«معشوق» کلمهایه که از همون لحظهی اول
بوی فقدان میداد
بوی چیزی که یا هرگز به دست نمیاد؛
یا درست وقتی به دست اومد، شروع به از دست رفتن میکنه.
خیلی جدی، بیشعورم اگر از فردا به تكتك ساعتای مطالعم عمل نکنم و برنگردم به حالت قبلیم..
هدایت شده از وَردسِپِهر.
گوشهای کو که دل از گریه توان خالی کرد...؟
- نظیری نیشابوری