بچه ها من خیلی جدی از داداشم قول گرفتم که اگه اتفاقی براش افتاد وصیت کنه لباساش به من برسه:))) اونم قبول کرد:)))
وای روم نمیشه بگم لپ تاپ و کتاباشم میخوام :)))
بچه ها همین الآن مجری شبکه خبر به جای سرزمین اشغالی گفت سرزمینهای آشغالی:))))
بی نظیره:))))
اگه بخوام از دیروزِ قشنگم تعریف کنم...
باید بگم: کنار کلی دختر قشنگ بودم.. دخترایی که لپاشون از شدت گرما ، گل انداخته بود و تیزی آفتاب داشت ذوبشون میکرد ولی چشماشون از لبخند و قلباشون از ذوق ، خالی نمیشد:)))
میدونی...دلم میخواد چیزی که فکر میکنم درسته رو بگم و واقعاً دیگه اونقدراعم اینکه بقیه چی فکر میکنن مهم نیست..