از من نپرسید "چخبر" چون وقتی میپرسید من دوباره برام یادآوری میشه که زندگی چقدر یکنواخت و مسخرهست.
*دوایت شروت*
🎩 @Social_Twitter
یه ویس هست صدای موج آبِ، بعد من شبا تا اونو گوش ندم خوابم نمیبره، مامانم اومده بالا سرم میگه ملت بچه میزان من معلوم نیست چی زاییدم باید بذارنش تو آکواریوم بتونه خوابش ببره :))))
》خشایار《
🎩 @Social_Twitter
اتاق هتلو تحویل دادم اومدم بیرون درو بستم بعد در حرکتی اسکلانه با سوییچ ماشین داشتم میزدم در قفل شه.یارو خیلی شگفت زده داشت نگام میکرد ولی خدارو شکر خوب جمعش کردم گفتم فکر کنم ماشینم تو اتاق جا مونده
》سدل《
🎩 @Social_Twitter
خواهرزادم با مامانش قهر کرده عروسک و پوشکشو ورداشته اومده پیش من:)
》گلبرگ《
🎩 @Social_Twitter
شما هرچی میخواین بگین ولی من هنوزم ببینم تلویزیون باب اسفنجی یا پلنگ صورتی نشون میده میشینم نگاه میکنم.
》𝐀𝐫𝐭𝐡𝐮𝐫 𝐌𝐨𝐫𝐠𝐚𝐧《
🎩 @Social_Twitter
از جلو تالار رد شدم، گشنم بود رفتم تو...
دم در به یارو گفتم مبارکه، من و داماد از دبستان با همیم، دو پرس جوجه بهم داد گفت بابام از مکه اومده، گمشو بیرون😂
》پادشاهی《
🎩 @Social_Twitter
بوی این پاک کن نرم هارو یادتونه ؟
نگید که گازش نمیزدید
تازه بعد پاک کردن داغ میشد میچسبوندیم به لپمون :))
》Mahya《
🎩 @Social_Twitter
چقد تو عکسای تولدتون خوشگل میشین. یبار واسم تولد گرفتن همه فامیل میگفتن عکسارو بذارین تو گروه دیدم عکس های خودم نیست به مامانم گفتم عکسای من کو؟ گفت تو پی وی میفرستم درست نیست مردم رو بترسونیم
》روانپریش دوم درب اول《
🎩 @Social_Twitter
ترم۲ بودم ی پسر بود خوشمون میومد از هم، امتحان اخر ترم بدون مقدمه گفت: خیلی حواسم بهت هست تو پُر شرو شوری من درونگرام باهم نمیتونیم، رفت نذاشت حرفی بزنم، الان بعد ۳ سال اتفاقی تو مهمونی دیدمش گفت: چقد ساکت شدی!
یاد ۳ سال پیش افتادم گفتم تو نذاشتی چیزی بگم، ولی میخواستم بگم عشق ادمو عوض میکنه.
》جریده از فریاد《
🎩 @Social_Twitter
خب خداروشکر با دیدن این پست نصف دغدغه های زندگیم حل شد.
》اون دختــــره《
🎩 @Social_Twitter