوشحال می شود؟!گرچه [حضرت آقای حسن زاده] دو ماه رجب و شعبان را به ماه مبارک رمضان وصل می کردند و روزه می‌گرفتند. ماه رمضان آمد نور دل و جان آمد... بیانات آیت الله جوادی آملی در دیدار با مسئولین کنگره طب نبوی؛ ۱۳۹۶/۰۸/۰۴ • پ‌ن: ادب و تواضع و علاقۀ حضرت آیت الله جوادی نسبت به حضرت علامه حسن زاده آملی(ره) قابل توجه و دیدنی است. توجه شود که این سخنان در زمان حیات مرحوم علامه حسن زاده بیان شده است. @Arefane | عارفانه https://eitaa.com/mdianat
ماه رمضان آمد، نور دل و جان آمد نور دل و جان آمد، ماه رمضان آمد به‌به رم از آن آمد، يكسر همه ديوان را يكسر همه ديوان را، به‌به رم از آن آمد نيروى روان آمد، مر سالك صادق را مر سالك صادق را، نيروى روان آمد عاشق به فغان آمد، از شوق سحرخيزى از شوق سحرخيزى، عاشق به فغان آمد از سوى جنان آمد، آن را كه دلت خواهد آن را كه دلت خواهد، از سوى جنان آمد چون بند گران آمد، بر گردن محرومان بر گردن محرومان، چون بند گران آمد از عالم جان آمد، قرآن كريم اين مه قرآن كريم اين مه، از عالم جان آمد سعدان به قِران آمد، از قدرش و قرآنش از قدرش و قرآنش، سعدان به قِران آمد در مهد امان آمد، زين مه حسنِ نجمش زين مه حسن نجمش، در مهد امان آمد دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی ✍ در بیت دوم این شعر، تشابه وزنیِ کلمۀ «رم از آن» با کلمۀ «رمضان»، نشان از ذوق ادبی شاعر دارد. در بیت یکی مانده به آخر، کلمۀ «سَعدان» به معنی دو سیارۀ سعد، مشتری و زهره است، و کلمۀ «قِران»، به معنی نزدیک شدن است. در این بیت همراه شدن «نزول قرآن» با «شب قدر» در ماه رمضان، به نزدیک شدن دو سیاره سعد مانند مشتری و زهره در یک برج تشبیه شده است. https://eitaa.com/mdianat
عظمت علامه طباطبایی(ره) و تفسیر المیزان آیت الله العظمی جوادی آملی: «غالب نوشته‌ های سيدنا الاستاد مرحوم علاّمه طباطبايی در ماه مبارك رمضان بود، شب را تا صبح بيدار بود و می‌نوشت ؛ اين هم از كسانی است كه بالأخره حرف دارد برای خودش. وقتی تفسير را نگاه می كنيد بعد از تبيان مرحوم شيخ طوسی(ره)، مجمع البيان مرحوم امين‌ الاسلام طبرسی (ره) ؛ بعد از چند قرن تازه نوبت به مرحوم فيض(ره) می‌رسد آن هم حرف تازه‌ ای بسيار كم آورده، بعد هم می‌بینید مرحوم علامه طباطبايی(ره) صف كشيده در برابر اينها. اينها شاگرد ماه رمضان‌ اند، شاگرد سحر‌ند، شاگرد گريه‌ اند.‌ گريه شام و سحر شكر كه ضايع نگشت/قطره باران ما گوهر‌ يكدانه شد كسی كه بگويد: خدايا آمدم! چيز می گيرد.» https://eitaa.com/mdianat
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙آیت الله جوادی آملی حفظه الله: 📖برای ما طلبه ‌ها این كار یك است، مُهری كنار آن اتاق مطالعه ما باشد هر وقت مطالعه ‌مان تمام شد یك كنیم، بعد بیاییم بیرون، اینها را جزء برنامه ‌ها بدانیم..." منبع 📚 📕 مقدمات اجتهاد 🖌📝 📱https://eitaa.com/Moghaddemat https://eitaa.com/mdianat
💠 جامعيت علامه طباطبایی در علم و عمل آية‌الله‌ علّامۀ طباطبائی گذشته‌ از جامعيّت‌ در علوم‌، جامع‌ بين‌ علم‌ و عمل‌ بود؛ آنهم‌ عملی كه‌ از تراوشات‌ نفسانيّه‌ صورت‌ گيرد و بر اساس‌ طهارت‌ سرّ تحقّق‌ پذيرد. جامع‌ بين‌ علوم‌ و كمالات‌ فكريّه‌ و بين‌ وجدانيّات‌ و اذواق‌ قلبيّه‌ و بين‌ كمالات‌ عمليّه‌ و بدنيّه‌ بود؛ يعنی مردِ حقّی بود كه‌ شراشر وجودش‌ به‌ حقّ متحقّق‌ بود. خطّ نستعليق‌ و شكستۀ ايشان‌ از بهترين‌ و شيواترين‌ خطّ اساتيد خطّ بود.[1] گرچه‌ در اين‌ اواخر بعلّت‌ كسالت‌ اعصاب‌ و رعشۀ حاصل‌ در دست‌، دست‌ تكان‌ داشت‌ و خطّ مرتعش‌ بود ولی جوهرۀ خطّ حكايت‌ از استادی در اين‌ فنّ را داشت‌. خودشان‌ می‌فرمودند: قطعاتی از خطّ زمان‌ جوانی مانده است‌ كه‌ وقتی به‌ آنها نگاه‌ می‌كنم‌ در تعجّب‌ می‌افتم‌ كه‌ آيا اين‌ خطّ من‌ است‌؟ در علوم‌ غريبه‌، در رَمْل‌ و جَفْر وارد بودند؛ ولی ديده‌ نشد كه‌ عمل‌ كنند. در علم‌ اعداد و حساب‌ جُمَل‌ به‌ ابْجَد و طرق‌ مختلف‌ آن‌، مهارتی عجيب‌ داشتند. در جَبر و مقابله‌ و هندسۀ فضائی و مسطّحه‌ و حساب‌ استدلالی سَهمی بسزا داشتند. و در هيئت‌ قديم‌ استاد بودند؛ بپايه‌ای كه‌ به‌ آسانی می‌توانستند استخراج‌ تقويم‌ كنند، و همانطور كه‌ عرض‌ شد يكدورۀ از آن را به ما درس‌ گفتند. ولی چون‌ رياضيّات‌ را چه‌ از حساب‌ و هندسه‌ و چه‌ از مثلّثات‌، اين‌ حقير در مدارس‌ جديده‌ بطور مستوفَی خوانده‌ بودم‌ ديگر لزومی نداشت‌ كه‌ نزد ايشان‌ نيز بخوانم‌. باری، استاد ما علوم‌ رياضی را در نجف‌ اشرف‌ نزد آقا سيّد أبوالقاسم‌ خونساریّ كه‌ از رياضی‌دان‌های مشهور عصر بود فرا گرفته‌ بودند. و خود ايشان‌ می‌فرمودند كه‌: برای بعضی از استادان‌ رياضی جامعۀ بغداد (دانشگاه‌) مسأله‌ای مشكل‌ پيش‌ می‌آمد كه‌ از حلّ آن‌ عاجز می‌شدند، به‌ نجف‌ می‌آمدند و بخدمت‌ آقای سيّد أبوالقاسم‌ می‌رسيدند و اشكال‌ خود را رفع‌ می‌كردند. علاّمۀ طباطبائی در ادبيّات‌ عرب‌ و معانی و بيان‌ و بديع‌ استاد بودند. در فقه‌ و اصول‌ استاد بودند و ذوق‌ فقهی بسيار روان‌ و نزديک بواقع‌ داشتند. و دوره‌هائی از فقه‌ و اصول‌ را نزد استادانی چون‌ مرحوم‌ آية‌الله‌ نائينی و مرحوم‌ آية‌الله‌ كمپانی خوانده‌ بودند، و نيز از فقه‌ آية‌الله‌ اصفهانی بهرمند شده‌اند؛ و مدّت‌ اين‌ دوره‌های از درس‌ مجموعاً به‌ ده‌ سال‌ كشيده‌ شد. و استاد وحيد ايشان‌ در فلسفه‌، حكيم‌ متألّه‌ معروف‌ مرحوم‌ آقا سيّد حسين‌ بادكوبه‌ای بوده‌ است‌ كه‌ ساليانی دراز در نجف‌ اشرف‌ در معيّت‌ برادرشان‌ مرحوم‌ آية‌الله‌ آقا حاج‌ سيّد محمّدحسن‌ طباطبائیّ إلهی نزد او بدرس و بحث‌ مشغول‌ بوده‌اند؛ و چون‌ «أسفار» و «شفاء» و «مشاعر» و غيرها را نزد او خوانده‌اند. مرحوم‌ حكيم‌ بادكوبه‌ای به‌ ايشان‌ عنايتی خاصّ داشته‌ است‌ و برای تقويت‌ برهان‌ و استدلال‌، ايشان را امر كرده‌ است‌ كه‌ علوم‌ رياضی را دنبال‌ كنند. و امّا معارف‌ الهيّه‌ و اخلاق‌ و فقه‌الحديث‌ را نزد عارف‌ عاليقدر و كم‌نظير يا بی‌نظير، مرحوم‌ آية‌الحقّ حاج‌ ميرزا علی آقا قاضي‌ قدَّس‌ اللَه‌ تربتَه‌ الزّكيّه آموخته‌اند؛ و در سير و سلوک و مجاهدات‌ نفسانيّه‌ و رياضات‌ شرعيّه‌ تحت‌ نظر و تعليم‌ و تربيت‌ آن‌ استاد كامل‌ بوده‌اند. 📚 مهر تابان، ص20 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- علّامه‌ در تشخيص‌ خطهای قديمی و اساتيد فنّ، استاد بودند و خطهای معروفين‌ را به‌ طرز بی‌نظيری می‌شناختند. بطوريكه‌ در بعضی اوقات‌، اساتيد خط‌شناسی به‌ ايشان‌ مراجعه‌ می‌نمودند و ايشان‌ بدون‌ درنگ‌ می‌گفتند: اين‌ خطّ مثلاً از فلان‌ است‌. يكی از اساتيد اهل‌ فنّ خطّ برای ما می‌گفت‌: روزی ما مقدار زيادی از خطوط‌ را كه‌ نمی‌شناختيم‌ به‌ محضر ايشان‌ برديم‌ و ايشان‌ يک یک را می‌گفتند كه‌ از كيست‌، و‌ سريعاً كنار می‌گذاردند. مثلاً می‌گفتند: اين‌ خطّ از مرحوم‌ درويش‌ است‌! اين‌ خطّ ميرعماد است‌! اين‌ خطّ ميرزا غلامرضا كلهر است‌! اين‌ خطّ احمد نيريزی است‌، و همچنين‌ تا آخر مجموعه‌ را يكايک سريعاً گفتند و اوراق‌ را روی هم‌ می‌گذاردند. پس‌ از انجام‌ اين‌ مهمّ ما پرسيديم‌: بسيار خوب‌! شما اينطور مبيّن‌ و روشن‌ ساختيد ولی حالا بفرمائيد: به‌ چه‌ دليل‌ اينطور می‌گوئيد؟! و برای ما چه‌ حجّتی باشد؟! ايشان‌ يكايک از اوراق‌ را برداشتند و شيوۀ يكايک از اساتيد خطّ را بيان‌ كرده‌ و سپس‌ می‌فرمودند: اين‌ قطعه‌ دارای اين‌ شيوه‌ و اين‌ خصوصيّات‌ است‌؛ كه‌ اين‌ نيز برای ما بسيار مُعجب‌ بود! https://eitaa.com/mdianat
هدایت شده از سیره فرزانگان
درسی به شاگردان! مرحوم آیت الله حاج آقا نصرالله شاه آبادی: 🔹️مرحوم امام می‌فرمودند: روزی طلبه‌ای مازندرانی از مرحوم آقا- مرحوم آیت الله العظمی محمد علی شاه آبادی- تقاضا كرد كه حاشیۀ ملّا‌عبداللــه (یكی از كتب مقدّمات) را به وی درس بدهد. مرحوم آقا قبول كردند و در كنار دروس خارج اصول و خارج فقه و فلسفه و عرفان، به او حاشیه ملّا‌عبد‌اللــه تدریس می‌كردند. این موضوع برای شاگردان دروس عالی ایشان خوش آیند نبود. لذا از آن طلبه خواستند كه آن درس را از شخص دیگری فرا بگیرد، ولی او زیر بار نرفت. با خود آقا صحبت كردیم و به ایشان عرض كردیم: بهتر نیست وقت خود را صرف درس اهمّ بفرمایید؟ ایشان فرمودند: انسانی از من تقاضایی كرده و من قدرت ادا داشتم و قبول كردم. بعد‌ها فهمیدم كه ایشان برای تربیت ما این كار را كردند، تا وقتی اصطلاحات و علوم بالاتری فراگرفتیم، دچار غرور نشویم و شأن خود را بالاتر از طلبۀ مقدمات خوان ندانیم! سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از: حدیث نصر، ص ۱۳۰، نشر موسسه کتابشناسی شیعه، https://eitaa.com/sirefarzanegan