دیشب با دوستم رفته بودیم کافه، رسیدیم جلوی کافه که یهو یه موتوری اومد داد زد: «شنوندگان عزیز! من امروز ایرپاد خریدم.»
و گاز داد رفت :)))))))
مردمم داد زدن مبارکههه :)))))))
》امیرو《
🎩 @Social_Twitter
بابابزرگم یه مدت خیلی به مامان بزرگم محبت میکرد جوری که برای همه عجیب بود،
رفتم پیشش گفتم بابا جریان چیه جدیدا خیلی با مامان بزرگ مهربونی
گفت تف تو این شانس من یادم نمیومد این کیه داشتم مخشو میزدم بگو چرا انقدر قیافش آشناست
》خلافکار《
🎩 @Social_Twitter
دلم میخواد بدونم چرا انقد هجمه علیه ازدواج کردن زیاد شده؟!
از هرکی میپرسی، تو یا خودش رو احمق خطاب میکنه که بخواد زیر بار تعهد بره!
چرا واقعا؟ ازدواج درست، بخش بزرگی از مسیر زندگیه!
》Miss nobody《
🎩 @Social_Twitter
تو ترافیک گیر کردم موتور گرفتم برم خونه پشت موتور خيلى سردم بود،
دست انداختم دور شکمش سرمم گذاشتم
رو شونه ش !
يهو بهم گفت: گوشمم بخوری کرایه نمیگیرم 😐😂
》دایی امینم《
🎩 @Social_Twitter
این ورودیای دهه هشتادی دانشگامون زمین تا آسمون با ماها فرق دارن.کول و باحالن، تو درسا به هم کمک میکنن، دختر و پسری نمیکنن... واقعا بین دهه ها خیلی فاصله س
》پَر《
🎩 @Social_Twitter
مثلِ هرروز اومدم خونه به مامانم سلام کردم رفتم تو اتاقم دنبالم اومده میگه چی شده چرا ناراحتی با یه سلام همه چیو فهمید یکی باید اینجوری آدم وبلد باشه...
•mahishid tavakoli•
🎩 @Social_Twitter
ترم آخر همه چیز غمانگیز میشه. از در و دیوار اتاق خوابگاه بگیر تا دستگیرهی در کلاس، تماشای سیگار کشیدن جمعی بچهها از دور، میزی که روش با ماژیک آبی نوشته شده جااستادی و حتی چهرههایی که اصلا نمیشناسیشون ولی به دیدنشون عادت کردی.
•الفز•
🎩 @Social_Twitter
این دارکوب هم موجود بدبختیه. هر روز تا چشاش رو باز میکنه میگه خب، بریم تا شب سرمون رو بکوبیم به درخت.
ولی قابل فهمه.
•Stephen dedlus•
🎩 @Social_Twitter
سگهای تراپی منتظرند که در ها باز بشه برن بچه های مریض رو خوشحال کنند :))
》هوشمند《
🎩 @Social_Twitter