تویی ک اون بالا حواست ب همه چی هست .
یه لحظه ..
فقط یه لحظه بزار خوش باشم مشتی .
چرا باید تو هر روزم ریده شه؟
چرا اخه ؟
حاجی من فرشته نیستم نامیرا باشم .
آدمم .. چیزی ک خودت خلقش کردی !
دارم نمیتونم دیگه :)
چرا نمیبینیم ؟؟؟
دارم اینجا جون میکنم ؛ گفتم درستش کن برام .. هردفعه بدتر شد :)
یدفعه بیا این ضربانو قطعش کن تموم شه بره دیگه .
تاحالا شده خودتو تو قلب ِکسی که دوسش داری بکُشی؟
خیلی درد داره ؛ مخصوصا لحظه ی جون دادن .
اوج غم ؟ .. اونجا که از فشار زیاد نه چشات توان خیس شدن دارن ؛ و نه حنجرت توان حرف زدن .
آرزو میکردم که کاش
تو اینجا پیش من بودی
یا من آنجا پیش تو بودم
یا ما هرجایی، کنار هم بودیم : )
- 348 ؛
روزِآخِر؛
هوی ما کناریتما ؛ نبینم نا امید باشی .
انشاءالله که همه چی خوب پیش میره :)