بهم پیام بده عزیزم
درباره کوچیک ترین چیزا حرف بزن
از ذوقزدگی ها و ناراحتیهای روزمرهت بگو
من اینجام که باهات حرف بزنم
تا الآن شده یه طوری به خودت اجازهی زدن یه سری حرف هارو ندی؟ نه که اشتباه باشه ها. انگار دیگه اون حرفا ارزششونو از دست میدن و برت میگردونن عقب..
حتی برام مهم نیست چقدرشو به یاد بیارم
فقط برام مهمه که وقتی به اینجای زندگیم فکر کردم حس واقعی بودن داشته باشم نه حس حماقت..
حالا خوبه این وسط حداقل چنل آقای ابراهیمی رو پیدا کردم و میتونم عکسایی که از حرم امام رضا میگیره رو نگاه کنم..
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
آقای خادم گفت:« این طرف چایی شیرین داریم واسه گرم کردن جونتون و شیرین کردن شبتون، این سمتم دمنوش داریم هم خستگی از جونتون در میکنه هم شادی بخشه».
منم گفتم پس لطفاً یدونه سینی بدید.