📖 قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اقْنَعْ بِما اُوتيتَهُ يَخِفَّ علَيكَ الحِسابُ
📜 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله می فرمایند:به آنچه به تو داده شده است قناعت كن، تا كار حسابرسى برتو آسان گردد.
📚 أعلام الدين : ۳۴۴
#حدیث
يا أَيُّهَا النّاسُ قَد جاءَكُم بُرهانٌ مِن رَبِّكُم وَأَنزَلنا إِلَيكُم نورًا مُبينًا
ای مردم! شما را از پروردگارتان برهانی آمده، و نوری روشنگر به سوی شما نازل كردهایم.
سوره نساء آیه ۱۷۴
#قرآن_قلبها
عــاشــقانــههایمنوخــدا:)
موفقیت، پاداش افراد شکست خورده ای است که ناامید نشده اند! #امید #انگیزه
...فلا تکن من القانطین
و تو هرگز از ناامیدان نباش
سوره حجر آیه ۵۵
#قرآن_قلبها
#امید
هدایت شده از "ᴇxᴛʀᴀ ᴏʀᴅɪɴᴀʀʏ"🇵🇸
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
النِّسَآء
وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا(١٠٤)
در تعقیبکردن دشمن سستی و کوتاهی نکنید. در این راه، اگر شما رنج و سختی میکشید، آنها هم مثل شما رنج و سختی میکشند؛ با این فرق که شما از خدا پیروزی و پاداشی امید دارید که آنها ندارند : ))
و خدا دانایی کاردرست است.
#از_او ❤️🔥🌱🤌🏻
#شهیدصالح
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
افکار خیلی قدرتمند هستند و اگر نتوان آنان را کنترل کرد تا ابد در آن حبس خواهیم شد.. و انقدر ما را به داخل خود میکشانند که دیگر بیرون آمدن از آن ممکن نباشد.. افکار مانند رودی میماند که به دنبال دریا میگردد تا به آن وصل شود.. افکار دیدگاه انسان را شکل میدهد و هرچه افکار پریشان تر، دیدگاه بی ریشه تر.
ذهن آدمی آنقدر قدرتمند است که به محض احساس خطر، خاطرات را از بین میبرد و این دلیل زنده ماندن و ادامه دادن زندگی است.
برای کنترل افکار باید تسلیم شد.. بیشتر فکر کردن راه حل نیست؛ رها کردن تنها راه حل آرامش است..
#my_writing✍🏻
#l_feel_now
باران بهاری🌧
دقایقی به سال تحویل مانده بود.
باد شدیدی می وزید انگار باد روسریام را طلب کرده بود.
تک و تنها روی تاب نشسته بودم.
تاب خود را به دست باد سپرده بود و آوازی جیغی مانند سر می داد.
پنجره ها با به هم خوردن، نشانه ای به ما می دادند:
سال نو مبارک...
ناگهان نوری آسمان شب را روشن کرد، نوری در دل تاریکی ...
کمی بعد طنینی بلند و رسا که از هر طرف شنیده میشد؛ پخش شد.
باران آمد.
انگار به هم وابسته بودند باد و باران.
نخل ها ذوق داشتند و برای باران ورجه وورجه میکردند.
نخل ها مانند چتری بر روی تاب، بالای سر من بودند. ای کاش از این چترهای ناگهانی موقع خیس شدن بود.
آسمان صافی را می خواست اما ابر ها دلشان باریدن می خواست.
ابر ها کسی را می خواستند که آرامشان کند اما کسی نبود پس می باریدند و می باریدند.
من در دل باران می باریدم.
باد در درون من می وزید.
تنها تفاوتمان این بود که آنها بهاری بودند اما من همیشگی....
یا صاحب الزمان میشود باران من هم بهاری باشد؟
#my_writing✍🏻